قصه ما

در این زمانه با هرکسی بجز خودمان مهربان ﺷﺪﻳﻢ
باصداقت وسادگی اﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﻮﺱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻳﻢ

از ابتدا و نخستﺩﺭ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ
عاقبت این شد کهﺷﺨﺼﻴﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻱ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺪﻳﻢ

باگرگ در لباس میش دست دادیم و او زکتفمان ربود
عبرت نشد زین تجربه ها چون دگر بارهمداستان شدیم

با اینکه صداقت و صفا به روزگار ما هیچوقت متاع نبود
بغیرمردانگی و شجاعت و خلوص هیچ کارشاه شجاع نبود

شاه شجاع شه شجاعت و داد و عدل و شعر و غزل بود
نجات ایران زاهریمن مغول و ملا در هر زمانه خطر بود

داستان ما هم با اندکی تغییر و تخلص است گر نیک بنگری
همت ما همین بود که همره و رهرو آن راد مرد خدا شویم

» شاه شجاع نشتیفان زمستان92 «

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: