امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم

و تقديم به او كه ايمان دارد و می داند .


برخیز شتربانا ؛ بر بند كجاوه

کز چرخ عیان گشت همی رایت کاوه

از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه

وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذر به شتاب اندر از رود سماوه

در دیده من بنگر دریاچه ساوه

وز سینه ام آتشکده پارس نمودار

ماییم که از پادشهان باج گرفتیم

زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم

دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم

اموال و ذخاریشان تاراج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم

ماییم که از دریا امواج گرفیتم

و اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تيار

در چین و ختن ولوله از هیبت ما بود

در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود

در اند لـس و روم عیان قدرت ما بود

غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود

صقلیه نهان در کنف رایت ما بود

فرمان همایون قضا آیت ما بود

جاری به زمین و فلک و ثابت وسیار

خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم

وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم

دریای شمالی را بر شرق نشاندیم

وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم

هند از کف هندو ؛ ختن از ترک ستاندیم

ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم

نام هنر و رسم کرم را به سزاوار

امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم

در داو و فرح باخته اندر شش و پنجيم

با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم

چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

هم سوخته کاشانه و هم باخنه گنجیم

ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم

جغدیم به ویرانه ؛ غزاليم به گلزار

ماهت به محاق اندروشاهت به غری شد

وز باغ تو ریحان و سپر غم سپری شد

انده ز سفر آمد و شادی سفری شد

دیوانه به دیوان تو گستاخ و جری شد

وان اهرمن شوم به خرگاه پری شد

پیراهن نسرین تن گلبرگ تری شد

آلوده به خون دل و چاک از ستم خار

مرغان بساتین را منقار بریدند

اوراق ریاحین را طومار دریدند

گاوان شکم خواره به گلزار چریدند

گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند

تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند

یاران بفرختندش و اغیار خریدند

آوخ ز فروشنده دریغا ز خریدار

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته

وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

رخسار هنر گونه مهتاب گرفته

چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار

ابری شده بالا و گرفته است فضا را

وز دود و شرر تیره نموده است هوا را

آتش زده سکان زمین را و سما را

سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را

ای واسطه رحمت حق ؛ بهر خدا را

زین خاک بگردان ره طوفان بلا را

بشکافت زهم سینه این ابر شرر بار

آخــرين نقشه بين المللی ايــران پيش از جدا شدن سرزمين های اجدادی و تاريخی ؛ از انتشارات تامسون انگليس ( 1814 ميلادی )
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: