چرا در نشتیفان تخم مرغ دزد ها و آفتابه دزدها شتر دزد گشته اند؟!

چند سالی است در نشتیفان تعدادی انگشت شمار دست بدزدی میزنند البته اگر دقیقأ موشکافی نمائیم از دوران دول اصلاحات که گروههای خودسر سرکوبگر به منطقه آمده و خیلی از افراد را شبانه دستگیر نموده وبه شکنجه گاههای سپاه و اطلاعات بردند وخودشان را شکنجه و اموالشان را مصادره نمودند پرده حیا را دریده و حریم شخصی افراد را زیر پا گذاشته تا جائیکه شبانه با لباس سپاهی از دیوار منزل رئیس حوزه علمیه بالا رفته وبا تهدید همسرنامبرده دار و ندارش را به یغما برده وبا التماس آن شیرزن که  شوهرش مریض قلبی است  وادار به ترک منزل وی میگردند و یا صدها صحنه دیگر که با لباس افغانی در منازل و باغها و راهها و گردنه ها آدمربائی نموده و محاکم قضائی هم چون از مبادی و منادی  حکومتی بودند ممانعتی ننموده و در صورت اعتراض اهالی به احضار ودادن تذکر بسنده نموده که بدینصورت تعدی و تجاوزبه اجتماع تسری یافت

images (3)

دزدی یا سرقت در حقوق کیفری به گرفتن غیرقانونی اموال دیگران بدون رضایت آنها می‌گویند. به کسی که عمل دزدی را انجام می‌دهد دزد می‌گویند.

چرا كودكان دزدی می‌كنند؟

كودكان وقتی به سن 6 تا 7 سالگی می‌رسند رفتارهایی از خود بروز می‌دهند كه برای والدین تعجب‌برانگیز است. یكی از این رفتارها برداشتن اشیا و اموال دیگران است‌كه درعرف به آن دزدی می‌گویند. این رفتار نیز چون بقیه رفتارهای كودكان دلایلی دارد از جمله رفتار و عادات والدین و اطرافیان. دلایل دزدی به 3دسته مادی، روانی و اجتماعی طبقه‌بندی می‌شود:علل مادی

علل مادی شامل نیازهای مادی است. برخی از كودكان كه زندگی فقیرانه‌ای دارند یا این برداشت را از گذران خود دارند و نیازهای اولیه آنان در حد مطلوبی ارضا نمی‌شود دست به دزدی می‌زنند. در این حالت عدم‌ارضای نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناكافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب بازی موجب می‌شود كه خردسال این نیازها را از طریق دزدی جبران كند. در یك موارد مشاوره، كودكی به خاطر نداشتن پول توجیبی مناسب و متعارف دیگر همكلاسی‌ها، از كیف دیگر دوستانش پول یا خوراكی برمی‌داشت، به شكل قرض، از دیگران وجوهی می‌گرفت و گاه خوردنی از بوفه می‌گرفت و مدعی می‌شد كه پولش را داده است و این وضعیت كم‌كم به منزل خود و نزدیكان نیز تسری یافت و به شكل عادی و متداول درآمده بود و حالا در سن 30‌سالگی نمی‌توانست این عمل را ترك كند؛ حتی هم‌اكنون كه نیاز مادی برطرف شده، نیز بی‌دلیل از خانه اطرافیان و همسر نیز اشیایی را می‌ربود. پدر و مادرانی كه دائماً از وضع اقتصادی خود شكایت می‌كنند، فرزند را غیرمستقیم به دزدی تشویق می‌كنند. در این وضعیت، انگیزه تملك، كودكان را به دزدی مجبور می‌كند.

علل روانی

ناكامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرارگرفتن در خانواده موجب می‌شود كه كودك به نوعی به واكنش در برابر این كمبودها دست بزند. این موقعیت در فرزندان میانی و خانواده‌هایی كه اولاد متعدد و زیادی دارند و مجال كافی برای ابراز علاقه نداشته و به نوعی كودك دیده نمی‌شود و نوازش كافی دریافت نمی‌كند بیشتر به چشم می‌خورد. وقتی سرقت با لجبازی و دروغگویی همراه باشد، واكنش نسبت به ناسازگاری كودك با محیط خانواده و انتقام‌جویی از والدین محسوب می‌شود. گرسنگی عاطفی به گرسنگی فیزیولوژیك دامن می‌زند. با دزدی و خوردن خوراكی متنوع یا پوشیدن و استفاده از وسایل مختلف این گرسنگی عاطفی را پوشش می‌دهد.

محرومیت از محبت موجب اضطراب می‌شود، جبران احساس حسادت، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونت‌آمیز والدین در منزل، وجود ناپدری و نامادری، انتقال از پدر یا مادر، آرزوی به دست‌آوردن اشیا پرزرق‌وبرق كه جز از طریق دزدی، رسیدن به آنها ناممكن است، صدمه زدن به دیگران به‌منظور تخلیه عقده‌های روانی و محدودیت قائل شدن و سختگیری‌های والدین همگی در این مقوله معنا می‌یابد.

یافته‌های بولبی، روانشناس برجسته حاكی از آن است كه محرومیت از مهر مادر و جدایی‌های نسبتاً طولانی از او در سنین خردسالی تأثیر بسزایی در بی‌بندو باری و دزدی نوجوانان دارد.

‌علل اجتماعی

كودك دزدی را یاد می‌گیرد و والدین نخستین الگو و سرمشق كودك هستند. چنانچه آنان مرتكب این عمل شوند و یا حتی به شوخی از انجام آن سخن بگویند، طفل آن را می‌آموزد. همچنین آنان سرقت را از دوستان، همبازی‌ها و همسایگان خود یاد می‌گیرند. ضعف مذهبی، سقوط ارزش‌های اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، عدم‌كنترل رفتار كودك، قحطی، بحران‌های حاصل از جنگ، زلزله و آتشفشان، زندگی در محل‌های جرم‌زا، مهاجرت، اعتیاد والدین، میل به‌خود نمایی و جدایی از پدر و مادر گرایش كودك را به دزدی تشدید می‌كند.

برای درمان این پدیده، باید علل و انگیزه‌های آن مشخص شود. دزدی معلول است و علل متفاوتی دارد. برخورد و مبارزه صرف بامعلول نه‌تنها مؤثر نیست بلكه گاه آن‌را شدت می‌بخشد. درمان آن باید براساس محبت و در محیطی آرام انجام شود. در ذیل مواردی برای حل و درمان این عمل ذكر می‌شود كه براساس تجربیات متعدد اغلب كارساز بوده است:

1- سعی نكنید كودك را در موقعیت اعتراف به‌دام بیندازید. نگویید تو پول را برداشته‌ا‌ی‌‌؟‌ زیرا جواب، دروغ و انكار خواهد بود. سعی كنید آنچه منجر به دزدی شده را بیابید. با فرزندتان جدی در خلوت صحبت كنید. مثلاً بگویید: از كیف من پول كم شده و می‌بینم كه تو خوراكی‌ای كه پولش را نداشتی، خریده‌ای. او را مسئول رفتارش بدانید.

2-‌ بچه‌ها دزدی می‌كنند چون چیزی را می‌بینند، می‌خواهند آن‌را داشته باشند و از عواقب رفتارشان اطلاعی ندارند. این فرصتی عالی است تا به فرزندتان برخی درس‌های ارزشمند اجتماعی را بیاموزید.

3- به نیازهای فرزندتان به پول نگاهی بیندازید و ببینید آیا پول توجیبی او به اندازه نیازهای اصلی او هست یا باید هماهنگی بیشتری ایجاد كرد. به عبارت دیگر آیا پول دریافتی او در حد متوسط دیگر همسالانش در طبقه اجتماعی شماست یا نه. لطفاً برای خساست خود به‌دلیل و انكار روی نیاورید.

4- صادقانه بیندیشید. آیا شما پدر یا مادر سهل‌گیری نبوده‌اید؟ بچه‌هایی كه عادت دارند همه چیزهایی را كه می‌خواهند به دست آورند، تصور می‌كنند كه باید هر چه را كه می‌خواهند داشته باشند. شاید زمان آن رسیده باشد كه كم‌كم به او نه بگویید.

5- با كودك صادقانه صحبت كنید. بدون برچسب دزدی زدن با استفاده از داستان‌های جذاب، الگوهای مناسب رفتاری را به او معرفی كنید. در این راه، گفتن قصه‌های مذهبی و آموزش رویه‌های دینی به شكل امیدواری و تشویق‌كننده و نه ایجاد ترس از خدا و عذاب جهنم كارساز خواهد بود.

6- وسایلی كه كودك را به دزدی وسوسه می‌كند مانند پول را از چشم‌ او دور كنید و تسهیلاتی برای تفریح و سرگرمی بیشتر او فراهم آورید.

7- او را از مشاهده فیلم‌هایی كه در آنها دزدی انجام می‌شود باز‌دارید.

8- اگر فرزندتان لباس، زینت‌آلات، ماشین‌های برقی و مانند اینها را دزدیده، شاید انگیزه‌اش این بوده كه شبیه دیگر همسالانش شود. كودكی كه در كنار همسالانی با امكانات زیاد رشد می‌كند، شاید سعی كند ظاهر وسایلی مانند آنان داشته باشد. حتی برای بزرگسالان هم مشكل است كه درك كنند عده‌ای در این دنیا بیش از حد دارند و عده‌ای از نیازهای اولیه خویش نیز محرومند. سعی كنید مدرسه و دوستانی برایش انتخاب كنید كه از لحاظ اقتصادی تفاوت زیادی با شما نداشته باشند.

9- به او بیشتر توجه كنید، خصوصیات خوب اخلاقی او را مورد توجه قرار داده و ذكر كنید. راه‌هایی برای افزایش عزت نفس او بیابید. آرامش و شادی را در محیط خانه ایجاد كنید. از توانمندی‌های او به جای زیبایی‌های فیزیكی‌اش یاد كنید و او را با استعدادها و توانایی‌هایش آشنا كنید.

10- در كیف مدرسه‌اش حتماً در حد امكان خوراكی‌هایی را كه دوست دارد بگذارید و مقداری پول توجیبی معین مناسب سن، روزانه، هفتگی یا ماهانه در اختیارش قرار دهید تا درصورت تمایل برای خود چیزهایی را خریداری كند.

11- اگر فرزندتان دزدی را همراه با رفتارهای ناراحت‌كننده دیگر توأمان انجام می‌دهد حتماً از یك مختصص كمك بگیرید.

و در آخر بسیاری از خانواده‌هایی را با امكانات مالی كم می‌شناسیم كه كودكانشان سرشار از شادی، عزت نفس و رفتارهای صحیح اجتماعی‌ هستند. تنها سرویس‌های مادی نمی‌تواند فرزند ما را متعادل و قانونمند سازد. با اصلاح روش‌های اخلاقی و زندگی، ایجاد محیط امن و شاد و نشان‌دادن توجه و ارائه نوازش‌های مثبت در موقعیت‌های مناسب، ذكر خصوصیات و كفایت‌های جسمی، فكری و اخلاقی و تشویق آنان به ورزش، هنر، همكاری و دلسوزی در منزل و داشتن دلبستگی عمیق خانوادگی می‌توان درستكاری آنان را تضمین كرد. از حاشیه‌ها و امكانات، نگاهمان را بیشتر به عاطفه و توجه صرف كنیم. قول می‌دهم این هم برای من و شمای پدر و مادر بهتر است، هم برای فرزندمان.

images

حکم بریدن دست سارق در اسلام

دین اسلام ، دینی کامل و بدون نقص است و تمام احکام ان مبتنی بر فطرت ، منطق و شناخت کامل از انسان ها و روابط انها است و تمامی احکام اسلام فلسفه ایی بزرگ دارد که نشانه عمق توجه اسلام بر وضع احکام است.یکی از احکام تامل برانگیز ، قاطع ، سخت گیرانه و بازدارنده  از دزدی دردین اسلام حکم  بردیدن دست سارق است .

این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر  نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است. بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَکيمٌ  ( آیه 38 سوره مائده )

دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند  و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است.
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ   ( آیه 38 سوره مائده )

پس هر کس بعد از ظلمش توبه کند و آنچه را فاسد کرده اصلاح نماید، پس همانا خداوند بسوی او باز می گردد و توبه اش را می پذیرد، بدرستی خدا آمرزنده و مهربان است.

چند سوال

چرا دین اسلام که دین عطوفت و  مهربانی است ، چنین حکم خشنی را صادر کرده است ؟
ایا درست است دست یک سارق بریده شود ؟
ایا یک کودک نابالغ که از روی نادانی دست به دزدی می زند باید تا اخر عمر با دست قطع شده زندگی کند ؟
ایا یک فرد بیچاره و تنگدست که دچار لغزش می شود و دزدی می کند باید دست او بریده شود ؟
ایا کسی که به سبب گرسنگی دست به دزدی می زند سزایش قطع دست او است ؟اگر به این حکم به صورت سطحی نگاه کنیم حکمی خشن و ناعادلانه میباشد. اما حقیقت چیز دیگری است.
اسلام با شناخت عمیق خود به انسان ، احکامی را وضع می کند که بیشترین کارایی را داشته باشد و منطبق بر انسانیت ، فطرت و حقوق تمام انسان ها باشد.
با کمی تحقیق و تامل در مورد ایات شریفه بالا و سنت پیامبر و بزرگان دین ، درخواهید یافت که حکم بریدن دست سارق شامل هر نوع دزدی نمیشود و این بریدن دست شامل افرادی می شود که حقیقتا دزد هستند و همانند یک غده سرطانی برای جامعه اند که باید از پیکر جامعه حذف شود.

بر طبق برداشت و استخراج فقها و بزرگان دین از سنت پیامبر  ، حکم بریدن دست سارق زمانی اجرا می شود که شرایط زیر برقرار باشد.

1- دزد بايد به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ باشد. بنابراين‌ طفل‌ غير بالغ‌ اگر سرقت‌ كند اينگونه‌ از حدّ دربارۀ او اجراء نمي‌شود؛ بلكه‌ حاكم‌ شرع‌ وي‌ را تعزير مي‌كند.
2- عاقل‌ باشد؛
3- سرقت از روي‌ اختيار او باشد. اگر كسي‌ را مجبور به‌ دزدي‌ كنند، حكم‌ قطع‌ دست او جاری نمیشود.
4- مال مسروقه حِرز باشد يعني‌ جاي‌ سربسته‌ و قفل‌ زده‌ شده‌. بنابراين‌ اگر كسي‌ مالي‌ را از صحرا، و جادّه‌، و حمام‌، و مسجد و نظير اين‌ اماكن‌ كه‌ محلّ رفت‌ و آمد است‌؛ بدزدد ، دست‌ او را نمي‌برند.
5- سارق‌ خودش‌ هَتْك‌ حَرز كند، يعني‌ خودش‌ قفل‌ را بشكند يا ديوار خانه‌ را سوراخ‌ كند. دراين‌ صورت‌ اگر شخص‌ ديگري‌ قفل‌ را بشكند، و اين‌ سارق‌، مال‌ را بدزدد ، حكم‌ قطع‌ دست براي‌ او جاری نیمشود‌.
6- دزدي‌ از روي‌ شبهه‌ مِلكيّت‌ و مأذونيّت‌ در تصرّف‌ نباشد . بنابراين‌ اگر كسي‌ بگمان‌ آنكه‌ چيزي‌ مال‌ اوست‌ و يا اذن‌ تصرّف‌ آنرا دارد و يا حاكم‌ دربارۀ او چنين‌ شبهه‌اي‌ را بنمايد، حدّ بر او جاري‌ نيست‌.
7- مال‌ دزديده‌ شده‌ بايد رُبع‌ دينار طلاي‌ خالص‌ سكّه‌ زده‌ شده‌ ، و يا بقدر قيمت‌ آن‌ باشد. و اگر از اين‌ مقدار كمتر باشد دست‌ سارق‌ را نمي‌برند. ( به طور تخمینی چیزی حدود سه و نیم گرم طلا )
8- دزدي‌ باید سِرّا باشد؛ يعني‌ مخفيانه‌ دزدی انجا شود. يعني‌ اگر دزد در حضور مالك‌ چيزي‌ بدزد. حدّ قطع‌ يد بر او جاري‌ نيست‌.
9- دزدي‌ از پدر نسبت‌ به‌ مال‌ پسرش‌ نباشد؛ در اين‌ صورت‌ حكم‌ جاري‌ نيست‌.
10- دزدي‌ غلام‌ نسبت‌ به‌ مال‌ آقا و مولايش‌ نباشد، در اينصورت‌ حكم‌ جاري‌ نيست‌.
11- دزدي‌ در عامِ مَجاعة‌ نباشد؛ يعني‌ در سال‌ خشكي‌ و تنگي‌ كه‌ قحطي‌ پيش‌ آمده‌ است‌؛ نبوده‌ باشد. و چنانچه‌ دزدي‌ در اين‌ سال‌ها چيزي را‌ بدزدد؛ حكم‌ قطع‌ يد دربارۀ او نيست‌.
12- ارجاع‌ دزد به‌ حاكم‌ به‌ درخواست‌ غَريم‌، يعني‌ كسي‌ كه‌ مال‌ او را دزديده‌اند، بوده‌ باشد. بنابراين‌ اگر غريم‌ از حقّ خود بگذرد، و دزد را ارجاع‌ به‌ حاكم‌ ندهد، حدّي‌ دربارۀ وي‌ اجرا نمي‌گردد.

و در نهایت سرقت‌ و دزدي‌ ، در نزد حاكم‌ به‌ اقرار و اعتراف‌ خود سارق‌ و يا با شهادت‌ دو نفر مرد متّقي‌ و عادل ‌، به‌ اثبات برسد.

بريدن‌ دست‌ ، عبارت‌ است‌ از بريدن‌ چهار انگشت‌ دست‌ راست‌ فقط‌: خِنصِر و بِنصر و وسطي‌ و مُسبِّحه‌ (سبّابه‌) و بايد انگشت‌ ابهام‌ را كه‌ شصت‌ است‌ و تمام‌ كف‌ دست‌ باقي‌ بماند.

با کمی تامل در مورد شروط ذکر شده درمیابیم که اسلام با شناخت کامل بر روی انسان ، تمامی شرایط را در نظر گرفته است.
از نظر اسلام فرد نابالغ و یا کسی که عاقل نباشد ، در صورت ارتکاب دزدی مستحق بریدن دست نمی باشد.
از نظر اسلام اگر فردی در زمان قحطی و خشکسالی سرقتی را انجام دهد ، دست او بریده نمی شود.
از نظر اسلام اگر پدر از فرزندش چیزی بدزد و یا غلام از صاحب خانه ، مشمول قطع دست نمی شود.
از نظر اسلام اگر دزدی در حضور صاحب خانه باشد و مخفیانه نباشد ، دست دزد قطع نمی شود.

اگر به شروط ذکر شده دقت کنید ، خواهید دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود  ، مجزات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدم دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و  …

از نظر اسلام این افراد همانند یک انگل ، یک غده سرطانی هستند که باید درمان شود ، باید از پیکر جامعه اسلامی جدا شود. باید دست کسی که به مال و اموال دیگران دست درازی می کند بریده شود ، باید برای این افراد این چنین مجازات سخت و وحشت اوری وضع شود.

امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده اییم و بی شک تنها راه نجات ،  بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.

اولین شرط مجازات این است که خود مجازات باز دارنده باشد ، یعنی فرد با در نظر گرفتن مجازات از انجام جرم منصرف شود ، مسلما حکم اسلام بر بریدن دست سارق یک حکم محکم و باز دارنده است.

اگر رهبران مذهبی ومسئول ، اگر ان مدیر ، اگر ان رئیس بانک ، اگر ان کارمند ، اگر ان تاجر ، اگر ان شخص ، همان شخصی که به خود اجازه می دهد دزدی کند ، اگر لحظه ایی به اعدام وقطع شدن دست یا انگشتان خود می اندیشید بی شک قدم از قدم بر نمی داشت ، بی شک اگر به حکم قاطع و صریح اسلام می اندیشید ، هیچ وقت به خود  اجازه دست درازی به مال دیگران و ملت اسلامی را نمی داد.

چرا ؟
چرا امروز جزای یک اختلاس گر باید چند سال زندان باشد ؟!
چرا باید یک بیچاره که از فشار تنگ دستی دست به دزدی می زند با یک محاکمه ساده محکوم شود و یک اختلاس گر با کمال احترام محاکمه شود و شاید هیچ وقت محکوم نشود ؟!!
چرا باید یک مسئول یا یک مدیر به خود اجازه دست درازی به مال دیگران وبیت المال ملت اسلامی را بدهد ؟
چرا مجازات برای چنین دزدی هایی که اثار دزدی انها کم از جنایت نیستند ، سخت و باز دارنده نیست ؟
چرا امروز ما با سطحی نگری ، با ترس از اجرای احکام الهی ، با مصلحت اندیشی های بی مورد ، و یا بدبینانه تر  ، سفارش و پارتی بازی و حق حساب گرفتن احکام قضا را دور زده وبرای باز شدن راه سوء استفاده خود ، احکام ناب اسلامی را به حاشیه می بریم و در موزه تاریخ به ان می نگریم و به خیال خود از ان پاسداری می کنیم.

بیاید عمیق به اسلام و احکام اسلام بنگریم.

images (4)چه کنیم تا این معزل و غده چرکین  را از ریشه بخشکانیم چون محاکم قضائی و شورای حل اختلاف  با ارقام نجومی ارتشاء و اختلاس در سطوح بالای حکومتی عکس العمل قاطعی ننموده تا درس عبرتی برای آفتابه دزدها گردد

images (1)

همانا بایستی به جامعه آگاهی داده ریشه جهل وتعصب و خرافات را بخشکانیم دکان دینفروشان را تخته نموده و دادگاههای شر را تعطیل نموده وقوانین بازدارنده با قضات و محکمه عادل جایگزین نمائیم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: