گام نخست برای مبارزه با جهل قطع شریانهای اقتصادی کنه های خونخوار آخوند ها و مراجع عظمی است

من در این برحه از زمان  که دوران اوج قدرت دکانداران دین و ملاها در ایران است به روحانیت متدین و خردمند و با فرهنگ و آزاد اگه در این زمانه وجود داشته باشه ارادت دارم، وازباب این که می خواهم این ساحتِ دین و مبلغین واقعی و موحد و روشنفکرِ روشنگر ازآلودگی های متنوعِ صنفی ای که ازدیربازگرفتارش شده مبرا باشد، پیشنهاد می کنم ازاین به بعد به هیچ آخوند سنی وبه هیچ مرجع تقلید شیعی پول ندهیم.

می دانم که این پیشنهاد من با مشقات ونفرت های متعددی همراه خواهد شد، وحتی تکفیر مرا بدنبال خواهد داشت اما چه باک اگرکه درمسیرزدودن این آلودگی ها وسالم سازی فضای دین پژوهی وتبلیغ از کِنه های خونخوار انسانی، بارانی ازتکفیرها وناسزاها برمن ببارد. ویا مرا درسیبل دشمنیِ با روحانیت قراردهند وبه ضرب یک فتوای دم دست کارم بسازند. که: آخوندهای سنتی ما ازهرچه بگذرند ازپول مفت و بدون زحمت که توسط حرام کاران و دغلان  برای شستشوی پولی و رد مظالم  به دم درِ خانه ی شان میرود نمی گذرند. ومی گویم: همین پول گرایی آخوندهای ما بوده و هست که درگذرزمان، و درهیبت معارف دینی، اما به صورت توصیه وگرایش وفتوا به میان مردمان راه یافته وکارهای نباید را سامان بخشوده است.حلال ها حرام و حرامها حلال گشته است.

این نوشته ی من ممکن است هجوم انتهاری باشد واعلان جهاد و حکم ترور و جایزه از جانب ملایان دربای بدنبال داشته و حتی  بسیاری ازروحانیان ومراجع را از من برنجاند چه بهتر از این !!! . پیش تراما بگویم وبگذرم که من با همه ی اختلافهای بنیادینی که با روحانیان سنتیِ جامانده درسده های دوره ماقبل تاریخ دارم  اما با روحانیان ومراجعِ عقل گرا و فکور و مردمی همدلم. آنانی که پیش وبیش ازمسلمانیِ مخاطبان خود، به انسانیت وانسان بودن مردم مصرّ و متمایلند.

پس بی واهمه، به خودم، به شما، وبه همان روحانیان سنتیِ جامانده درسده های دورتاریخ که امروزه ازپس معرکه های جهالت ملت سربرآورده اند وبرای ما عربده های اسلامی سرمی دهند، می گویم: فرهنگ خام خواری ومفت خواری را آخوندهای دکاندار دین  باب کرده اند، وگرنه هیچ یک ازیکصد وبیست وچهار هزار پیامبرخدا وصحابه وچهارده معصوم شیعه ونام آوران عرصه ی دین، برای نشرمعارف الهی ازاحدی پول نگرفتند. پیامبران وامامان ما درراه نشردین، آسیب ها دیدند وزخم ها خوردند وهزارانشان ازدم تیغ معاندان گذرانده شدند اما یک نفرشان بخاطرآنهمه مرارت وزحمت ازکسی سکه ای ولقمه ای نگرفت.

من متحیرم که این دکان با چه ظرافتی به سود ملاهای تاریخیِ ما دایرشده وهمچنان رونق وبساط مفت خواری خود را حفظ کرده است. شما پدری را مجسم کنید که درهمین امسالِ ایرانِ خودمان، دوفرزندش را یکی به دبیرستان ودیگری را به حوزه ی علمیه می فرستد. که تا اولی مهندس ومعلم ومتخصص وپزشک شود ودیگری طلبه ی علوم دینی ومنبری ومرجع تقلید. ثبت نام اولی درهردبیرستان، وادامه ی تحصیل اودرهرمقطع، با کلی هزینه ی متداول همراه است اما دومی بمحض ورود به حوزه ی علمیه، شهریه و مستمریِ نقد دریافت می کند تا درهمان قدمهای نخست به آداب تکدی گری خو بگیرد وبه درد مفت خواری مبتلا شود وبدان عادت کند.

من می گویم: چه ایرادی دارد این پدری که می خواهد پسرش روحانی شود – درست مثل فرزند دیگرش – هزینه های تحصیل او را نیز خود متقبل گردد؟ اگرما بتوانیم ازاین گذرگاه مختصرِ پولی عبورکنیم، وخودمان خرج تحصیل فرزندانمان را دربخش معارف وعلوم دینی بپردازیم، می توانیم باب پول دادن به مراجع تقلید را بطورکلی ببندیم ودرِاین دکان چهارنبش را، ودهانه ی این چاه دهان گشوده وسیری ناپذیررا گِل بگیریم.

من با صدای بلند اعلام می دارم: روحانیان وملاها وآخوندهای ما، اگربخاطرلیاقت ودانش وتخصص شان درجایی مشغول بکارند ومسئولیتی دارند ودرهمان مسئولیت نیزپاسخگوی افعال خویش اند، وبخاطراین مسئولیت وپاسخگویی مزدی نیزدریافت می کنند، بخورند که مزدشان حلال وطیب وطاهراست. نوش جانشان. اما اگرصرفاً بخاطرتبلیغ دین ونشرمعارف وآموزش احکام ومسخره ترازهمه: بخاطر پیشنمازی، ازمردم وازدستگاههای بی دروپیکرجمهوری اسلامی پول می گیرند، بدانند که این پول گرفتن ها حرام اندرحرام است چرا که روش ارتزاق دینی مطلقاً درسیره ی رسولان الهی نبوده واختراعی است برای دوشیدن مردمی که به دروغ فهم کرده اند خدا را و نمایندگی خدا را می شود در لباس روحانیان محصور دید.

اگریک روز– آری یک روز- مردم تصمیم بگیرند که به مراجع وروحانیان پولی ندهند، درهمان روزهای نخست می شود به میزان راستگویی ودرستکاری وخداجویی وخداباوری ودین پژوهی و خداخواهی وحسین خواهی وزینب گراییِ روحانیان ومراجع پی برد. که: تا کجاها حاضرند بدون این که پولی ازمردم بگیرند، ازخود وجوانی وعمرواستعداد وداروندارخود برای فهمِ ایمانیِ مردم مایه بگذارند. من اما می گویم: اگریک روز– آری اگریک روز – بساط پرداخت پول به روحانیان ومراجع برچیده شود، بسیاری ازروحانیان ومراجع با شتاب ازلباس وریش وتسبیح فاصله می گیرند. که: هم لباس وهم ریش وهم تسبیح، برای بسیاری ازاینان، به آذینِ یک دکانِ کسب می ماند ولاغیر.

باردیگرمی گویم که من دراین نوشته، هرگزنخواسته ام حساب روحانیان ودین پژوهان ومراجع اندک اما فهیم ودرستکاری را که ازراههای غیرتبلیغ به تأمین معاش خود همت می کنند، با روحانیان ومراجع سنتی ومفت خوارمان یکی کرده باشم. که اینان، به دایره ی فهم مخاطبان خود بها می دهند اما مفت خواران سنتی، ازفهم مخاطبان خود گریزمی کنند.

راه صواب واسطه نمی خواهد در اطرافتان نظر افکنده از اقوام نزدیک و دور وهمسایه به مدد ضعفا و فقراء بشتابید و هم صدقه بدهید و هم لذتش را خودتان ببرید ظلم نکنید رد مظالم  هم نیازی نیست بپردازید حقوق دیگران را رعایت کنید نیاز به باج دادن به ملا ندارید . اولویت های اجتماع و همنوعانتان را برآورده صوابش ازمکه کمتر نیست که اولی زیارت دل و دومی زیارت خشت و گل است و خدا بیشتر در دلها وجود دارد .
با دادن پول به ملاها ی شیاد و متقلب آنان را بر گرده خود و همنوعان خویش سوار ننموده که آن از خدا بیخبران توسط حمایت بیدریغ و کم زحمت شما با وقت آزاد  و لاتهای متعصب و قمه کشی که در اطراف خویش دارند از جهالت شما سؤ استفاده و بنام دین چه جنایتها که نخواهند کرد  پس بعنوان اولین گام مبارزه  با جور و جهالت و ترور  و زور بگیری با یه عمل خداپسندانه از دادن نذورات و صدقات به مخازن فعلی ملاها پرهیز و مستقیمأ به خود نیاز مندان و ضعفا کمک نمئیم
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: