فوریه 21, 2013

سالهاست دور دیر و مسجد و میخانه نگشتم

عمرم به هدر نرفت چون دست افتاده گرفتم

بشنو تو از این شاه شجاع حامی مردم

هر دست که دادم به همان دست بگرفتم
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری

عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری

بشنو از پیر خرابات تو این پند

هر دست که دادی به همان دست بگیری
538332_10151533363939319_1033867778_n

Advertisements

«مهر خاموشی»

فوریه 21, 2013

سبزه باغ بهارم شد خزان ازدست مـــــرگ

گشت رنگ لاله گونم زعفران ازدست مرگ

داغهادارم بدل ای مردمان از دست مــــرگ

میکنم هرروزفریادوفغان ازدست مــــــــرگ

کس نمی ماند به دنیا جاویدان ازدست مرگ

یادکن ازگنج قارون آن زرو زیورچه شــد

تاج کیخسرونماندو ملک اسکندرچه شــــد

چشم وبکشاو ببین شاهان بحرو برچه شد

هر یکی باگیرودارو لشکرو کشورچه شـــد

قصر جمشید وفریدون خاک دان از دست مرگ

درجهان بودندچندین مالـــــــدارومحتـــشم

ازسخاوت بر کشادند لطف واحسا ن و کرم

هرکدامین داشت با خودبیرق طوغ عـــــــلم

پادشاها نیکه بودنـــــــد باهمه خیـــل وحـــــــشم

این همه رفتندبی نام و نشان ازدست مرگ

رفـــت ازدار فنا آن گلرخان ســــــــــیم تــن

نوجوانان نو خط و شکر لب وشیرین ســخن

چشم گریان سینه بریان داغ حسرت در بدن

مهر خاموشی بلب پیچده سرها درکـــــــفن

خفته درزیر لحدآن دلبران ازدست مرگ

ای قلندرعزم رفتن کن این وطن جاه تونیست

این زن و فرزند ومال و ملک همراه تونیست

چند مینالی بغربت این وطن گاه تو نیســـــت

جزنمازوروزه چـــــــــیزی توشه راه تونیست

چند مینا لی دراین شعروبیان ازدست مرگ


«دیده خون بار»

فوریه 21, 2013

بلبل طبع من از گفتار می ماند دریغ

پای ذوقم ازره ورفتار می ماند دریغ

چشم من در روی دنیا چارمی مانددریغ

مال وملک وخان ومانم زار می ماند دریغ

روی من در تخته دیوار می ماندریغ

وای از آن روز یکه غزرائیل مهمانم شود

قابض ارواح بیاید واز پی جانـــــــــم شود

رهزن مکاره هم در قصد ایمانـــــم شود

روح روداز پیکر من جان بی جانم شود

ورنه کار مشکل ا زکردار می ماند دریغ

چون روان سازند مرا بر مرکب چوبی سوار

سوی گورستان برندخلقان بسازند آشکار

چون جدایم می کنندازقوم وازخویش و تبار

شهد گردددر دهان زندگی چون زهر مار.

نه زن و فرزند و نه اغیار می ماند دریغ

در قلم دان لحد مانند از راه یقین

دوفرشته برسر آید با عمود آتشین

ا زخدا پرسند از پیغمبر وازراه دین

این تن بیچاره ام در خاک میماند چنین

لقمه چون از بهر مور مار می ماند دریغ

وای از آن روزیکه گرد خاک گیرد منظرم

دیده را پرخون کند در ماتم من مادر م

دوستان آیندو بنشیند بــــــــــــالای سرم

آن زمان رحمت حق گربریزد برسرم

بهررحمت دیده خون بار می ماند دریغ

من دراین دنیا دون یکدم نکردم هجرتی

مرگ آید برسرم آنگه نیابم مهلتی

چون اجل گیرد گریبانم نیابم فرصتی

لال میگردد زبانم گاه نیابم ساعتی

بار حسرت برمن از اغیار می ماند دریغ

در کتاب معتبر دیدم حدیث مصطفی

روز محشر زنده میگردیم با حکم خدا

یک بیک سنجیده در میزان گنا هان مرا

گر قلیل آید گناه ام اندران روز جزا

وعده دیدار در بازار می ماند دریغ

در جهان هرگز نکردی لحظه ئی صوم و صلات

نه ترااندیشه باشــــــــــــد از ره حـــــج وذکات

سی هـــــــزاران ساله باشد ره تراپل صراط

زین عقوبت ای قلندرا زکجـــــــــا یابی نجات

هرکه در دوزخ فتد د رنار می ماند دریغ


«دریای رحمت»

فوریه 21, 2013

صاحب تاج شریعت یا محمد مصطفی

مخزن دریای رحمت یا محمد مصطفی

مـــرغ دلها زیردامت یا محمد مصطفی

جــان فداسازم بنامت یا محمد مصطفی

گربنوشم من زجامت یا محمد مصطفی

ای شهنشای همه اهل عجم و اهل عرب

شهسواران جهان از نخل تو چیدند رطب

مشرکان کعبه دیدنـــد معجزات بوالعجب

بهره یی زانجا نبردند آن سگان بی ادب

گرچه دیدند صد علامت یا محمد مصطفی

ای تراهم سیرت وهم صورت وهم خلق نکو

هم گل ،هم با غ وبستان وهم چو ن کار جو

حــوررضوان خلد جنت از تــــو دارند آبرو

غیرتـــو با دیگرانــــــــی نیست مارا آرزو

مدح تو گویم دوامت یا محمد مصطفی

پیروانت پاک کردندکفـــــــرازروی زمین

هــرکجا پیک درت گردیده آن روح الامین

برتو هم محراب ومنبر ساختند روی زمین

دین تو استاده قــــــایم درهمه روی زمین

هست بر ما تاقیامت یا محمد مصطفی

هم صفی وهم نبرد وهم شفیع وهم خطیب

هم عتیق و هم شفیق وهم رفیـــق وقریب

هم وفا و هم شفاوهم صفـــــاو هم حبیب

یا الهی چهره او را بما گـــــردان نصیب

صدر وبدر هردوعالم یا محمد مصطفی

طوطی طبع قلـــــــندر شد ثنا خوان شما

سینه بریان،دیده گریان،با د بر جان شما

مال وجان حال وتن فی الجمله قربان شما

صد هزاران رحمت حــــق باد ارزان شما

از تو دارم صد علامت یا محمد مصطفی


برخیز بنده !

فوریه 21, 2013

وردزبان مـاهمه الله اکــــــــبر است

خلاق جمله عالم ودا نا ی داور است

درلا مکان دایم وقایــم مقـــــرر است

خورشید وماه ازکرم او منــــــوراست

مابنده عاجزیم واو بنده پرور است

قیـوم،قــادراست خــــداوند ذالجــــــلال

بی خوردوخواب و بی زن وفرزند لایزال

سلطــــــان جمله عالــم ودانای کل حــــال

حی قیــــــوم واحدبی مثل و بی مـــــــثال

آن ماه ،روز شب در آنجاه مقرر است

فصل بهـــارسبزه واشجـــــار می دمـــد

گل را ببین به نـازکی از خار می د مــد

باران رحمتش که به کوهسار می دمــد

اینها به حکم خالق جــــبار مــی د مــــد

اندرسما نگر که شبش پرزاختر است

مومن کسی بود که ثنا خوان کبریا ســـــت

اقــراربررسالت و بـر قول انبیا ســــــت

شمع سبیل فخــــر رسولان مصطفی ست

با اولین وآخــــرین خلـــق پـــیشــــواســــت

برامتان عاصی شفا خواه محشر است

برخوان صبح وشام دعایی زکردگار

صلوات بر رسول فرستاده بی شمار

دارنـــــداودر عالـــــم اصحاب کـبار

بعدازنبی خلیفه بود هــــــــرچهار یار

بوبکر وعمروعثمان وحیدر است

هر کسکه نفس پرورپرحرص وکا هل است

میــدان یقیــن که احمق و نادان وجاهل اســت

پس منکــــــران سا ئیل و مـــــذ کو رحائـــل

مشغول مال ملک شد واز مرگ غا فل است

مشمارش آدمی که ز هرچیز بد تراست

آن خالقی که ارض وسمــــاوات آفرید

خورشیدو مــــاه بهرتمـــــــاشات آفرید

دربین کعبه قبلـــــــهء حاجات آفریــــــد

آب حیات گوشهء ظلمــــات آفــــریــد

هم سال و ماه وروز شب آنجاه مقرر است

برخیز بنده رخ طــــــــرف بی نیـاز کن

تا می توانی سعی به ســــــــوی نمـاز کن

خــودرامیان خلــــق جهان سرفرازکـــــن

شبها ی تـــــــــارنــــاله وسوزوگدازکن

خــون شهید و دیده گریان برابراست

یارب به حق ذات وصفات قدیم تـو

عــالم منور است زلطف نعیم تو

یارب به روی پاک محمدکریم تو

با حرمت وکرامت عرش عظیم تو

بر کا ئنات هفت سماوات برتر است

یارب به حــرمت ملک، خلق اولیــــــن

یارب به صدق طاعت اخلاص اهل دین

یارب به فقروفاقه درویش خوشه چیــــن

یارب به آه ونـــاله مـــردان شب نشـــین

بکشا ی دری که امیدم از آن در است

یارب به ذکر کعبه هم مروه وصفــــا

با حر مت مدینه مقامات مصطفـــی

بی رنج وبی حساب شهیدان کر بـــلا

رحـم وکرم نما ی که غرقیم در گنـــــــا

دریای رحمتت ز دوعالم فزون تراست

یارب به حق سروری شاهان انبـــیا

باحرمت وبه مرتبه ای جمع اولیـــــــا

با اهل بیت حضرت ابدال عشقیــا

باحر مت عبادت خاصان بی ریـــــا

بخشای جرم ما که زکوه ها گران تر است

یارب به آه ونا له درویش مستمند

یارب به فقر وفاقهء مردان دردمند

یارب به ذکر گوشه نشینان انجمن

رحم وکرم نما ی که هستیم دردمـــند

محتاج رحمت تو همیشه قلندر است


دین و ایمان

فوریه 21, 2013

قلم چرخید و فرمان را گرفتند

ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات

توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان

شبانه جای شاهان را گرفتند

همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند

به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد

هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه

مسلمان نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی

زنان را نیز، مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتی نیامد

ولیکن در عوض نان راگرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان

از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشاء

به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول

دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار

مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه

که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی

گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت

برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند

محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد

سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین

به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل

همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام

دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد

خدائی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار

دلیلش اینکه درمان راگرفتند

مقام رهبری هم شعر میگفت

ز دستش بند تنبان را گرفتند

همه این‌ها جهنم، این خلایق

ز مردم دین و ایمان را گرفتند


تولید برق باد در نشتیفان در حد حرف و حدیث چند ساله باقیست

فوریه 21, 2013

سيد حسين آقاميري امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در مشهد اظهار داشت: وجود بادهاي موسمي در شهرستان خواف ظرفيت بالقوه‌اي است كه مي‌تواند با برنامه‌ريزي و ايجاد بسترهاي مناسب براي احصال اين منبع لايزال به عنوان قطب تامين انرژي برق منطقه معرفي شود.

مديركل حفاظت محيط زيست گفت: شهرستان خواف با دارا بودن بادهاي موسمي و زمين‌هايي براي احداث مزارع بادي داراي ظرفيت خوبي براي بهره‌برداري از اين ظرفيت براي تامين انرژي برق منطقه است. وي با اشاره به سابقه بهر‌ه‌برداري از اين ظرفيت در سال‌هاي دور توسط مردم محلي منطقه افزود: سابقه استفاده از انرژي باد در اين منطقه بيش از 3 هزار سال بوده است. آقاميري در ادامه تاكيد كرد: آثار باقيمانده‌ آس‌بادها(آسياب‌هاي بادي) مؤيد اين مهم است كه اين آثار همه ساله مورد توجه و بازديد علاقمندان و گردشگران قرار مي‌گيرد.images (5)

مديركل حفاظت محيط زيست بيان كرد: انرژي باد در بين انرژي‌هاي تجديدپذير يكي از بهترين واقتصادي‌ترين روش‌هاي توليد برق است كه آلودگي زيست محيطي در پي نداشته و پايان ناپذير نيز است. وي ادامه داد: با جايگزيني انرژي برق بادي به جاي انرژي برق توليدي از نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي مي‌توان از انتشار گازهاي گلخانه‌اي كاست. مدير كل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي بيان داشت: از طرف ديگر جاذبه‌هاي طبيعي و چشم‌انداز سيستم‌هاي انرژي بادي نمادي از انرژي پاك را براي مردم تلقي مي‌كند، مضاف بر اينكه از سطح زميني كه براي احداث مزارع برق بادي اختصاص مي‌يابد 99درصد آن مي‌تواند مورد استفاده فعاليت‌هاي كشاورزي و دامپروري قرار گيرد و تنها حدود يك درصد از كل سطح مزارع برق بادي توسط توربين‌ها استفاده مي‌شود. آقاميري ادامه داد: بي‌شك نام‌گذاري شهرهاي تايباد ( مخفف ته باد ) و نيشتيفان ( نيش طوفان ) نيز بنا به اهميت بادها براي مردم بومي منطقه بوده است‌.images (6)

مدير كل حفاظت محيط زيست، افزود: شهرستان خواف از نظر متوسط شدت باد در استان مقام سوم را دارد و بادهاي معروف 120 روزه سيستان نيز از اين منطقه سرچشمه مي‌گيرد. مدير كل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي با اشاره به اينكه شهرستان خواف به عنوان عسلويه شرق كشور خاطر نشان كرد: بهتر است درسال جاري كه موضوع جهاد اقتصادي مطرح بوده و بهينه‌سازي مصرف انرژي و اصلاح الگوي مصرف از مباحث مهم در اين راستا هستند، در بهره‌برداري از اين ظرفيت به صورت جدي تري توسط متوليان امر پرداخته شود.images (7)