معجزات امامان سراسر دروغ و توسط روحانیون برای تحمیر مردم ساخته شده اند

هیچ گاه در طول تاریخ رخدادی که بتوان نام معجزه روی آن نهاد و آن اتفاق را به امامان ربط داد، به وقوع نپیوسته است و تمامی رخدادهای تاریخی چون انفجار بزرگ و چگونگی شکل گیری و به وجود آمدن انسان و…دلایل علمی و محکمی برای اثبات خود دارند؛ جملگی مهمل و دروغ و ساخته ریاکاران و مکاران و دکانداران دین و رهبران یک جامعه واپسگرا و دسته ای از مردم به نام مداح، برای ترساندن و مطیع و فرمانبردار ساختن سایر عوام تحت حکمرانی شان بوده است.مثلأ کسانیکه که خود وماشینشان را بیمه ابوالفضل کسی که در زمان حیاتش نتوانسته از مشک آبش حفاظت کند چطور پس از گذشت 1400سال از مرگش ترا بیمه میکند 

در طول تاریخ بیشترین انسان ها در راه خدا و به اسم خدا کشته شده اند، روحانیون، فلاسفه و دانشمندان بسیاری را که با دلایل منطقی و علمی گفتار پر از دروغ و مهمل ایشان را نقد می کردند و به چالش می کشیدند، سر به نیست نمودند و همواره مردم را با این گفتار که: “خداوند خواستار مرگ و نابودی فلانی است” ساکت و خاموش و تو سری خور نگاه داشته اند. حال از شما خوانندگان درخواست می شود تا داستان چند معجزه را که با استناد به متون و کتاب های پایه و نویسندگان مشهور شیعه و مسلمان، به دست امامان شیعه صورت گرفته است، بخوانید و کمی در رابطه با آنان تأمل کنید.

فرتور فیزیکدان و دانشمند نامی دنیا استفان هاوکینگ را نشان میدهد. ایشان یکی از مشهورترین خداناباوران دنیا هستند و گفته اند که بهشت و جهنم وجود ندارد و این داستان ها تنها برای کسانی است که از تاریکی بعد از مرگ می ترسند. بنجامین دیزرائیلی می گوید: آنجا که علم پایان می یابد، مذهب آغاز میگردد.

۱- معجزه علی ابن ابوطالب: مردی مهمان امام علی شد، علی یک قرص نان و کاسه ای که در آن مقداری آب باشد طلبید و برایش حاضر کردند. حضرت آن کاسه را جلو مهمان نهاد و قطعه ای از نان نیز میان کاسه گذاشت و به مهمان فرمود: ”بخور” ؛ مهمان نان را بیرون آورد، ناگاه دید که ران بریان شده پرنده ای است، آن را خورد.! بار دیگر آن حضرت قطعه نان خشکی را در میان آن کاسه نهاد و فرمود: “بخور”. مهمان آن را بیرون آورد و دید که حلوا است.! مهمان عرض کرد: “ای مولای من نان خشک در کاسه می نهی، ولی من آن را به صورت غذاهای متنوّع می یابم.!” امیرمؤمنان فرمود: “آری این نان خشک در ظاهر است و آن غذای متنوّع در باطن، سوگند به خدا کار ما همین گونه است.” ( فضائل الخمسه، جلد ۳، صفحه ۲۷۱)

۲- معجزه حسین ابن علی: هنگامى که امام حسین از مدینه طیبه به قصد زیارت بیت الله الحرام بیرون شد و در خدمت آن حضرت جمعیت زیادى بودند؛ مردى از قافله مریض شد و به آن حضرت عرض کرد: به انار خیلى میل دارم. آن جناب فرمود: در این بیابان باغى است از انار و میوه هاى دیگر، برو و هرچه مى خواهى تناول کن. در آن سرزمین قبل از این باغى نبود. اهل قافله رفتند و باغى مشاهده کرده، داخل آن شدند و هر کس از هر میوه اى خواست خورد و چون از باغ بیرون آمدند از نظرها ناپدید شد.

در همان حال آهویى پیدا شد حضرت به او اشاره نمود (آهو نزدیک آمد)، فرمود او را ذبح کنید و استخوان آن را نشکنید آن حیوان را ذبح کردند و گوشت آن را خوردند و استخوان ها را در پوستش نهادند. آن حضرت دعا کرد و آهو زنده شد، پس به اصحاب فرمود هر کدام به شیر آهو مایل باشید از آن بدوشید؛ همه از آن دوشیدند و آشامیدند و به برکت دعاى حضرت همه را کفایت کرد، بعد به آهو فرمود تو را چند طفل است و انتظارت را مى کشند برو آنها را شیر بده.! (بحار، جلذ ۹۸، صفحه ۱۱۶۳ ، کامل الزیارات ، باب ۲۰۶۷۹)

۳- معجزه امام نقی : یکی از نگهبانان متوکل می گوید: مرد شعبده بازی را از هند آورده بودند که کارهای خارق‌العاده انجام می داد. متوکل که دوست داشت امام هادی را خجالت زده کند، به شعبده باز گفت: اگر علی بن محمد را سرافکنده کنی هزار دینار خالص به تو می‌دهم. شعبده باز گفت: دستور بده نان های سبک و نازکی بپزند و در سفره بگذارند و مرا کنار او جای بده. سفره گسترده شد و شعبده‌باز کنار پشتی ‌ای که عکس شیری بر آن نقش بسته بود نشست. هنگام غذا امام نقی دست برد که نانی بردارد اما با شعبده آن شخص، نان از زمین به هوا بلند شد. بار دیگر امام خواست نان دیگری بردارد که آن نان هم از سفره بلند شد و همه حضار در مجلس خندیدند.

در این هنگام امام نقی دست خویش را به پشتی زد و به نقش شیر روی پشتی فرمود: ”این مرد را بگیر” و در همان لحظه نقش شیر به صورت شیر درنده ای زنده شد و بیرون پرید و آن مرد را بلعید؛ آنگاه باز سر جای خودش قرار گرفت و مثل سابق به صورت نقشی درآمد. همگان متحیر شدند و امام نقی برخاست تا از مجلس خارج شود؛ متوکل گفت: درخواست می کنم بنشینید و این مرد را دوباره برگردانید. امام فرمود: سوگند به خدا دیگر او را نمی‌بینی، آیا می‌خواستی دشمنان خدا را بر اولیاء خدا مسلط می کنی؟. و از مجلس متوکل خارج شد و از آن مرد شعبده باز دیگر اثری دیده نشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: