مراحل اداری ثبت در فهرست آثار ملی پناهگاه زیرزمینی مقابله با یورش مغولان در نشتیفان استارت خورد

مراحل اداری ثبت در فهرست آثار ملی پناهگاه زیرزمینی مقابله با یورش مغولان در نشتیفان استارت خورد

حملهٔ مغول به ایران به سه لشکرکشی مغول به ایران اشاره دارد. این لشکرکشی‌ها به تشکیل حکومت ایلخانان مغول در ایران منجر شد. چنگیز خان پس از غلبه بر چین و قسمتی از آسیای میانه با خوارزمشاهیان همسایه شد. خواست چنگیز خان بازکردن راه تجارتی بین ایران و چین بود و در ابتدای امر نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه ادب و احترام را رعایت نمود ولی این پادشاه که خیال تسخیر چین را داشت با تدابیر خصمانهٔ خود موجب تحریک غضب خان مغول را فراهم کرده و هجوم او را به ممالک اسلامی باعث گردید. حملهٔ مغول در پی واقعهٔ قتل ۴۵۰ بازرگان مسلمان مغولی در شهر اترار آغاز شد. شروع نخستین لشکرکشی در سپتامبر سال ۱۲۱۹ میلادی (پائیز ۶۱۶ ه ق) و به فرماندهی چنگیز خان بود. سلطان محمد خوارزمشاه در همان سال با سپاهی به مبارزه با مغول برآمد ولی از جوجی پسر چنگیز شکست خورد و از آن پس تصمیم گرفت که از مواجهه با لشکر مغول خودداری کند. چنگیز جهت دستگیری سلطان محمد دو نفر از بزرگان لشکر خود را به تعقیب او فرستاد. سال بعد سلطان محمد در بستر مرگ، جلال‌الدین خوارزمشاه را به جانشینی خویش برگزید و جلال‌الدین بیش از ۱۰ سال بعد از مرگ پدر در برابر سپاهیان مغول ایستادگی نمود. دومین لشکرکشی در سال ۶۲۶ ه ق به امر اوگتای قاآن و به فرماندهی جرماغون نویان بود. این لشکرکشی به قصد پایان دادن به مقاومت جلال‌الدین خوارزمشاه و تسخیر مناطقی که باقی‌مانده بود، انجام شد. در پایان این دو حمله مغولان به سلطنت خوارزمشاهیان بر ایران پایان دادند و بسیاری از شهرهای خوارزمشاهی مانند سمرقند، مرو، بامیان، هرات، توس، نیشابور و پایتخت این سلسله گرگانج بکلی ویران شده و مردم آن قتل‌عام شدند. خط سیر تخریب و ویرانی فقط منحصر به شمال و شمال شرقی ایران نبود، در مرکز و غرب ایران نیز شهرهای ری، قم، قزوین، همدان، مراغه و اردبیل به کلی ویران شدند.
سومین لشکرکشی در سال ۱۲۵۴ میلادی (۶۵۴ ه ق) چهل سال پس از شکست و فرار سلطان محمد خوارزمشاه، با هجوم هولاکوخان به ایران آغاز شد. هلاکوخان در این لشکرکشی تسخیر قلعه‌های اسماعیلیه را اولین هدف خود می‌شناخت. رکن‌الدین خورشاه آخرین خداوند الموت در تسخیر این قلعه‌ها به هلاکو کمک‌هایی نیز کرد اما سرانجام در دنبال تسخیر این قلعه‌ها، خود او نیز به هلاکت رسید بدین ترتیب دولت خداوندان الموت به پایان رسید. پس از این پیروزی بود که حاکمان مغول کوشیدند تا به جای ویرانی و قتل‌عام مردم بر آنان حکومت کنند. دفاع مردم در حملهٔ نخست مغولان در شهرهای اترار و خجند و هرات همچنین مقاومت اهالی خوارزم، نیشابور، هرات، طالقانِ خراسان و سمنان نشان از آن دارد که در حملهٔ نخست شهرهای مختلف در مقابل حملهٔ مغول به شدت مقاومت کردند اما نفاق سران کشوری و لشکری با یکدیگر و نداشتن یک فرماندهٔ مدبر و فرار خوارزمشاه و بی‌انضباطی کار نگذاشت که این همه مدافعات به نتیجه‌ای قطعی منتج شود.
حمله مغول بیش از خسارت‌های اقتصادی، صدمات فرهنگی و روحی برجای‌گذاشت. در این حمله مراکز علمی و فرهنگی از جمله کتابخانه‌های بسیاری سوزانده و ویران شد. شهرهای بزرگ بسیاری از بین رفت و به دنبال آن مراکز رشد و پرورش فکری به حداقل رسید. کاهش جمعیت و به اسارت گرفتن و فرستادن صنعتگران ایرانی به مغولستان باعث رکود اقتصادی در ایران گردید و تخریب قنات‌ها و آبراهه‌هایی که در طول قرن‌ها ساخته‌شده‌بودند، سبب رکود کشاورزی شد. پس از حملهٔ مغول شماری از دانشمندان که در این حمله جان سالم بدر برده بودند، به مناطق امن مانده از این حمله مانند آسیای صغیر و هند مهاجرت کردند. همچنین از اثرات دیگر آن رونق تجارت بین ایران، چین و کشورهای غرب ایران بر اثر ایجاد دولت واحد مغول و امنیت راه‌ها بود.
طی 35 سال کشمکش و یورش مغولان و مقاومت ایرانیان در نشتیفان که از توابع هرات بود اما بگونه ای دیگر مردمسالاران برای مقابله آماده شده بودند چون یکی از حسنات نشتیفانی ها از قدیم الایام وحدت و یکپارچگی آنان بوده و تجربه به مقابله بمثل و مقاومت به آنان آموخت که بایستی با این دشمن خونخوار با تمام توان و ترفند و قوا وارد عمل گردند به همین مناسبت بفکر دژ محکم و غیر قابل تسخیر با امکانات موجود گردیدند و شهری زیر زمینی در زیر نشتیفان بعنوان پناهگاه احداث نموده که دارای چندین ورودی و خروجی مخفی بود و از دل زمین به عمق تقریبی 10 متر دالان و اتاق هایی برای استراحت و جان پناه کنده و برای ادامه حیات به قنوات ده و میر انداب وصل نمودند و برای تردد و ایاب زهاب روزانه یک دروازه در مسیر باغها یکی در محله نجارها و دیگری در محله آسیابانها و یکی هم در خود قلعه قدیمی که حالا بصورت مدرسه در آمده بصورت مخفی و استتار شده تعبیه نمودند و در مواقع مقابله با هجوم مغولان از پشت آنها را غافلگیر و قلع و قمع می نمودند ، این عمل مدتها ادامه داشت و دلیر مردان نشتیفان در عملیاتهای متعدد به مغولهای اشغالگر در منطقه خواف تا هرات طی یورشهای ایزایی صدمه زده و در صورت تعقیب و گریز به پناهگاه امن خویش مراجعه و در فرصتهای بعدی دشمن را معذب و وادار به تسلیم یا فرار می نمودند اما بدلیل هرج و مرج در دیگر شهرها و حمایت نشدن جمعی و ضعف حکومت ایران بناچار در یک عقب نشینی که راه بر آنها بسته شده و بدلیل لو نرفتن پناهگاه و موطن اصلی بناچار از تسلیم و قتل عام توسط مغولان بسمت کرمان و یزد عقب نشستند و در آرتفاعات آنجا با یاغیان گردنه بگیر مواجه که آنها را هم با تجربه و توان نظامی که داشتند شکست داده و پناه گرفتند که بدلیل کم کردن شر یاغیان توسط حاکم وقت شهر ندوشن به آنان واگذار گردید تا در امنیت راههای آن بخش بکوشند که در ادامه با درایتی که داشتند کرمان و فارس و بقیه ایران بجز خراسان تا بغداد را از اشغال مغولان در آورده و 77سال مداوم تا 100 سال غبر مداوم بر ایران با عدل وداد حکمرانی نموده که سوابق تاریخی ، فرهنگی ، اقتصادی و امنیتی آن مکتوب است که در این مقوله نمی گنجد ،اما این شرح و مقدمه برای این آمد تا پیش درآمدی باشد برای شناخت پیدایش پناهگاه مقابله با یورش مغولان توسط نشتیفانیها که صدها سال در زیر زمین مدفون مانده و در بین بزرگسالان بصورت قصه و افسانه از ترکمن تازی و یا حمله مغولها بندرت صحبت بمیان می آمد و چناچه شرحی میخواستی میگفتند از پدران و مادرانمان و آنها هم بدینگونه نقل نموده اند،در دهه 40 که من در دبستان ششم بهمن شماره 2 مشغول تحصیل بودم و با دوستان و همکلاسی ها تصمیم بگرفتن زمین نموده و هر کسی داشت حریم زمین خویش را مشخص میکرد در پی کنی زمین آقای حفیظ الله مسکین با سنگ برزگی مواجه شد که از دیگر همکلاسی ها برای در آوردنش کمک خواست که پس از در آوردن سنگ با چاهی مواجه شدیم که در آن سن و سال کسی جرآت داخل شدن به آنرا نداشت و من و 3نفر دیگر که از بقیه جسورتر بودیم از چاه پایین رفته و با کمک گرفتن دامن یکدیگر راهی دالانی که در ته چاه بود شدیم که از آنجا وارد اتاقکهایی که سفال شکسته و چراغ پیه سوز در آنها وجود داشت شده و کمی که جلوتر رفتیم صدای شرشر آب بقیه را ترساند و مجبور به برگشت شدیم که وقتی بیرون رفتیم سر و لباس همه بجز سفیدی دندان و چشمها سیاه شده بود مدتها این موضوع فکر مرا مشغول داشت و از خیلی از بزرگسالان در این مورد پرس و جو نموده و خیلی از کتب تاریخ مربوط به خواف را مطالعه تا شاید مدارک و اسنادی در این باره جمع آوری نمایم اما متآسفانه مسایل جنگ و انقلاب در ایران مرا فاصله انداخت و از طرفی هم هر زمان با هرکس در مورد میراث نیاکان چه آسبادها و چه پناهگاهها هم صحبت میشدم کسی حمایت یا هدایت نمی نمود و حتی در ثبت ملی آسبادها هم در منطقه و استان با مشکلاتی روبرو که نهایت توسط یکی از دوستان کرد که فامیلی در میراث فرهنگی داشت توانستیم مشاور خاتمی را به نشتیفان روانه و با حمایت وی 300،000،000 بودجه جهت بازسازی و محوطه سازی این اثر بینظیر واگذار و فعالیت فرهنگی چشمگیری را در اینترنت که تازه راه اندازی شده بود انجام و این موضوع را در وبها و پیجهای شاه شجاع نشتیفان همگانی و علاوه بر آن از جوانان نشتیفان کمک خواسته تا راههای ورودی پناهگاه را آشکار ودر رسانه ای کردن کشف چهل و اندی سال پیش من و چند دانش آموز ابتدایی دهه بیست برای به ثبت رساندن این میراث گرانبها و تلاش مجدانه سلحشوران نشتیفان مقابل مغولان یاری رسانده و این گنج پنهانی در ترقی و تعالی نشتیفان که هم اکنون شهر گردیده مثمر ثمر واقع گردد که خوشبختانه استقبال خوبی شد و در بین مردم شایع گشت که چنین جایی در نشتیفان وجود دارد و منبع اطلاعاتش هم از کالیفرنیاست و تاکنون هم این شخص که با نام مستعار شاه شجاع که یکی از شاهان مقتدر آل مظفر و از نشتیفان بوده اند فعالیت فرهنگی بنام نشتیفان دارد که به جرآت میتوان گفت در منطقه خواف و و دیگر شهرهای همجوار از اولین و فعالترین وب مستر ها میباشد که تاکنون فعالیت چشمگیرفرهنگی بنام نشتیفان در وب های 20گانه خویش دارد. بهر صورت این ترفند تداعی گر این شد که یکی از متمولین نشتیفان که تاکنون بجز فعالیت سیاسی و اقتصادی در هیچ یک از کارهای جمعی اجتماعی تشریک مساعی نداشته وارد میدان عمل گردیده و برای اولین بار باقیات صالحاتی هم بنام فامیل خویش در بخش اجرایی میراث گرانبها و گنج پنهان تاریخی پناهگاه نشتیفان اقدامات عملی را شروع و حول قوه الهی ادامه و به سرانجام رساند.که در اینخصوص کنده کاری های انجامی در این مبحث با هزینه ایشان و پیگیری محلی در میراث فرهنگی خواف اقداماتیست که بعمل آمده و جای قدر دانی از همه دست اندر کاران را دارد که بشرح زیر گزارش واقعه تنظیم و مکاتبات اداری شروع گردیده است.
.با پیگیرهای به عمل آمده توسط اداره محترم میراث فرهنگی شهرستان خواف اکیپی از کارشناسان آن اداره جناب مهندس طغرایی و آقای مهندس متقی از کارشناسان اداره میراث فرهنگی استان به همراه آقای محمدی رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان خواف از این پناهگاه ها بازدید و گزارش زیر را که تصویر آن را مشاهده می کنید ارائه داده اند
محل مورد نظر شامل یک شبکه زیر زمینی است که در بافت قدیمی شهر نشتیفان و حد فاصل دو قنات قدیمی موجود قرار گرفته است.
مهندس طغرایی در ادامه گزارش خود آورده است.
به اتفاق مهندس متقی از ششمین میله چاه قنات اصلی از طریق طناب به داخل رفته و در عمق 9 متری از سطح وارد یک راه رو به طرف شرق شدیم . راه رو به طرف شرق تا 257 متر امتداد دارد. عرض راه رو به طور متوسط 50 تا 60 سانتیمتر و ارتفاع آن نیز بین 110 تا 90 سانتی متر می باشد و در یک قسمت آن در دو طرف آن 5 اتاقک کوچک به ابعاد تقریبی 1.50تا2.30متر و 2.10تا 2.50 متر ایجاد شده است .
راهروها در داخل توده رسوبی سنگی کنده شده و فاقد اندود می باشند و در داخل تمام اتاقکها یک یا دو محل پی سوز برای روشنایی تعبیه شده است. همچنین در طول راهروها نیز این محل ها به صورت یک تورفنگی ایجاد شده است.
همچنین با توجه به بازدید میدانی از محل سر چاه دفعی دیگر در حاشیه خیابان خیام و صحبت مغنی محلی,در این محل نیز شواهدی از راه روهای زیر زمینی وجود دارد.(که به احتمال زیاد به راه روهای زیر زمینی یاد شده در بالا راه دارد).
در داخل راه روها و اتاقها تعداد بسیار اندکی قطعات سفالی بدون لعاب و در یک مورد سفال با لعاب آبی تیره شبیه به سفالهای آبی فیروزه ای,سده های ششم تا هشتم هجری قمری نیز شناسایی شد.
شایان ذکر است با توجه به شواهد,قبل از بازدید هیئت مذکور,افراد دیگری نیز از محل بازدید نموده اند.
مهندس طغرایی در ادامه گزارش خود آورده است :
با توجه به بررسی های انجام شده ,اثر مذکور یک پناهگاه زیر زمینی بوده که در قرون میانی اسلامی بین سده های هفتم تا یازدهم برای پناه گرفتن ساکنان نشتیفان ساخته و صرفا در مواقع هجوم مهاجمین مورد استفاده قرار می گرفته است.
مهندس طغرایی در پایان گزارش خود یادآور شده پیشنهاد می گردد با توجه به اهمیت باستان شناختی اثر مذکور,مراحل ثبت آن در فهرست آثار ملی مهیا و بنا به صلاحدید مدیر محترم شهرستان خواف و از طریق مشارکت و یا واگذاری آن موجب بازگشایی,احیاء و معرفی اثر تاریخی گردد.
امید میرود با ثبت این مجموعه در فهرست ملی آثار تاریخی و واگذاری بودجه برای بازیابی و راه اندازی آن در کنار آسبادهای بادی و آبی و قبور قبل از اسلام در نشتیفان مرکز مجموعه فرهنگی ،گردشگری خواف در نشتیفان احداث و امکانات اسکان و اقامت گردشگران با مجموعه های سرگرمی ،تفریحی با زیر ساخت مناسب انجام و بعرصه عمل رسد .والله توفیق، شاه شجاع نشتیفان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: