درباره نشتیفان

جاذبه های گردشگری ورجال تاریخی نشتیفان

«آشنایی با آثار باستانی و رجال تاریخی نشتیفان»

 سوزنی سمرقندی آورده‌است که آل مظفر یکی از سلسله پادشاهان و حکام ایرانی اهل نشتیفان بوده‌اند و شاه شجاع از بزرگان این شهر سالها بر شیراز و فارس حکمرانی نمود که در زمان حکومت وی اندیشمندان و شاعران فراوانی چون حافظ در تاریخ ایران ماندگار شدند و شهر نشتیفان در اوایل قرن نهم هجری شناخته شده و معمور بوده‌است. همچنین قبرستان هایی به شیوه مقبره های زرتشتیان باستان اطراف شهر را فرا گرفته که بعضی از ساکنین معتغدند عده ای از فرزندان و نوادگان پادشاهان سلسله اشکانیان (كه اتفاقاً در خراسان بر ايران حكمراني مي كردند) در آنها نهفته اند و دسته ای دیگر معتقدند در گذشته برای ایمن نگه داشتن شهر از حملات و تجاوزات احتمالی در اطراف شهر بزرگان آن را تدفین می نموده اند تا به اصالت و درستی مردمان آن اشاره کنند . مسجد جامع شهر نیز که به سبب عنایت شیخ زین الدین به غیر از هرات و بغداد در نشتیفان نیز تاسیس و به رغم استفاده اهالی آن به یکی از آثار گرانبهای باستانی مبدل گردیده نشان از اهمیت فرهنگی این قریه در گذشته های نه چندان دور می دهد .پیش از استقلال افغانستان و سپس استقلال هرات در سال 1249 ه.ق از ایران نشتیفان به همراه سایر توابع خواف از بلوک ‌‌‌‌‌‌‌هرات بشمار می آمده و پس از آن به تابعیت مشهد یعنی خراسان کنونی درآمد.

شاه شجاع  ، شاه آل مظفر:

214451_6FCc2zlR

وی در ۲۲ جمادی‌الثانی ۷۳۳ ق / ۱۰ مارس ۱۳۳۳ (میلادی) متولد شد. وی از جانب مادر به سلاطین قراختایی کرمان، نسب برمی کشید و نظر به همین نسب والا به رغم برادر بزرگ ترش به ولایت عهد پدر منصوب شد. در دوره فرمانروایی پدرش مبارزالدین محمد ، مأموریت‌هایی به وی واگذار شد که از جمله امارت کرمان در ۷۵۴ ق / ۱۳۵۳ (میلادی) بود. وی همچنین در فتح شیراز در زمان پدرش که منجر به برافتادن سلاطین آل اینجو شد، نقشی عمده داشت. امیر مبارزالدین محمد مظفر، بانی سلسلهٔ آل مظفر و پدر شاه شجاع، چنان که در دیوان حافظ و دیگر منابع، مشهود است، بسیار تندخو و زودخشم بود و در عقوبت دادن، سرعت و خشونت داشت.. شاه شجاع پس از فروگرفتن پدر ، در ۷۵۹ ق / ۱۳۵۸ (میلادی) به پادشاهی رسید. او حکومت اصفهان و ابرقو را به برادر خود قطب الدین شاه محمود و کرمان را به برادر دیگرش سلطان عمادالدین احمد سپرد و خواجه قوام الدین محمد بن علی صاحب عیار را به وزارت خود برگزید، اما پس از چندی نشانه‌های سرکشی از قوام الدین به ظهور پیوست و به دستور شاه شجاع کشته شد و خواجه جلال الدین تورانشاه به وزارت رسید. شاه شجاع بر خلاف پدرش تعصب مذهبی زیادی نداشت . وی گاهی اشعاری نیز می‌سرود . حافظ ابرو نویسنده زبده التواریخ نقل می‌کند که امیر مبارزالدین در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی بود تا جایی که به طعنه محتسب نامیده می‌شد و حتی شاه شجاع نیز یک رباعی طعنه آمیز برای وی سروده‌است . عین عبارت حافظ ابرو چنین است :

چون امبر مبارزالدین محمد در مملکت فارس استقرار یافت به تربیت سادات و علما وفضلا مشغول گشته در امر معروف و نهی منکر مبالغه می‌نمود به مرتبه‌ای که هیچ کس را یارای آن نبود که نام مناهی و ملاهی برد و مردم را به سماع حدیث و فقه و تفسیر و مواعظ ترغیب می‌فرمود . حضرت شاه شجاع در این معنی رباعی هست و ثبت افتاد.

در مجلس دهر، ساز مستی پست است                    نه چنگ به قانون و نه دف بر دست است

رندان همه ترک می‌پرستی کردند                       جز محتسب شهر که بی می‌مست است.

آرامگاه شاه‌شجاع در شیراز وی ۵۳ سال عمر و ۲۷ سال پادشاهی کرد . بنا به وصیتش ، پیکرش را در پای کوه چهل مقام یا چهل دختران به خاک سپردند. کریم خان زند سنگی بر مزار شاه شجاع نهاد که اکنون برجای است. سلطنت نسبتاً طولانی شاه شجاع در میان دو دورهٔ خونبار حملهٔ مغول و یورش‌های تیمور بود، از این حیث، سلطنت او روزگار امن و امید و آسایش مردم بود و بر خاتمه یافتن این روزگار خوش، حسرت بسیار می‌خوردند.

در مرگ شاه شجاع گفته‌اند که زن و مرد ایران یتیم شدند. با مرگ وی، سلطنت آل مظفر که که پس از قرن‌ها حکومت خونبار ترکان و مغولان بر ایران، نوید سلطنتی ایرانی را به همراه آورده بود،به سرعت رو به زوال رفت.

آسياب هاي بادي:

آس بادهاي نشتيفان

آسباد

آسباد ها ي نشتيفان

يکي از مهمتريم و چشمگير ترين ساختهاي فرهنگي در نشتيفان آسياب هاي بادي مي باشد. درباره پيدايش آسياب ها اطلاعات دقيقي در دسترس نيست. اغلب مورخين که در طول قرون متمادي به ايران سفر کرده اند مبناي آن ها را قبل از فتح ايران به دست مسلمين ذکر مي کنند. و حتي برخي پا را فراتر نهاده و تکوين آنها را به 1700 سال قبل از ميلاد مسيح مربوط مي دانند. قديمي ترين و موفق ترين مرجعي که وجود آسياب بادي را قبل از اسلام در ايران اثبات مي کند تاريخ ابن خلدون است.

همچنين منابع زيادي سيستان را محل اوليه آسياب بادي ها مي دانند. از توجه و تامل در واژه آس مي توان به تاريخچه آسياب بادي ها پي برد. آس به معني دانه ريز سنگ است. ظهور آسياب بادي ها در نشتيفان به سبب بادهاي 120 روزه سيستان است که ساکنین گذشته شهر نشتیفان با توجه به قدرت و شدت باد مذبور نياز به ايجاد آسياب بادي را حسن کردند و در پي ساخت آن از قرنها پيش برآمده اند. عمده ترين دليل روي آوردن به آسياب بادي ها در خواف و در سرزميني که به قول سون هدين – « در تمام طول سال بادهاي شمال حاکميت دارند » و ـ « استقرار باد و همچنين نبود آب است » ايجاد آسياب هاي بادي جداي استفاده بهينه از پارامترهاي اقليمي همان گونه که ذکر شد يک ساخت فرهنگي است که اين ساخت در طول تاريخ دچار تغييراتي شده تا به امروز که به اين صورت باقي مانده است. فرهنگ و دانش غني انسان را قادر ساخته است تا يکي از محدوديت هاي محيط طبيعي را از ميان بردارد و آن را به نقطه قوتي تبديل سازد تا نه تنها دافع جمعيت نباشد بلکه سبب جذب و تثبيت جمعيت نيز شود. مطالعاتي که در نشتيفان انجام گرفته بيانگر اين مطلب است که وجود آسياب ها نقش اساسي و ارزنده اي در معيشت و روند زندگي مردمان گذشته اين ديار داشته است. در روزگاراني که هيچ نيرويي خاص جهت رفع نيازهاي بشر وجود نداشته، مهار باد و استفاده از آن جهت آرد نمودن گندم در اين منطقه سبب افزايش کارايي نشتیفان گذشته شده است و اقتصاد در آنرا از وضعيت متناسبي برخوردار ساخته است.

طرز کار آسياب ها طبق تحقيقات علمي و نکاتي که در کتاب جغرافياي تاريخي ولايت زاوه ذکر شده است به اين صورت مي باشد: که چرخ و پر غول آسيايي را که 48 باهو و 32 پر و8  درگاه دارد بر بام آسيا و جهت وزش باد قرار مي دهند.

اندام اين چرخ و پر از خرپلي سنگين و محکم ساخته شده است. باد با عبور از دروازه اي بادگير به زواياي درگاههاي هشت گانه مي رسد و چرخ و پر را به حرکت در مي آورد . از حرکت چرخ و پر نيرويي به تير آسيا منتقل مي شود و چون سر ديگر به سنگ رويي آسيا متصل است لاجرم سنگ هماهنگ با گردش تير بايد بچرخد و مي چرخد. وقتي سنگ رويي بدين ترتيب به حرکت در مي آيد چوبي کوچک به نام لک لکي را با خود مي جنباند. و حرکت لک لکي باعث ارتعاش « دوُل بَره » ( ناودان چوبي  که گندم از « پرخو » به وسيله آن به شيار سنگها مي رسد ) مي گردد . دول بره در حرکت افقي گندم را آهسته آهسته از پرخوي گندم ( مخزني که گندم را در آن مي ريزند ) به حفره اي مياني سنگ هدايت مي کند. طبيعي است هر چه باد سريعتر بوزد سنگ گردش سريعتري دارد و چون سنگ به سرعت بچرخد حرکت لک لکي و لرزش دول بره مقدار گندم زياد تري را به ميان سنگها مي برد. از حرکت سنگها بر هم گندم به صورت آرد آماده جمع آوري مي گردد. در حفره زير سنگها دستگاهي است خيلي قديمي و ابتدايي که بر اساس کار اهرم مي تواند به جاي ترمز سنگها را به هنگام لزوم از حرکت باز دارد. وقتي با ابزاري به نام تخت وحشت از پايين و از داخل آسيا حرکت سنگها را کند مي کند. بلافاصله چرخ و پر را در بالا با اهرم ديگري « ني باد » کاملاً مهار مي کند و کار تعطيل مي شود . محور و چرخ و پر در حفره اي به نام « کلوسي » با « خرپل » ارتباط مي يابد و ميله اي خراطي شده اي به نام « قلندرک » حرکت محور را در داخل کلوسي تسهيل مي کند. بي نظمي در کار باد البته خللي در کار آسياب بوجود نمي آورد و کار به آراي پيش مي رود. يعني يک جوال گندم 30 تا 40 مني ( کيسه گندم در حدود 150  کيلوگرم ) در پر خو ريخته مي شود . آسيابان مي توان ساعتها محل کار خود را ترک کند که نيازي به کنترل مستمر در آسياب بادي احساس نمي شود. اگر باد بوزد و سنگ حرکت کند گندم هم به ميان سنگها ريخته مي شود و فقط تشکيلات آسياب بي حضور باد معطل مي ماند.

مسجد جامع شيخ زين الدين :

در مرکز شهر نشتيفان و در کنار مسجدي که در حال حاضر ساخته شده است مسجدي کوچک و بسيار زيبا قرار دارد و باني و برآورنده اين مسجد همان طور که از اسم آن پيدا است شيخ زين الدين محمد خوافي است . شيخ اهل برآباد خواف است و يکي از سه تن عارفان برجسته هرات دوران تيموري بوده است که قدرت زياد و مريدان زيادي داشته است و نزد امراي تيموري مقرب و معزز بوده است و از ارباب حل و عقد مرگ او در شب يکشنبه دوم شوال سال 838 بر اثر ابتلا به بيماري طاعون اتفاق افتاده است . از اين مسجد شبستاني بر جاي مانده است مستطيلي شکل با ستون ها و چشمه طاق ها و محرابي که تجديد شده است . اما بر روي يکي از ستون ها و بر ميانه قابي که گچ اندود شده آثار گچ بري بسيار زيبا شامل کتيبه هايي به سبک هنر دوران تيموري وجود دارد که با توجه به اين کتيبه ها سالهاي زندگي شيخ زين الدين محمد خوافي ايجاد بناي مسجد را مي توان به اوايل قرن نهم هجري نسبت داد .

آب انبار :

مسلم است که از قديم الايام مردم نشتيفان با مشکل کم آبي مواجه بوده اند و سعي کرده اند از طرق مختلف اين مشکل را بر طرف سازند يکي از راهها ساخت آب انبار بوده است که مردم مي توانسته اند آب مورد نياز خويش را از اين آب انبارها بردارند . با توجه به خرابه هاي باقيمانده از اين آب انبارها مي توان گفت که اين آب انبارها در مسير رفت و آمد مردم ساخته مي شده است . و آب آنها از طريق قنات ها که توسط افراد خير وقف شده است تامين مي گرديده است . از اين آب انبارها دو باب آن ها از بقيه بزرگتر و بيشتر مورد توجه مردم بوده است . اين دو آب انبار در فاصله اي نزديک به هم و در مرکز شهر که يکي در کنار مسجد حضرت علي (ع) و ديگري با فاصله کمي از مسجد جامع قرار دارد . متاسفانه آب انبار کنار مسجد حضرت علي (ع) از بين رفته ولي کتيبه اي بر جاي مانده است . بر طبق اين کتيبه آب انبار در سال 1310 هجري قمري توسط معماري به نام ميرزا قاسم ساخته شده است و باني اين امر خير خواجه محمد امين بوده که در سال 1311 هجري قمري در گذشته است . آب انبار ديگر که به آب انبار پايين ده مشهور است ، تقريباً سالم مانده است و هنوز پابرجا است . در اين آب انبار نيز کتيبه اي وجود دارد که تقريباً ناخوانا است ولي تاريخ آن به نظر مي رسد که سال 1321 باشد . اين آب انبار هم به شخصي به نام کلانتر سادات قلي پور خواجه محمد امين منصوب است . به گفته يکي از نوادگان او که بر اثر اختلافي که مردم بر سر منزل مسکونيش پيدا مي کنند به اصفهان مي رود و به شخص شاه شکايت مي کند . او در برگشت از اصفهان معماري با خود مي آورد و اقدام به ساخت آب انبار پايين ده مي کند .تاريخ فوتش بر طبق کتيبه اي که در آرامگاهش موجود است سال 1323 هجري قمري مي باشد . گويا او 12 سال بعد از پسرش فوت کرده است .

مزارها و بزرگان ناشناخته:

با توجه به گفته هاي مردم ، روستاي نشتيفان 44 پير يا مزار داشته است که در اين مزارها اشخاص بزرگي دفن هستند و مردم نشتيفان براي آن ها احترام خاصي قائل هستند و اعتقاداني نيز دارند . علاوه بر مردم روستاي نشتيفان از روستاهاي همجوار مثل برآباد ، قاسم آباد و مخصوصاً سنگان نيز مردم براي زيارت اين افراد بزرگ مي آمدند. اما از 44  پير يا مزاري وجود داشته تعداد زيادي از آنها به منظور ساختن منزل و زمين کشاورزي از بين رفته اند . تعدادي از اين مزارها را که هم اکنون وجود دارند عبارتند از :

مزار بابا عبدالله :

مزاري به نام بابا عبدالله (ع)بر روي تپه اي در شرق شهر نشتيفان حد فاصل بين باغ ها و منزل يکي از اهالي واقع است . اصل و نسب و زبان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي از لقب بابا که به وي داده اند هم جرگه تصوف او را ثابت مي کنند و هم زمان زندگانيش به قرن هاي قبل از سده دهم هجري بر مي گرداند زيرا تقريباً در بين قرن هاي چهارم تا دهم هجري به بزرگان و اقطاب تصوف و چله نشينان خيلي متقي مانند بابا کوهي شيرازي و بابا لقمان سرخس « بابا » مي گفتند . بنابراين مي توان گفت بابا عبدالله هم از بزرگان و پرهيزگاران و زهاد عصر خويش بود که مريدانش پس از مرگ او مرقدش را مزار خويش قرار داده اند . زمان زندگي ايشان را اگر به سنگ لوح هاي قبر او با ساير علم سنگ هاي قرن هشتم و نهم هجري مقايسه کنيم شبيه به هم مي باشد . زيرا با سنگ هاي برافراشته مزار بابا ابدال معروف به حافظ ابرو مورخ و عارف قرن نهم هجري که در شهرستان خواف مي باشد يکسان است و گمان نزديک به يقين زده مي شود که عمر زندگي صاحب اين مزار مربوط به قرن نهم يا اندکي قبل و يا بعد از آن بوده است .

صورت قبر : صورت قبر عبارت است از سنگ چيني به طول 30 متر و عرض 80 سانتي متر که در بالا سر و پايين پاي او دو سنگ لوح به صرت برافراشته نصب گرديده که سنگ بزرگتر به ارتفاع 5/1 متر بر روي آن جمله « لا اله الا الله محمد رسول الله » کاملاً خوانا است . و بقيه نوشته هاي متن خوانده نمي شود و نيز بر روي سنگ کوچکتر که ارتفاع آن حدود يک متر است جمله « هو الحي الذي لا يموت » به خوبي خوانده مي شود و بقيه متن لوح تقريباً ناخوانا است . قبر ديگر هم به همين مشخصات در کنار قبر بابا عبدالله وجود دارد ولي چيزي از لوح هاي آن خوانده نمي شود و مردم هم از نام اصليش اطلاع ندارند .

مير قوام الدين :

مزاري به نام مير قوام الدين بر روي تپه اي به ارتفاع 3 متر در وسط شهر نشتيفان واقع است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي در بين قرن هاي هشتم تا يازدهم هجري شخصيت هاي زيادي به نام مير قوام الدين در زمينه هاي سياست و ديانت قد علم داشته اند و جزء مشاهير خراسان بوده اند . اما چون محل قبر اغلب آن ها روشن نيست نمي توان گفت که اين مزار متعلق به يکي از بزرگان گذشته فوق که همگي خوافي الاصل بوده اند مي باشد . ولي آن چه مي شود گمان برد اين است که چون پيشوند مير دارد وي از سادات جليل القدر و افراد پرهيزگار و متقي عصر خويش بوده است . که بعد از مرگ مريدانش مرقد او را مزار و مطاف خود قرار داده اند تا به امروز که هنوز مردم به آن ها ارادت مي ورزند .

بابا جلال :

مزاري به نام بابا جلال بر روي تپه اي در وسط شهر نشتيفان واقع است . از اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار سند مکتوبي در دست نيست و مردم هم آگاهي کامل ندارند و از اختلاف گويي هاي ايشان نمي توان به حقيقت موضوع پي برد ولي از اين که پيشوند بابا به ايشان داده مي شود و اين لقب هم از قرن چهارم تا يازدهم هجري در بين متصوفين مامور بوده است که به بزرگان و پيشوايان تصوف مانند بابا عبدالله مي دادند . مي توان گفت که صاحب مزار از مشاهير متصوفه قبل از دو قرن اخير باشد .

صورت قبر : صورت قبر بر روي بناي ويران شده قديمي قرار دارد و عبارت است از سنگ چيني به طول 2 متر و عرض 80 سانتي متر و ارتفاع 30 سانتي متر که دور آن را ديوار گلي به صورت دايره و به شعاع 40 متر محصور نموده و در ورودي آن از مشرق صورت قبر باز و بسته مي شود .

سيد مرتضي :

مزاري به نام سيد مرتضي و معروف به مزار آخوند در شما آسياب هاي بادي شهر نشتيفان بر روي تپه اي در ميان قبرستان هاي عمومي واقع شده است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست و از نام هايي که به او داده اند استنباط مي شود که وي از سادات جليل القدر و از پيشوايان مذهبي بوده است و چون به زهد و تقوا شهرت داشته مريدانش او را مزار و مطاف خويش قرار داده اند .

صورت قبر : صورت قبر سنگ چيني به طول 9 متر و عرض يک متر و ارتفاع 40 سانتي متر در جلو ايواني که به منظور گراميداشت وي احداث گرديده واقع است . و چون در سمت بالا سر و پايين پاي او دو علم سنگ قديمي يکي به ارتفاع 3 متر و ديگري به ارتفاع 5/1 متر برافراشته اند . قدمت و زمان زندگي ايشان را به گذشته اي تقريباً قبل از قرن اخير و شايد دورتر بر مي گردانند .

ايوان : در کنار قبر مذکور ايواني از خشت خام به طول 6 متر و عمق 8 متر و ارتفاع 5/3 متر احداث گرديده که زائرين و ارادتمندانش جهت عبادت و استراحت از آن استفاده مي کنند .

سيد احمد شاه :

مزار سيد احمد شاه در حدود 50 متري شرق مزار سيد مرتضي ( آخوند ) بر فراز تپه اي در فاصله 20 متري پشت آسياب هاي بادي واقع است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار روشن نيست . ولي از لقب و پيشوند سيد و پسوند شاه چنين بر مي آيد که وي از سادات جليل القدر و نيز از بزرگان صوفيه بوده است . و از آن جا که نزديک سيد مرتضي مدفون است احتمال قرابت اين دو شخص را قوي تر مي سازد .

صورت قبر : صورت قبر وي عبارت است از سنگ چيني به طول 4 متر و عرض 70  سانتي متر که دو علم سنگ در بالا سر و پايين پاي او يکي به ارتفاع سه متر و ديگري به ارتفاع دو متر به صورت عمودي نصب گرديده و چون اين ستون هاي عمودي روي قبور مربوط به قبل از قرن اخير مي باشد احتمال مي دهد که زمان زندگي او در قرنهاي دهم و يازدهم هجري بوده است .

مزار شاه شهید :

این مزار در بازه آب و کمی پائینتر از پل آب پروند آب واقع که اطلاعات کاملی فعلأ در دسترس نیست

یک مزار هم در کنار استخر آب پروندآب بوده که بدلیل گشایش وتعریض معبر در سه دهه گذشته تخریب گردیده است

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: