سنی هائی که رأی داده اند از دولت اعتدال روحانی انتظار دارند ماله کش اعمال دول قبلی جمهوری اسلامی شود تا اهل سنت یاغی ولایت نشوند

ای شیعه اعتدال بخوان و بخاطر بسپار که دول شیعه ولایت در 35 سال چه بروز برادران سنی هموطنت آورده و هر روز عرصه را تنگ تر که اگر این آتش زیر خاکستر شعله ور شود تر و خشک را با هم خواهد سوزاند که این خواسته جامعه بصیر وصبور اهل سنت نیست

بر کسی پوشیده نیست که پس از تحمیل انقلاب بر مردم ناآگاه و بعضأ متعصب ایران   در دهه پنجاه فقط بدلیل نام اسلام  استعمار اهداف استثماری خویش را اینبار در لباس مذهب و دین  بعرصه ظهور رساند و مهره تربیت شده و آموزش دیده اش را طی سالها به عراق و سپس کویت و نهایت فرانسه کشانده و پس از اخذ تعهدات لازم استثماری راهی ایران نمود و با بمباران شبکه خبری خویش از وی حمایت و رفتار حکام وقت را مذمت نمود تا جائیکه عکس وی را در حال قرآن خواندن در کره ماه پخش و بر طبل  و شیپور خرافات کوبیده و دمیده و جامعه ناآگاه را به ورطه نیستی سرازیر نمود ه  و با ایادی آخوندش درب باغ بهشت و بهبودی دنیا و آخرت را وعده دادند از جمله این اقشار فریب خورده جامعه اهل سنت ایران بود که با ترفند وحدت و اینکه شیعه ها اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند به مثابه اینکه پشت سر پیامبر نماز خوانده اند و وعده های سر خرمن  رنگارنگ که چرا اهل تسنن در پایتخت مسجد نداشته باشند فریفته شعار های مهره استعمار وتسبیح شیادان حوزه های فقیه گردیده و پشت به آزادیخواهان نمودند اما  نه تنها وعده هایی که به اقلیت های مذهبی  داده شده بود عمل واجرائی  نشد بلکه بر عکس، سیاست های تبعیض ، قلع و قمع و جنگ سرد به صورت برنامه 50 ساله سنی زدائی بسیار کارشناسی شده ای علیه آنها  به اجراء درآمد و در این میان اهل سنت ایران اعم از کرد ، بلوچ ، عرب، ترک و  ترکمن بندری و فارس  بیشترین فشار ها و  تبعیض ها را شاهد بودند. تبعیض های که بخاطر فضای شدید سانسور در ایران بسیار کمتر از آنچه تصور می شود به مجامع حقوقی و رسانه های بین المللی درز نمود.  به طور مثال براساس برآورد  مجموعه فعالان حقوق بشر ایران (هرانا) که از توان خود در بیان نقض حقوق بشر بلوچستان می گوید بیان می دارد که توانمندی این سازمان برای گزارش نقض حقوق بشر در استان سیستان و بلوچستان تنها 2% است در حالی که این شاخص برای تهران 49% می باشد بر این اساس می توان گفت اگر تنها بخواهیم از حقوق های از دست رفته قوم بلوچ  و دیگر اقوام سخن بگوئیم تنها 2% از مظالم را گزارش کرده ایم. و همین است حکایت در بقیه مناطق سنی نشین ایران.

به جرأت می توان گفت برنامه ریزی حذف علما و اندیشمندان واقعی اهل سنت از صحنه فعالیت های فرهنگی ، دینی اجتماعی و سیاسی بخشی از مجموعه فشارهای شدید بر جامعه اهل سنت ایران است که از ابتدای انقلاب به شیوه های مختلف اجرا شده است که این طرح به طرق مختلفی اجرا شده است که گذرا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

در اواخر دهه 60 که خمینی جام زهر را نوشید و خامنه ای در مجمع عمومی سازمان ملل رسمأ قطع نامه 598 را پذیرفت شش ماه بعد از گذشت 8سال سازمان نظامی با انتقال من از جبهه جنوب به مشهد موافقت نمود  پس از حضور در مشهد دریافتم که اهل سنت مقیم مشهد بجز عیدین و نماز جمعه همدیگر را نمی بینند و اصطلاحأ ارتباط اجتماعی درون گروهی ندارند که به همین دلیل از یکدیگر آگاه نبوده و دختران و پسران دم بخت هم مورد وثوق و شناسائی خانواده ها نیستند تا با هم مسلکان خویش ازدواج نمایند این موضوع را در هر جمعی که مطرح کردم همه جزو نقیصه ها پذیرفته و لی اذعان میکردند تحت چه بهانه ای میخواهی همه را جمع گردانی که حکومت مانع نشود ابتدا پیشنهاد شد در نمازهای جمعه ساعتی را بدین  معزل اختصاص ولی موافقت نشد من که  ارتباط جمعی بیشتری داشته  وبا کرد و ترک و ترکمن و بلوچ و عرب و همه قومیت ها آشنائی کامل داشته و این موضوع خیلی آزارم میداد و میدیدم  جوانان از این موضوع رنج میبرند تشریک مساعی لازم  با همه گروها نموده و پیشنهاد دادم جلسه قرآن  بین هر قوم  و منطقه و یا همشهری  تأسیس و جلسات هفتگی برپا ولی در خانه ها چرخیده تا بچشم حکومت هم نیامده و ممانعت نگردد درخلال  سه یا شش ماه و یا سالانه هم ختم قرآن با حضور همه مناطق اجراء تا هم خانواده ها از هم آگاه و هم وصلت خودی انجام وهم ارتباط تارعنکبوطی یا زنجیره ای برقرار وهم در مواقع لزوم اتحاد و انسجام لازم در مقابل اخذ حقوق ومطالبات و وعده های به تأخیرافتاده  یک دهه مثمر ثمر گردد .

مجالس برپا گردید و از همه اقشار و گروها  چه مهاجر و چه انصار استقبال و در آن شرکت جستند اما  چون تعدا د باسوادان بر متعصبین  می چربید استاد هائی از دانشگاه هها و حوزه ها به جمع دعوت و علاوه بر سخنرانی و تفسیر قرآن مطالبات صنفی مذهبی افزایش و  فکر گسترش و نوسازی مساجد و سهم خواهی دانشگاهها  و استخدام دولتی جوانان پیوسته مطرح و تظلم خواهی میگردید این نهال نوپا خیلی زود بثمر نشست و جایگاه خویش را در جامعه اهل سنت باز نمود تا آنجا که به دیگر شهر ها هم سرایت نمود چون مشهد یک شهر سیاحتی زیارتی است و با ارتباطات و رفت و آمدهائی که هست  خیلی زود انتقال افکار و تجربیات انجام میپذیرد  تا آنجا که از همین جمع کاندید مجلس در شهرستانها معرفی و با استقبال و انسجام مردم روبرو گردید  ولی حکومت به محض اطلاع از این حرکت نوپا و آگاه شدن جامعه اهل سنت از مطالباتشان آنرا بر نتافته و نیروهای مزدور وخود فروخته را به خدمت گرفت تا با تبر ریشه این نهال نوپا را از پا در آورد.

از طرفی مشهد پایتخت مذهبی جمهوری اسلامی ایران محسوب میگردد و حکام ولایت بر نمی تابد که به اصطلاح آنان قده سرطانی دقیقأ در مغزشان ریشه دواند.پس از فوت خمینی  حجتیها میدان دار حکومت شدند و سپاه هم که از جبهه جنگ خلاصی یافته  ( البته در میدان جنگ هم جز جنایت و قتل جوانان کاری نکردند لشکری از انسانهای آموزش ندیده را تحت فرمان یک نفر بیسواد کم تجربه با مداحی و شستشوی مغزی به میدان فرستاده که اکثرأ شهید وعده ای رذیل و آفتابه پرکن ملاها  برای اینکه  شهید یا زخمی  نشوند اسیر و تسلیم دشمن میشدند یا بی سیم و اسلحه را جا گذاشته و پشت به دشمن رو میهن فرار و شکاف در خطوط ارتش ایجاد و باعث لو رفتن عملیاتها و خسارت بیشتر میگردیدند و هیچوقت در هیچ محضر و مجمه ای زیر سؤال نرفته و یا اساسأ چون والی پشتیبانشان بود محاکمه نشدند از طرفی هم شریک جرم آیت الله ها در گنبد و جنوب و غرب بودند و به ضعف هم آگاه و شرکای جنایت …)   را به خدمت گرفته و در تمام امور محرم اسرار و یار غار تداعی تاراج و تفرقه و سرکوب رابیاری گرفته تا با تعطیلی مجامع و تخریب و پلمب مساجد و مدارس دینی اهل سنت همچون تخریب مسجد شیخ فیض مشهد  که سالها تدابیر اتخاذ و نیروهای نفوذی خود فروخته را در هیئت امناء گنجانده و سپس از امام جمعه های جیره خوار و مزدور استان  فتوی در مورد تخریب مسجد شیخ فیض گرفته و پس ازسالها ممانعت باز سازی با تهدید های مستمر و  دسایس گوناگون  شبانه با حکومت نظامی و قرق منطقه ابتداء آنرا تخریب و سپس آثار مسجد بیش ازصد ساله را محو و با کاشت چمن آماده و درختان گلدانی چند ساله  معجزه ای به حساب ولی وقیح خود خامنه ای برای صبح روز بعد به ثبت رسانده که غافل از قدرت لایزال الهی که روز بعد ننگ ولایت و سند جنایت جمهوری اسلامی ثبت تاریخ خواهد شد و با شهادت مسجد آژیر بیداری اهل سنت ایران  در قلبهای یکایک چه آنان که سالها از آخوندهای درباری مستأصل و گوشه نشینی اختیار و فرادا فرایض بجا میآوردند و جه کسانیکه هنوز در این قشر مفتی و مولوی  بچشم پرچمدار و مدافع مذهب مینگریستند اتفاق و اتحاد  نشو و نمای دوباره نمود ودر اکثر محله ها خانه های شخصی نمازخانه گردید در تمام منطق اهل سنت علاوه برنیروهای سرکوب و ضد شورش دیگر یگانهای انتظامی و نظامی و بسیج بحالت آماده باش اضطراری درآمدند خیلی از مدارس در مناطق سنی نشین تعطیل و به جمع  دیگر معترضین  پیوسته ودر سر کلاسهای درس حاضر نشدند سرشته کار از دست حکومت در رفته بود چون اعتراض در بیش از 18 استان آنان را بتنگ آورده حتی  مسجد مکی زاهدان  را از هوا و زمین مورد یورش نیروهای سرکوب قرار گرفتند که منجر به شهادت و زخمی شدن تعدادی از معترضین گردید و این بیرحمی ها در دیگر استانها اگر شدت کمتری داشت اما مأموران با لباس شخصی در جماعات حضور و با دسیسه افراد فعال و ذینفوذ را شناسائی و سپس دستگیر مینمودند خیلی ها را راهی بیمارستان نموده و با هنر پزشکی از سر راه برداشتند و این رفتارها عملأ جهره مغول و تیمور را در مقابل جور وستم جمهوری اسلامی سپید کرد از جمله

1- حذف و  ترور و قتلهای زنجیره ای بر علیه علما ، نخبگان و اندیشمندان اهل سنت به مرحله انجام رسانده چون ترورعلامه محمد صالح ضیائی – علامه کاک احمد مفتی زاده، مولانا عبد الملک ملازاده ، مولوی عبد الناصر جمشیدزهی، دکتر احمد سیاد ، استاد ملا محمد ربیعی ، ، استاد کاک فاروق فرساد …وکیل پایه یک و نماینده دوره اول مجلس از خواف که یک تنه در حذف و استیضاح اولین رئیس جمهور منتخب ملت جلو خمینی ایستاد  آقای صلاح الدین بیانی  نشتیفانی که به بهانه پسرش در دانشگاه او را به تهران احضار ولی جنازه اش را به خانواده اش تحویل دادند واستاد مولوی موسی کرمپور از علماء خراسان و آخرین امام جمعه مسجد شهید شیخ فیض محمد در جوار حرم امام رضا  داخل کوچه سرشور(خامنه ای)  از ظلم اینها متواری و در هرات سکنی وبه امامت جمعه آن شهر برگزیده ولی  بدست ایادی رژیم ترور شد  و مولانا نعمت الله توحیدی و خیلی از فرهیختگان آزاد اندیش اهل سنت ….

2- اعدام های سیاسی و عقیدتی علمای اهل سنت چون مولوی عبدالقدوس ملازهی ، مولوی یوسف سهرابی ، دکتر علی مظفریان ، استاد قدرت الله جعفری ، کاک ناصر سبحانی ، شیخ عبدالوهاب خوافی ، مولوی خلیل زارعی ، حافظ صلاح الدین سیدی

3- زندانی های سیاسی و عقیدتی علمای اهل سنت ، مولوی عبدالعلی خیر شاهی، مولوی اسماعیل ملازهی داماد مولانا عبدالحمید ،کاک ایوب گنجی ، شیخ عبدالحمید دوسری و مولوی علیزاده  امام جمعه اسماعیل آباد پشت الماس شرق مشهد و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت که پس از دستگیری تهدید و ارعاب به قید وثیقه آزاد شده اند

4. مهاجرت اجباری و اخراج  و متواری بسیاری از علمای اهل سنت و یا تهدید و خانه نشین کردن و نهایت استعفاء بسیاری علماء اندیشمندان و فرهنگیان و قاطبه اقشار که در شمار نمی آیند

5. احضار مکرر علمای اهل سنت به دادگاه ویژه روحانیت و بازداشت چند روزه و بازجویی از فعالیت های فرهنگی دینی آنها وتفتیش عقاید مذهبی .

6- توقیف گذر نامه رهبران اهل سنت همچون مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی ، کاک حسن امینی ، مفتی قاسم قاسمی و دیگر اندیشمندان….

7. سلب اجازۀ ساخت مساجد و مدارس دینی خصوصا در کلان شهر های چون تهران و اصفهان ومشهد و غیره…

8.  تخریب یا تعطیل و پلمب مساجد و مدارس دینی اهل سنت چون تخریب مسجد شیخ فیض مشهد  ،حمایت اوباش بسیجی به تعطیلی کشاندن نمازخانه خاقانی رضاشهر مشهد و  تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل با 600 طلبه، تعطیل مسجد فاضل آباد در استان گلستان، تخریب مسجد جوادیه اهل سنت شهرستان بجنورد خراسان شمالی ، پلمپ نمازخانه اهل سنت تهران ، پلمب مسجد اهل سنت اهواز و غیره….

9. ایجاد محدودیت وجلوگیری از ارتباط  میان استانی و شرکت در ختم قرآن دیگر شهرستانها _ دیدار و وحدت اهل سنت مناطق مختلف کشور چون محدودیت و جلو گیری از مشارکت اهل سنت  در جلسه سالانه دارالعوم زاهدان،ایجاد محدودیت از برگزاری نشست دیداری دانشجویان اهل سنت با علما  – ممانعت از شرکت مهمانان خارجی و دیدار از مدارس دینی اهل سنت داخل کشور

10. طرح کنترل و مدیریت و به اختیار گیری و تصاحب مکانهای مذهبی . مدارس دینی و مساجد اهل سنت موسوم به ( ساماندهی مدارس ) که با مخالفت شدید علما رو به رو شده است

11. جو سازی شدید رسانه ملی ، فضایی اینترنتی و مجازی بر علیه اهل سنت و علما با پخش فیلم و مستند های اعترافات که تحت فرمان زور و شکنجه به اجرا میآیند. چون فیلم اعترافات علمای به نامی همچون مولوی نظر محمد دیدگاه مولوی عبدالقدوس ملازهی مولوی یوسف سهرابی مولوی خلیل زارعی و یا جلسات تفرقه افکنانه چون جلسه موسوم به  بصیرت و روشنگری که مدارس دینی اهل سنت علی الخصوص مکی زاهدان با مدیریت مولانا عبدالحمید را به عنوان جریان انحرافی معرفی کردن.

12-تحمیل اجباری عقاید و پندارهای عقیدتی شیعه به اهل سنت  و به تعطیلی کشاندن عروسی جوانان سنی بدلیل بدعت دینی و عقاید خرافی شیعه -ندادن سهم حقوق سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی 35 ساله اهل سنت و مضاعف بر آن کمک مالی تسلیحاتی به دول و شیعیان متعصب تروریسم در ممالک اسلامی برای کشتار  دیگر همکیشان سنی  ما و میلیونها تعدی و تاراج و حیف و میل بیت المال
تمام موارد مذکور بخش کوچکی از فشار های دولت جهت حذف علمای اهل سنت  از صحنه فعالیت های فرهنگی ، دینی اجتماعی و سیاسی است که به شمه ای از آنان اشاره شد و اکنون نیز انگشت اشاره خود را به سوی اندیشمند فرهیخته دیگری از جامعه اهل سنت به نام مولانا فتحی محمد نقشبندی امام جمعه شهرستان راسک سیستان و بلوچستان نشانه رفته  و می روند تا با ادامه روند سمپاشی تبلیغاتی کلیشه ای خود یک بار دیگر بستر حذف را بر این عالم بگسترانند. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: