عضلات مغزمان را ورزیده کنیم!

braintrain1

همه رویای این را دارند که خودشان و شاید بیش از خودشان، فرزندانشان مغز کارا و هوش سرشاری داشته باشند و بتوانند بهتر فکر کنند، راحت‌تر درک کنند و هوشمندانه‌تر عمل نمایند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که انسان از تمام پتانسیل‌های مغز خود استفاده نمی‌کند. در مواردی حتی گفته می‌شود که میزان استفاده از توانایی‌های مغز در هر انسان 3-2 درصد است و به طور متوسط بیش از 97 درصد مغز بلااستفاده می‌ماند.

 

شاید این موضوع یک خبر بد و تاسف‌بار تلقی شود، ولی از طرف دیگر می‌تواند خبر خوب و امیدوار کننده‌ای نیز باشد. در واقع این موضوع بدین معناست که ما قسمت اعظم مغزمان را آکبند(!) نگه داشته‌ایم و می‌توانیم در صورت لزوم از آن استفاده نماییم! البته اگر راه بکارگیری آن را بدانیم.

مغز انسان پیچیده‌ترین چیز در عالم هستی است و در هر لحظه میلیون‌ها پیام عصبی را از محیط می‌گیرد، آنها را تجزیه و تحلیل می‌کند و سپس به قسمت‌های مختلف بدن ارسال می‌کند و یا در صورت لزوم آنها را ذخیره می‌کند.

برای درک فقط گوشه‌ای از توانایی‌های مغز بشر، کافی است چند لحظه چشم‌های‌تان را ببندید و مروری گذرا بر سیر تکامل زندگی بشر، از دوران انسان‌های نخستین تا عصر حاضر داشته باشید. در طی قرون گذشته و به خصوص در عصر حاضر، انسان به کمک ابداعات، اختراعات و اکتشافات، پیشرفت‌های خارق‌العاده‌ای در زمینه تکنولوژی داشته، به طوری که کیفیت زندگی انسان به شدت تغییر پیدا کرده است. این روند تغییرات اکنون با سرعت بسیار زیادی در حال انجام است، به طوری که آینده را کاملا غیرقابل پیش‌بینی کرده است.
ولی نکته‌ای که باید به آن توجه خاص نمود، این است که، تمام این اختراعات و اکتشافات که منجر به پیشرفت‌های بشر شده، توسط معدودی از افراد که تعدادشان بسیار کمتر از 1% جمعیت انسان‌ها است، صورت گرفته است!

حال سوالی که در اینجا به ذهن خطور می‌کند، این است که «آیا افرادی که در پیشرفت‌های شگرف بشر تاثیرگذار بوده‌اند، انسان‌های برگزیده با ساختمان خاصی از مغز و یا حجم بزرگتری از مغز بوده‌اند؟»

علی‌رغم این که تنوع یکی از بارزترین مشخصه‌های موجودات زنده است و نوع بشر نیز از این امر مستثنی نیست، ولی تمایز دانشمندان و مخترعان بلحاظ تفاوت در ساختمان و حجم مغز نیست. همان طور که پیش‌تر هم ذکر شد، انسان از تمام توانایی‌های مغزش استفاده نمی‌کند و درصد بسیار اندکی از آن را بکار می‌گیرد. در واقع فرق دانشمندان و افراد عادی در این است که دانشمندان طریقه بکارگیری مغز را می‌دانند و از آن به نحو بهتری استفاده می‌کنند. آنها با استفاده مداوم از مغز و تمرین دادن آن، مغزشان را برای درک و تجزیه و تحلیل بهتر موضوعات و مسائل آموزش می‌دهند.

braintrain2

در مواردی مغز انسان را می‌توان با عضلات قسمت‌های مختلف بدن مقایسه نمود. همان طور که یک وزنه‌بردار با برداشتن وزنه و تمرینات متوالی و مستمر، عضلات بدن خود را تقویت می‌کند تا بتواند وزنه‌های سنگین را بردارد؛ یک دانشمند نیز با تفکر روی موضوعات و مسائل مختلف و تمرین دادن به مغز خود برای حل آنها، در واقع عضلات مغزش را تقویت می‌کند. از این‌رو هر چه از مغز بیشتر استفاده شود، توانایی آن در تجزیه و تحلیل مسائل و یافتن راه‌حل‌ها بیشتر خواهد شد.

پس می‌توان نتیجه گرفت که هر فردی حداقل‌های لازم برای تفکر و حل مسائل را دارد و فقط باید با تمرین و ممارست، مغز خود را برای حل مسائل پیچیده‌تر آماده نماید. همان طور که در مقاله «حل معما روشی برای پرورش خلاقیت» ذکر شد، «در واقع حل معما مانند نرمشی است که به عضلات مغز و ذهنمان می‌دهیم تا تقویت شده و در حل مسائل واقعی زندگی روزمره یاری‌مان نمایند.» (برای انجام این مهم نیز می‌توانید ازمنوی تمرین خلاقیت سایت معلم خلاق استفاده نمایید.)

 

braintrain3

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: