ایران پایدار ، ایرانی سرفراز ، با بیرون راندن ملایان ولایی بی ننگ وعار

آخوند، غرب و صهیونیسم: «اتحادیه مثلث شیطانی» برای تجزیه ایران

سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۷ | نوشته شده توسط شاپور سورنپهلو | | |

Bernard Lewis› Redrawn Map of the Arc of Crisis – 1979
تجزیه ایران، بازسازی نقشه ۱۳۵۷ برنارد لوئیس بنام «کمان بحران»[۱]

از آغاز سال ۲۰۱۲ ترسایی، بیگانگان بسرکردگی ایالات متحده و نیز هم پیمانانش بویژه بریتانیا به کمپین ایرانستیزی و یورش خود را به ایران، هویت ملی و فرهنگ ایرانی شدت ویژه ای بخشیده اند و بیگمان شاهد افزایش این روند نابود کننده در سراسر سال ۲۰۱۲ خواهیم بود!

این پرسش پدید می آید که چرا بیگانگان یورش خود را به ملت، هویت و فرهنگ ایرانی افزایش داده اند؛ – آیا آنان در این اندیشه اند که دیگر کشوری بنام «ایران» باقی نگذارند و در آینده نیازی به پوزش خواهی از ملت ایران را نداشته باشند؛ – آیا ایران بسوی پیاده شدن نقشه نو خاورمیانه ی ‹برنارد لوئیس› در حرکت است؟

پروژه تجزیه ایران در خطوط قومی و زبانی!

یکی از پیشگامان ‹اندیشه تجزیه ایران› را میتوان برنارد لوئیس نام برد. لوئیس که یک پژوهشگر انگلیسی-کلیمی و از هوارادان صهیونیست بین المللیست، در سخنرانی در کنفرانس «ایران در تاریخ» (۱۸ ژانویه ۱۹۹۹) در مرکز موشه دایان ِ دانشگاه تل آویو در مورد ایران میگوید: «در دو هزار سال گذشته هیچ کشورگشایی یا نیروی خارجی نتوانسته است که بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد، که این یکی از نشانه های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته است.»[۲]

لویئس همچنین، فرهنگ ایرانی را خطری برای منافع غرب و صهیونیسم بشمار آورده و در یکی از گردهمایهای ‹بیلدربرگ› درماه مه سال ۱۹۷۹ ترسایی در اتریش، اعلام میکند که تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی، نابودساختن آن است و پیشنهاد «تجزیه ایران در خطوط قومی و زبانی»[۳]، بویژه در بین اعراب خوزستان (پروژه الاحواز)، بلوچی ها (پروژه پشتونستان)، کردها (پروژه کردستان بزرگ) و آذریها (پروژه آذربایجان بزرگ) را ارائه داده میدهد.[۴]

بر اساس گفته لوئیس، «بریتانیا بایستی شورش افکنی برای استقلال اقلیت های قومی مانند دروزی های لبنان، بلوچ ها، آذریهای ترک، علویه های سوری، قبطی های اتیوپی، فرقه های صوفی سودانی، قبایل عرب را دامن زند.»[۵]

«هدف آنست که خاورمیانه را به قطعات ریز تقسیم کرده و با آتش افروزی و پدید آوردن یکسری جنبش های جدایی طلبانه مابین کردهای ایران، آذری ها، بلوچ ها، عرب ها، ‹کشورک› های نوپایی ایجاد شوند تا با یکدیگر رقابت کنند.»[۶]

«این جنبش های نهایتا [پس از جدایی از ایران] خطر و تهدیدی برای حاکمییت کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و دیگر کشورهای همسایه خواهند بود.»[۷]

پروژه تجزیه ایران و نقشه جدید خاورمیانه توسط لوئیس، نظر ایرانستیزان بسیاری را بخود جلب کرده است.

در سال ۲۰۰۶ یک سرهنگ آمریکایی بنام ‹رالف پیترز’، در نگاشته ای بنام «مرزهای خون، چگونه خاورمیانه بهتر بنظر خواهد رسید»، در مجله نیروهای نظامی [آمریکا]، نقشه ای جدیدی از خاورمیانه براساس تئوری لوئیس ارائه میدهد، اینبار بنام «انسانیت و دفاع از اقلیتهای ستمدیدگان».[۸]

با آنکه نقشه پیترز از سوی پنتاگون هرگز مورد تائید رسمی قرار نگرفت، ولی در یکی از برنامه آموزشی در کالج دفاعی نیروهای ناتو برای افسران بلندپایه نظامی گنجانده و گمان میرود که این نقشه همراه با نقشه لوئیس در آکادمی ملی جنگ نیز بکار برده میشود.

نقشه رالف پیترز

باجرا گذاشتن پروژه

در ۲۴ آوریل ۲۰۰۶ ‹کوندولیزا رایس’، وزیرامورخارجه دولت جورج بوش با ‹ایهود اولمرت› نخست وزیر اسرائیل در یک نشست مطبوعاتی گزارش مرگ»خارمیانه بزرگ» و زاده شدن «خاورمیانه نو» را اعلام کردند. این نشست که در اوج اشغال لبنان توسط نیروهای اسرائیلی با پشتیبانی دولتهای آمریکا و بریتانیا انجام پذیرفته بود، اعلام خبر یک دگرگونی بنیادی در نقشه خاورمیانه را با خود بهمراه داشت. رایس در سفر خود به لبنان و دیدار فواد سینیورا [۹]، «زاده شدن پنجه های خاورمیانه نو» را یاد آوری نمود و افزود: «اسرائیل، لبنان و جامعه جهانی بایستی مطمئن باشند که ما با تمام نیرو بسوی خاور میانه نو در حرکتیم، و دیگر هیچ راه بازگشت به خاورمیانه دیروزی وجود ندارد.»[۱۰]

بی شک میتوان، «زاده شدن خاورمیانه نو» را نقطه عطفی در متحد شدن کشورهای غربی و صهیونیزم در زیر یک درفش برای تقسیم کردن خاورمیانه، بویژه ایران به قطعات ریز نام برد، که پس از آن تاکنون ما شاهد یک روند افزایشی ‹ایرانستیزی› در جهان و خاورمیانه هستیم.

یکی از اسناد افشا کننده ‹ویکی لیکس› به نشستی محرمانه بین مئیر داگان رئیس موساد با نیکولاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا در آگوست ۲۰۰۷ اشاره میکند، که داگان پیشنهاد دامن زدن به اختلافات قومی در ایران، بویژه مابین اقوام ایرانی ی کرد، فارس، آذری، بلوچ و حمایت از گروههای افراطی همچون سازمان مجاهدین خلق جهت ایجاد درگیری‌های داخلی‌ در ایران را بیان میکند.[۱۱]، [۱۲] همچنین، سناتور جین هرمان در نشستی در سال ۲۰۰۹ که از سوی لابیهای کلیمیان در آمریکا برپا شده بود پیشنهاد مئیرداگان را تکرار میکند.[۱۳]

در این بین، یک بنیاد آمریکایی و پان-اروپایی هشیارانه سرگرم آتشفروزی و پدیدآوردن اختلافات مابین ایرانیان میباشد، که از چشم بسیاری تاکنون پنهان مانده است، و آن ‹دانشنامه ویکیپدیا› میباشد؛ بویژه بخش زبان ‹انگلیسی› آن، از پُرخواننده ترین بخش دانشنامه میباشد.

ویکیپدیا با هزینه ای بالای ۲۸ میلیون دلار در سال [۱۴]، و با همیاری داوطلبانه ۱۶.۵ میلیون ویکی-نویس و ۱۴۰۰ مدیراز سال ۲۰۰۶ بدینسوی بالاترین آسیبها را به یکپارچگی و اتحاد مابین ایرانیان زده است. موجب شگفتی نیست، که پس از یک بررسی کوچک میتوان دریافت که ‹الگویی› برای این یورشها وجود دارد، بگفته ای دیگر، نوک تیز شمشیر همه یورشها بسوی «هویت و فرهنگ ایرانی» نشانه رفته است.[۱۵]

مدیران اصلی بخش انگلیسی دانشنامه، ساختاری از پان-اروپائیان، پان-ترکها و پان-عربها میباشد. این سه گروه مسئول دستبردن و یورش به افتخارات ایران از کورش بزرگ و بابک خرمدین گرفته تا مولوی و نظامی؛ و تاریخ ایران و زبان فارسی هستند. امروزه نگاشته ها درباره تاریخ ایران باستان و سرچشمه هویت ایرانی زیر کنترل پان-اروپائیان و تاریخ پس از اسلام، زبان فارسی تحت کنترل پان-ترکها و پان-عربها میباشد. ناگفته نماند، که مسائل مربوط به جمهوری اسلامی از سوی مدیران وابسته به نظام دستاربندان اداره میشود.

یکی از کسانی که از سال ۲۰۰۶ بدینسوی مسئول ویرایش و یورش به فرهنگ ایرانی بوده است، یک هلندی بنام «جونا لندرینگ» است. وی با آنکه یک پان-اروپاییست، برخی براین باورند که مزدور جمهوری اسلامی میباشد.[۱۶] وی یورش خود را معطوف شخصیت تاریخی کوروش بزرگ و نیز هخامنشیان کرده. ‹لندرینگ› مانند رهبران جمهوری اسلامی (و نوچه هایش!)، مدعی میشود که همه آنچه در تاریخ در مورد کوروش بزرگ گفته شده است، دروغی بیش نبوده و یک دسیسه تاریخی از سوی محمدرضاشاه بوده است.

برنامه های که در بالا بآن اشاره شد، گویای آنست که بیگانگان سرگرم پیاده ساختن پروژه تجزیه ایران که میتوان آنرا «پروژه ایرانستان» نامید، هستند:

۱. حضور نیروهای فعال آمریکایی و صهیونیستی در کردستان عراق، ترکیه، نخجوان و اران (جمهوری دروغین آذربایجان) و برپایی و اداره رادیوی «صدای آذربایجان جنوبی» توسط سازمان اطلاعا ت اسرائیل (موساد)؛[۱۷]

۲. افزایش فعالیتهای گروههای ‹پان-ترک› یا ‹پان گرگ› با پشتوانه مالی سنگین از سوی دولتهای باکو وآنکارا، و همچنین واشینگتن و تل آویو و توطئه دسسیه ای برای جدا ساختن آذربایجان از ایران؛[۱۸]

۳. فعالیتهای تروریستی ‹گروه جندالله› در استان سیستان و بلوچستان، که با پشتیبانی مالی و نظامی مستقیم دولت اسرائیل انجام میشود؛[۱۹]

۴. فعالیتهای فرهنگی-تروریستی اسرائیل در جنوب افغانستان و شمال پاکستان با همکاری آمریکا؛ تبلیغ برای جازدن و تاریخسازی پشتونها که از ایرانی نژاد و از تیره ایرانی-خاوری میباشند، بعنوان یکی از ده قوم گمشده اسرائیل (همین استراتژی برای کردها در عراق بکاربرده میشود) برای دستیازی به آن منطقه؛ [۲۰]، [۲۱]، [۲۲]

فرتور ‹دنیل برت› پس از شکایت وی به
شرکت هاوستینگ زدوده شد! [ پیوند ]
۵. فعالیتهای تروریستی ‹گروه انجمن دوستی احوازیهای بریتانیا› با مرکزیت در بریتانیا. بسیاری براین باورند که سرپرستی آنرا یک انگلیسی بنام ‹دنیل برت› (دانیال برت) در زیر پوشش گروهی دیگر در لندن بنام «انجمن دوستی احوازیهای بریتانیا» بعهده دارد؛[۲۳]،[۲۴]

۶. فعالیتهای فرهنگی-تروریستی اسرائیل در کردستان عراق؛ تبلیغ برای جازدن و تاریخسازی کردهای ایرانی نژاد، بعنوان یکی از ده قوم گمشده اسرائیل (همین استراتژی برای پشتونها در افغانستان بکاربرده میشود)؛

۷. اشغال نظامی افغانستان و عراق دو کشوری که نقشهای اصلی را همراه با ایران برای پیاده کردن این طرح ایفا میکنند؛

۸. تشدید اختلافات مابین ایرانیان و اعراب و دامن زدن به آتش در خاورمیانه با تحریف در نام خلیج فارس؛

۹. ‹دانشنامه ویکیپدیا’، آتشفروزی و دامن زدن به اختلافات ما بین ایرنیان و زیر پرسش بردن فرهنگ ایران باستانی بویژه یورش بردن به شخصیت تاریخی کورش بزرگ؛

باری، ایرانستیزان بیگانه بخوبی بر این امر آگاهند که تجزیه و نابودی ایران، تنها از خارج امکان پذیر نیست و همانگونه که برنارد لوئیس برآورد کرده بود که هیچ نیروی خارجی یارای نابودی هویت و فرهنگ ایرانی را ندارد، پس بنابرین بایستی از درون نیز نابود شود.

‹میس ان لمبتون’، یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق میتوان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر میشناخت، براین باور بود که انگیزهای اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیزست: «زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی و میهنپرستی ایرانی» و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت.[۲۵]

میس لمبتون که از دوستان نزدیک برنارد لوئیس بود، در سال ۱۹۶۴ رهنامه [داکترین] «ولایت فقیه» را برای نخستینبار مطرح و برقراری یک «حکومت اسلامی» در ایران را پیش بینی کرد. او در مقاله ای مشترک با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه دوازده امامی در یک حکومت اسلامی»، که همزمان با تبعید روح الله خمینی به ترکیه در سال ۱۹۶۴ (۱۳۴۲) در «پژوهشهای اسلامشناسی» انتشار یافت، مینویسند: «تمایل به استقرارحکومت خدا در زمین که اگر با پافشاری نتیجه دهد، بیگمان سرانجامش یک سکوت سیاسی [تا ظهور مهدی] یا انقلاب خشونتبار خواهد بود!»[۲۶]

شش‌ سال پس از انتشارمقاله مشترک لمبتون و لوئیس، روح الله خمینی، نظریه «ولایت فقیه» و «برپایی حکومت اسلامی» لمبتون-لوئیس را بنام خود ارائه داد.

در اینجاست که داستان نیرنگ جنگی یونانیان و ‹اسب چوبینشان› در تسخیر تروآ در یادها زنده میشود، که نظام ملایان همان اسب تروا برای ایران میباشد، که وظیفه اش تضعیف و نابودی ایران ازدرون است!

آخوند، اسب تروا و نابودی هویت و فرهنگ ایرانی از درون

هویت و فرهنگ ملی چیست؟ پژوهشهای گوگانون نشان داده اند که هویت ملی نتیجه ای مستقیم ازآغاز یک نقطه در تاریخ و براساس فرهنگ ملی و وجهه اشتراک یک ملت، که آمیزشی از نمادها، زبان، تاریخ، آداب، رسوم، دین، فرهنگ، هنر و غیره است، میباشد. هویت و فرهنگ ملی در طی گذشت سده ها نخست مانند یک «هسته› شکل گرفته که سپس براثر مرور زمان افزوده هایی به آن هسته افزوده میشود و همچنان بزرگتر گشته تا آنکه پیکری بخود میگیرد که پس از پیکربندی اصلی الحاقات بآن افزود میشود؛ این الحاقات مانند پوشاکیست که براثر مرور زمان دگرگون شده، بدون آنکه اثری مستقیم بر هسته هویت داشته باشد. پروراندن و نیز نابودساختن یک ‹هویت و فرهنگ› را میتوان با یک ‹کشتی غول پیکر چندصد هزار تنی› مقایسه کرد.

برای ساخت چنان کشتی، از ساخت اسکلت آن تا کوچکترین سوئیج نیاز به سالها کار، کوشش، برنامه ریزی، زحمت و بکارگیری میلیونها قطعه درشت و ریز است! پس از آنکه کشتی ساخته شد در طی عمر خود ظاهر آن میتواند تغییر کند، یکروز رنگش سرخ و روزی دیگر آبی خواهد شد و یا دکواراسیون داخلی و یا ناخدا و خدمه اش تغییر میکند، ولی اسکلت و اساس و بینان کشتی همواره دستنخورده باقی خواهد ماند! باری، اگر کسی روزی بخواهد همان کشتی را نابود کند، نیاز به برنامه ریزی دقیق، ماهها کار و تلاش و خُرد کردن کشتی به قطعات ریز قابل حمل دارد! هویت و فرهنگ ملی نیز در طی سده ها شکل گرفته است و اگر کسی خواهان نابودی آن باشد، میبایستی انرا تکه تکه از هم جدا سازد! کاری که جمهوری اسلامی از زمان روی کارآوردن از سوی غربیان سرگرم آن بوده است، ‹قطعه قطعه کردن هویت و فرهنگ ایرانی›!

فتنه آمریکایی-انگلیسی۵۷ برای پیاده کردن «پروژه ایرانستان»

نظام ستممُلایی از همان روز نخست در دست گرفتن قدرت در ایران، پیکار خود را با هویت و فرهنگ ایرانی آغاز نمود. شگفت انگیز اینستکه حکومت اسلامی به همان ‹ویژگیهایی› که میس لمبتون آنها را باعث ‹بقای ایران و هویت ایرانی› نام برده بود ، یعنی «زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی و میهنپرستی»، تاخت و تاز خود را آغاز و تا بامروز ادامه داده است.[۲۷]

روح الله خمینی، یکی از نامی ترین شخصیتهای جهان، که تا بامروز همچنان گذشته اش مرموز و ناشناخته باقی مانده است، با راهنمایی سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس[۲۸] و همیاری بی بی سی فارسی که به آیت الله بی بی سی نامی گشت، توانست در ظرف کمتر از یکسال بنیاد نظام سلطنت در ایران را پس از ۲۵۰۰ سال از هم فروبپاشاند. بی اغراق میتوان انقلاب ۵۷ در ایران را «کودتای بی بی سی» نام نهاد.[۲۹]

باری، آقای خمینی، سنگ «پروژه ایرانستان» را از همان روز نخست ورود خود بایران بنا گذاشت! دشمنی با زبان فارسی و فردوسی؛ نمادههای ملی از جمله نوروز، سده، مهرگان و چهارشنبه سوری؛ بزرگانی همچون کوروش، داریوش و مصدق؛ تاراج و فروش و نابودی آثار باستانی کشور، زدودن تاریخ ایران باستان از دروس مدارس؛ مبارزه با نامهای ایرانی که شامل نامهای شخصی، نام شهرها، خیابانها و حتا کوچکترین بن بست دركشور و دگرگونسازیشان به نامهای عربی و غیره که تا بامروز ادامه داشته، میشود.

پیکار با ملی گرایی، تاریخ، فرهنگ پیش از اسلام و نمادهای ایرانی

خمینی پیش ‌از بازگشت خود به ایران، انزجار خویش را از تاریخ ایران باستان، تحت عنوان مبارزه با نظام پیشین اینگونه اعلام میکند: «. . . اينها میخواستند كه اصل ورق را برگردانند به همان زمان قبل از پيغمبر اكرم [ایران باستان]؛ به همان زمان سلاطين گبرِ متعدىِ آدمكشِ قهار؛ و آن طور رفتار كنند و بساط هم همان بنا باشد، ‹پان ايرانيسم میکرند و شئون ایرانیت!»[۳۰]

و پس از بدست گرفتن قدرت گستاخانه به ایرانی و ملیت ایرانی یورش برده و میگوید: «این حسابهایی که پیش مردم مادی مطرح است که ما ایرانی هستیم و برای ایرانی کاری باید بکنیم، این حسابها نیست. این قضیه ای که شاید صحبتش در همه جا هست که به ملت و ملیت کار داشته باشید، این یک امر بی اساس است.»[۳۱]

«ما چقدر سیلی بخوریم از این ملیت. این ملی گرایی نقشه ای است که مستعمرین کشیده اند، اینهایی که میگویند ملیت، بروند گم شوند.»[۳۲]

و پس از مدتی پرده شرم را پاره کرده و وقیحانه منکر وجود کشوری بنام ایران میشود: «ما اصولاً کشوری را بنام ایران نمیشناسیم!»[۳۳]

شیخ صادق خلخالی، از نزدیکان خمینی که تاریخ نوین ایران به او لقب «قصاب انقلاب» داده است، در کتاب خود بنام «کورش دروغین و جنایتکار»، نه تنها به شخصیت تاریخی کورش بزرگ ناسزا گفته، بلکه ایرانی را قومی وحشی میخواند[۳۴]. وی پس از مدتی تصمیم خود را در مورد کورش تغییر داده و اعلام میکند: «اصولاً کسی بنام کورش وجود تاریخی ندارد!» – و از رو تنفر با بلدوزر، که بگمان زیاد با آگاهی و اجازه خود خمینی صورت گرفته بود، درصدد نابودی تخت جمشید برآمد[۳۵]، که اگر بخاطر حماسه سازی و دلیری مردم محلی نبود، امروز اثری از این افتخار و شکوه معماری ایران دیگر وجود نداشت. برنامه خلخالی پس از نابودی تخت جمشید، آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد[۳۶] و سپس آرامگاه فردوسی در توس [۳۷] بود، که نظام وادار به عقب نشینی شد.

پس از آن مقاومت مردمی در تخت جمشید، نظام دستاربندان سیاست نویی برای نابودی آثار باستانی کشوراتخاذ نمود: نابودی در زیر پوشش محافظت از آثار باستانی و نیز برنامه ها و پروژه های عمرانی و آبادانی کشور.[۳۸]

مرتضی مطهری، که از طلبه ها و یاران نزدیک خمینی بود به آن اندازه از نمادهای ملی ایرانی متنفر و بیزار بود، که به فحاشی روی میاورد: » . . . بسیاری از خانواده‌ها که باید بگویم خانواده احمقها آتش روشن می‌کنند و هیزمی روشن می‌کنند و آدمهای سُر و مُر و گُنده با آن هیکلهای نمی‌دانم چنین و چنین از روی آتش می‌پرن که ‌ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من این چقدر حماقت است خب چرا چنین می‌کنید می‌گویند پدران ما چنین می‌کردند ما نیز چنین می‌کنیم اگر پدران شما چنین می‌کردند و شما می‌بینید که آن کار احمقانه ‌است و دلیل خریت پدران شما است رویش را بپوشید چرا این سند حماقت را سال به سال تجدید می‌کنید»[۳۹]

و میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب در پیکار با میهنپرستی ایرانی و تمدن ایران پیش از اسلام میگوید: «استعمارگران می‌خواستند ملت ما را از هویت اسلامی خودش جدا کنند. این کار بطور سازمان‌یافته‌ یی از کشور ما شروع شد و اثرات تخریبی به‌جای گذاشت. البته تنها سیاست اسلام‌زدایی نبود که در کشور ما پیاده می‌شد، همیشه حساب‌گری‌هایی هم برای آن وجود داشت مثل ناسیونالیسم. زنده کردن استخوان‌های پوسیده و ارزش‌هایی که بر پایه آن‌ها نظام مملکت به‌صورت جاودانه قلمداد می‌شد از مسایلی است که استعمارگران روی آن زحمت زیادی در کشور ما کشیدند. کار به‌جایی کشید که ما در عرصه فرهنگ و هنر یعنی در معماری می‌ بایست از معماری دوران هخامنشی الگو می‌گرفتیم.» [۴۰]

وی فراتررفته و در مورد نمادهای ایرانی میگوید:‌ » . . . مسئله اتکاء به نظام ارزشی ایران پیش از ظهور اسلام، یعنی تکیه بر تاریخ هخامنشیان و ساسانیان و دوران سلاطینی که پیش از اسلام در ایران بودند و نظام‌هایی که آن مواقع در ایران وجود داشتند در کشور ما سوغاتی بود که به‌منظور اسلام‌زدایی از فرنگ صادر شده بود. تکیه می‌شد بر ارزش‌های ناسیونالیستی و بر عواملی نظیر خون و خاک و عناصری از این قبیل که در ناسیونالیسم به آن برخورد می‌کنیم . . . . . همان موقعی که در ایران با توسل به باستان‌شناسی، خرابه‌های تخت‌جمشید از خاک بیرون کشیده می‌شد و تاریخی ساخته می‌شد تا ملت ما اجبارا به آن تاریخ افتخار کند، در حالی‌که آن تاریخ کاملا بیگانه‌یی از اسلام بود، تاریخ پیش از اسلام و ارزش‌های آن هزاران سال بود که مرده بود و به این ترتیب دوباره احیاء می‌گشت. هنرمندان ایرانی از هنرها و ادبیات ایران صحبت می‌کردند ولی تمام مجموعه‌های کارهای‌شان یک کلمه‌یی از داستان کربلا نبود.»[۴۱]

موجب شگفتیست که آقای موسوی «داستان کربلا» که وابسته به «فرهنگ دینی» کشورست و هیچ ربطی به تاریخ و فرهنگ ملی کشور ندارد را «زنده کردن استخوان‌های پوسیده» نمیداند، ولی بزرگداشت فردوسی و ترویج فرهنگ و تمدن ایران که بخش بزرگی از هویت ملی و فرهنگ ایرانی را تشکیل داده است، «فاجعه» و «زنده کردن استخوان‌های پوسیده» میداند!

وی گستاخانه میهنپرستی ایرانی را فاجعه میخواند و از کسانیکه زندگی خود را وقف پیکار و نابودی «فرهنگ ایرانی» کرده بودند چنین قدردانی میکند: «ما برای اینکه بر این فاجعه [میهنپرستی] فایق بیاییم شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی، شهید باهنر و… را قربانی دادیم.»[۴۲] وامروز، برخی از هم میهنان مانند پدران خود که «امام را در ماه دیدند» ساده لوحانه باور میکنند که آقای موسوی اصلاح طلب است و میپندارند که ایشان در کشور آزادیخواهد آورد،[۴۳]، غافل از آنکه خود آقای موسوی یکی از معماران اصلی همین نظام اهرمنی و موجب بدبختی امروز کشورست.

پیکار با زبان فارسی و جایگزینی آن با عربی

پیکار برای نابودی زبان فارسی از همان روزهای نخست برسرکار آمدن نظام دستاربندان آغاز گشت و سران حکومت اسلامی کماکان خواهان نابودی و جایگزینی آن با زبان عربی شدند.

روح الله خمینی:‌ «نگویید که لغت عربی از ما نیست. لغت عربی از اسلام است و اسلام از همه است. تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، و کتابهای ما [از واژگان فارسی] تصفیه نشود، و خیابانهای ما اسامی [فارسی] آنها تغیر نکند، نمیتوانیم مستقل بشویم.»[۴۴]

هاشمی رفسنجانی:‌ «. . . ما معتقدیم که [زبان] آینده عربیست، نه فارسی . . . و روزی که دولت جهانی اسلامی بنیان گذاشته خواهد شد، جای هیچ زبانی بجز عربی نخواهد بود» را اعلام کرده و سرنوشت زبان فارسی و ملیت ایرانی چنین را پیشگویی میکند: «در آینده هر دو بایستی نابود شوند.»[۴۵]

میرحسین موسوی: » . . . برگزاری هزاره‌ی فردوسی در سال ۱۳۱۳ و پیراستن زبان فارسی از کلمات عربی که بر اساس ناسیونالیسم صورت می‌گرفت توطئه‌یی از سوی غربی‌ها برای نابودی اسلام بود.»[۴۶]

جمهوری اسلامی، برای این نابودی زبان فارسی، بنیادی بنام «فرهنگستان زبان و ادب فارسی» را در سال ۱۳۶۹ بنیاد گذاشت[۴۷] این فرهنگستان جدید برای پالایش زبان فارسی از واژه های ایرانی بنا گذاشته شد، که امروز ‹غلامعلی حداد عادل› رئیس آن میباشد و بجز تنی انگشت شمار بیشتر کسانی که این فرهنگستان را اداره میکنند، حتا سواد یک دیپلمه فارسی را هم ندارند.[۴۸]‌، [۴۹] از زمان پایه گذاری این فرهنگستان واژه های فارسی از ۸۵٪ به زیر ۴۰٪ کاهش پیدا کرده است. حتا ساختمان فرهنگستان که آقای میر حسین موسوی معمار آن بودند، الهام گرفته و براساس معماری اموی و اندلسی ساخته شده است.[۵۰]

نابودی اخلاقیات و پایبندهای ایرانی

از زمان برسرکار آمدن»حکومت دروغ» در ایران، جامعه ایرانی از نظر پایبندهایی اخلاقی و اجتماعی سیر قهقرایی داشته است، که همجه آنها ناشی از فقر، بیعدالتی و خفقان حاکم برکشورست.

برای نوشتن فساد و دروغ در ایران امروزه نیاز به نگارش کتابی دارد. باری، پایه گذار و «مفسد فی الارض» ی که خود آقای خمینی به همه برچسب آنرا زد، در حقیقت خود او بود، که برای بقای نظام دستاربندان، فساد و دروغ در جامعه را تجویز میکند.

«. . برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمين [فساد] واجب است، دروغ گفتن هم واجب است، شراب خمر هم واجب است.»[۵۱]

براساس آمار فساد در جهان از سوی «سازمان جهانی تَراپَدیدی» (شفافیت بین الممل [۵۲])، ایران از ۱۸۰ کشور عضو سازمان، مقام ۱۷۲مین را به خود اختصاص داده است (سومالی با داشتن مقام ۱۸۰م، فاسدترین کشور جهان شاخته شده است).[۵۳]

فساد اخلاقی و دروغ به اندازه ایی در جامعه ایران رواج پیداکرده است، که برخی از کارگزاران خود نظام هم صدایشان در آمده:

محمد باقر قالیباف شهردار تهران: «. . فضای غیبت، ‌تهمت و دروغ که خانمان‌سوز و خانمان‌برانداز است در جامعه ما وجود دارد.» [۵۴]

حسین انصاریان استاد حوزه عملیه قم: » در جامعه ۷۰ میلیونی ایران روزانه چند دروغ و غیبت داریم؟ آنقدر زشتی دروغ از بین رفته که خیلی راحت زن و شوهر و زن و مرد بهم دروغ می‌گویند.»، . . . . «در کشورمان چقدر غیبت کردن، فحش دادن، تحقیر کردن، مسخره کردن و افترا بستن داریم؟»، . . . » آیا این اعتماد بین شما مردم وجود دارد که خانه و اموال خود را به نام کسی بزنید و پس از یکسال بتوانید آن را پس بگیرید؟»، . . . «شما حساب کنید چه دست‌هایی به ناحق علیه دیگران بر روی کاغذ می‌آید و چه دست‌هایی که به ناحق امضاء می‌کنند. چه دست‌هایی سرقت می‌کنند، اختلاس می‌کنند، رشوه می‌گیرند. چه دست‌هایی اسناد قلابی درست می‌کنند و هزار میلیارد هزار میلیارد در روز روشن می‌دزدند.»، . . . «چه دست‌هایی به ناحق روی مردم بلند می‌شوند و مردم را به ناحق کتک می‌زنند. چه دست‌هایی در اجناس تقلب می‌کنند و کم فروشی می‌کنند؟»، . . . «در خبر دادن به ملت دروغ می‌گویند و در وعده دادن هم به مردم دروغ می‌گویند.»[۵۵]

پاسخ این پرسشها که چرا «دیو دروغ» در ایران امروز حاکم است را در سخنان روح الله خمینی بنیانگذار «حکومت دروغ»، میتوان جستجو کرد.

«نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم.»[۵۶]؛

«من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم.»[۵۷]؛

«پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.»[۵۸]؛

«در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت.»[۵۹]؛

«در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود.»[۶۰]؛

«در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود.»[۶۱]؛

«در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت.[۶۲]؛

«در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد.»[۶۳]؛

«برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند.»[۶۴]؛

«دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.»[۶۵]؛

و زمانیکه «نظامی» بر پایه های دروغ، نیرنگ و فریب بنیانگذاری شده باشد، مردم آن جامعه نیز از آن پیروی کرده و برای ادامه ی بقای خود خواه ناخواه به «دو رویی» پناه برده و همرنگ نظام حاکم میشوند.

بلاگنویس ناشناسی در ایران، انگیزه رواج دروغ در ایران را بخوبی برآورد کرده و مینویسد: «وقتی با ابراز اندیشه و افکار و رفتار شخصی مخالفت شود و کسی جرات نداشته باشد سخنانش را بر زبان آورد و یا مطابق خواسته هایش عمل نماید، مجبور می شود به گونه ای که دوست نمی دارد و نمی پسندد رفتار کند و خود را آنچه نیست نشان دهد. عدم انطباق خواسته های درونی با هنجارهای خفقان آور و بدور از علم و دین و شرست انسانی در اجتماع، بر ضخامت ماسک یا فاصله شخصیت فردی و اجتماعی می افزاید و خود موجد رذیلت دیگری به نام «ریاء» می شود! افراد در این جوامع هر روز صبح نقابی خلاف آنچه هستند بر چهره می زنند و تا شام نقش هایی در تناقض با درونیات خود ایفاء می نمایند.»

اعتیاد راه دیگری برای فلج نمودن جامعه و نابودی نسلهای آینده کشور است.

در ایران براساس آمار خود نظام حاکم در سال ۲۰۰۳ میلادی بالای دو میلیون بود[۶۶] که در این زمینه مقام نخست در جهان را بخود اختصاص داده بود[۶۷] میزان اعتیاد در سال ۲۰۰۹ به ۴ میلیون افزایش یافته بود.[۶۸]

براساس آمار ‹دفتر رویارویی با جرم و مواد مخدر سازمان ملل’، در سال ۲۰۰۹ بیش از ۳ میلیارد دلارمواد مخدر در ایران برای استفاده های شخصی فروخته شده است و نیز تعداد یک میلیون ایرانی بین سنین ۱۵ تا ۶۴ سالگی جان خود را بخاطر اعتیاد از دست داده اند.[۷۰]

امروز، با آنکه مقامات نظام از ارائه دادن آمار دقیق معتادادن کشور خودداری کرده و در تلاشند که آنرا زیر یک میلیون نشان دهند، ولی به گمان زیاد امروز شمارشی بین ۵ تا ۶ میلیون معتاد در ایران وجود داشته که تعدادی نامعلومی از آنان مبتلا به بیمای ایدز میباشند. با روند افزایشی سالیانه ۱۳۰۰۰۰ معتاد [۷۱]، بویژه در بین نوجوانان و جوانان که نسل «ایرانساز» آینده میباشد، اگر هرچه زودتر جلوگیری نشود بدون شک جامعه ایرانی از درون از هم پاشیده خواهد شد.

آینده و تکرار تاریخ؟

دستاورد سی و سه سال حکومت اسلامی در ایران، فساد، فحشا، اعتیاد، افسردگی، سوگواری، عقب افتادگی، کشتار، شکنجه، تجاوز، دزدی، رشوه خواری، بی دینی، خیانت، پارتی بازی، سواستفاده و سیه روزی بوده است.[۷۲] این نظام همچنان به کنشهای ضد ایرانی و انسانی خود آنقدر ادامه خوهد داد، که کشوری بنام ‹ایران› و ملتی بنام ‹ایرانی› در جهان باقی نماند.

نظام دستاربندان، خواه دست نشانده و سرسپرده بیگانگان باشد و یا نباشد، در این بریده زمانی مهم نیست، آنرا تاریخ در آینده روشن خواهد ساخت!‌ چیزی که امروز برای همه ما مهم میباشد ماهیت نظام است؛ ماهیتی که از زمان پایه گذاریش شبانه روز همواره ‹آب در آسیاب دشمن و بیگانه› ریخته، سران نظام حسابهای بانکی خود در اروپا و آمریکا از پول دزدی ملت انباشته[۷۳] وبه کشور و ملت را به اسارت و چهارمیخ کشیده است!

جمهوری اسلامی مانند سی و سی سال گذشته همچنان به ایرانستیزی خود ادامه خواهد داد و مانند «کِرمی که خُرده خُرده یک درخت تنومندی را از درون میپوساند»، همچنان ایرانی را از «هویت و اصل خویش» دور ساخته و بگمان زیاد در این بین بیگانگان جنگی بین ایران و کشورهای همسایه بپا میسازند. سپس بنام «صلح و انسانیت» بیگانگان بخود اجازه دخالت داده و ایران را مانند عراق و افغانستان باشغال خود در خواهند آورد — که پس از مدتی به همیاری گروههای تجزیه طلب ایران را ایرانستان و به قطعات ریز مبدل ساخته، و ایران و هویت ایرانی را به گرد امپراطوریهای نابوده شده ایی همچون آشور و بابل میپیوندانند.

باری، تنها راه رهایی کشور و ملت ایران، مبارزه از همه سویی با نظام و مزدوران بیگانه در کشور است و تا سرنگونی این نظام اهرمنی و جایگزینی آن با یک ‹نظام ملی› بر پایه واساس ‹دموکراسی مشورتی› که تمام آحاد مردم نقش مستقیم درتمام تصمیم گیریهای مهم ملی داشته باشند، این مبارزه بایستی ادامه داشته باشد! در این بین وظیفه یکایک ما ایرانیانست که بایکپارچگی سه ویژگی که جمهوری اسلامی کمر بنابودی آن بسته است، یعنی «زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی و میهنپرستی» را شبانه روز پرورش و ترویج داده و همچنان هشیارانانه مراقب دسیسه های مزدوران و ستون پنجمی ها که درصدد اختلاف سازی بین صفوف ملی میباشند باشیم، تا در نقشه های اهرمنی و شوم خود ناکام بمانند. هرگونه سهل انگاری، تنبلی، کم محلی و جدی نگرفتن بیانگان در این زمینه «آب در آسیاب دشمن ریختن» و سرانجامش «ایرانستان» و نابودی ایرانی خواهد بود!

نبایستی گفتار جورج سانتانا اندیشمند اسپانیایی را فراموش کرد که:‌ «آنانی که از تاریخ درس نمیگیرند، محکوم به تکرارش میباشند»، و همه ما ایرانیان بایستی بیاد داشته باشیم که ایران در مدتی کمتر از ۱۵۳ سال از کشوری با مساحتی نزدیک به چهارمیلیون کیلومتر مربع به ۱،۶۴۸،۵۹۱ کیلومتر مربع، از زمان به پادشاهی رسیدن فتحعلیشاه تا پایان حکومت احمدشاه قاجار کاهش یافته است. بعبارتی دیگر، مساحت ایران نیم شده است؛ – و اگر ایرانیان امروز، مانند نیاکان خود در زمان قاجارها دست بر روی دست گذاشته و حرکتی بخود ندهد، تاریخ تکرار خواهد شد، و جمهوری اسلامی این ته مانده «ایران بزرگ» را هم بباد خواهد داد.

پاینده باد ایرانزمین، زنده باد ایرانی و جاودان باد فرهنگ، هویت و ملی گرایی ایرانی

شاپور سورنپهلو

اردیبهشت ماه۱۳۹۱

پانوشته ها

۱. http://gkon.files.wordpress.com/2011/05/bernard2blewis.gif?w=674&h=447

۲. Kramer, Martin (1999). «Bernard Lewis». Encyclopedia of Historians and Historical Writing Vol. 1. London: Fitzroy Dearborn. pp. 719–720

۳. کاوه فرخ، جغرافیای سیاسی و دیپلماسی نفت در «پان تورانیسم و آذربایجان را هدف میگیرد»

Farrokh, Keveh, “Pan-Turanianism Takes Aim At Azerbaijan: A Geopolitical Agenda”, in section ‹Geopolitical interests & Petroleum Diplomacy

[ پیوند ]

۴. همان، بنقل از: Robert Dreyfuss and Thierry LeMarc, «Hostage to Khomeini», 1980 (New Yourk) p. 157

۵. همان

۶. همان

۷. همان

۸. Peters, Ralph, «Blood Borders, How a better Middle East Would Look», Armed Forces Journal, 2006

[ پیوند: http://www.armedforcesjournal.com/2006/06/1833899%5D

۹. Rice holds key talks in Lebanon», 24 July 2006, BBC Online

[ پیوند: http://news.bbc.co.uk/1/hi/5209778.stm%5D»

۱۰. Special Briefing on Travel to the Middle East and Europe», United States Department of» State, online posting July 21, 2006

[ پیوند: ]

۱۱. US embassy cables: Israel grateful for US support

[ پیوند: http://www.guardian.co.uk/world/us-embassy-cables-documents/120696%5D

۱۲. Wladimir van Wilgenburg, «Wikileaks: Israeli Mossad wanted to use Kurds against Iran», 03 December 2010

[ پیوند: http://www.ekurd.net/mismas/articles/misc2010/12/irankurd689.htm%5D

۱۳. Congresswoman supports dividing Iran, 19 May, 2009

[ پیوند: http://www.iranian.com/main/2009/may/congresswoman-supports-dividing-iran%5D

۱۴. «Financial Reports/Financial Statements July 2011 December 2011», Wikepedia

[ پیوند: http://wikimediafoundation.org/wiki/Financial_Reports/Financial_Statements_July_2011_December_2011

۱۵. Kaveh Farrokh, «The Extreme Religious Right and the Muslim Brotherhood»

[ پیوند: http://www.kavehfarrokh.com/articles/iranian-anti-persianism/the-extreme-religious-right-and-the-muslim-brotherhood/%5D

۱۶. Saam Safavi-Zadeh & Anna Djakashvili-Bloehm, » The Axis of Prejudice: From Khalkhali to Lendering & Their Crusade Against Cyrus the Great «, CAIS 05 January 2009

[ پیوند: http://www.cais-soas.com/News/2009/January2009/05-01.htm%5D

۱۷. کاوه فرخ – پان تورانسیم . . .

۱۸. همان

۱۹. Mark Perrry, ‹False Flag›, Foreign Policy , dated Jaunary 13, 2012

[ پیوند: http://www.foreignpolicy.com/articles/2012/01/13/false_flag?page=full ]

۲۰. Itzhak Ben-Zvi, “The Exiled And The Redeemed”, 1963 (Philadelphia), p. 176

۲۱. Yossi Klein Halevi, «In Search of the Ten Lost Tribes», The Jerusalem Report, Jun 13, 1991, p.18

۲۲. Rory McCarthy, ‹Pashtun clue to lost tribes of Israel› in The Guardian, dated 17 January 2010

[ پیوند: http://www.guardian.co.uk/world/2010/jan/17/israel-lost-tribes-pashtun%5D

۲۳. Source Watch: Daniel Brett

[ پیوند: http://www.sourcewatch.org/index.php?title=Daniel_Brett%5D

۲۴. Mahan Abedin and Kaveh Farrokh, «British Arabism and the bombings in Iran», Asia Times, 03 November 2033.

[ پیوند: http://www.atimes.com/atimes/Middle_East/GK03Ak02.html%5D

۲۵. میس لمبتون در سقوط دولت ملی دکتر مصدق نقش بسزایی ایفا کرد. وی کسی بود که مردمی که بامداد روز۲۸ امرداد ۱۳۳۲ «زنده باد مصدق» گفتند را مبدل به کسانی کرد که بعد از ظهر همانروز برای مرگش کیسه دوخته بودند کرد. میس لمبتون پس از بازنشستگی از وزارت امور خارجه و سازمان جاسوسی باردگر به آموزش روی آورد و بعنوان کارشناس مسائل ایران، به پژوهش و آموزش زبان فارسی در دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن سرگرم بکار شد. یکروز درسالهای میانی دهه ۹۰ میلادی پس از کنفرانسی در دانشگاه که برسرمیزغذا درکنار وی نشسته بودم، از پرسیدم: «بنظر شما مشکل ایران چیست – و چرا ما ایرانیان همواره در این منجلاب سیاسی غوطه وریم؟» وی که صورتی بسیار سرد و خشکی داشت و بندرت لبخند میزد ، پس از کمی تامل و پاپوزخند پاسخ داد: «ایران خائن و بیسواد زیاد دارد». پاسخ وی که برایم گران تمام شده بود و آنرا توهینی بخود دانسته و در پاسخ گفتم: «اگر کشوری که پُر ازبیسواد و خائن باشد چگونه میتواند به حیات خود بعنوان یک ملت ادامه دهد؟» او پاسخ داد: «تنها بخاطر سه چیز: فردوسی [زبان فارسی]، پایبندهای اخلاقی و میهنپرستی»؛ که در پی پاسخ به وی پرسیدم، پس اگر کسی بخواهد ایران را نابود کند . . . وی بدون اینکه منتظر شود که جمله ام را بپایان برسانم گفت: «دقیقا. بایستی زبان فارسی، اخلاقیات و میهنپرستی را از ایرانیان بگیرد».

۲۶. Lambton, Ann K. S. «A Reconstruction of the Position of Marja› al-Taqlid and the Religion Institutions.» Studia Islamica 20 (1964), pp. 115-35

۲۷. میس لمبتون ، به پانویس شماره ۲۵ رجوع شود.

۲۸. دکتر جان کولمن: «Once Khomeini was installed at the Chateau Neauphle, he began to receive a constant stream of visitors, many of them from the BBC, the CIA and British intelligence.»

[ پیوند: http://www.rense.com/general87/nex5.htm ]

۲۹. دکتر جان کولمن: «It was the BBC, which prepared and distributed to the mullahs in Iran all of the cassette tapes of Khomeini’s speeches, which inflamed the peasants. Then, the BBC began to beam accounts of torture by the Shah’s SAVAK to all corners of the world. In September and October 1978, the BBC began to beam Khomeini’s revolutionary ravings directly to Iran in Persian. The Washington Post said, «the BBC is Iran’s public enemy number one.»

[ پیوند: http://www.rense.com/general87/nex5.htm ]

۳۰. سخنرانی برای ایرانیان مقیم خارج در نوفل لوشاتو، ۴ آبانماه ۱۳۵۷

۳۱. در دیدار با خانواده موسی صدر، جماران ۶ شهریورماه ۱۳۵۸

۳۲. در خطاب به «کنگره جهانی قدس»، جماران ۱۹ بهمنماه ۱۳۵۹

۳۳. در دیدار با رئیس جمهوری [علی خامنه ای] و میهمانان خارجی ‹دهه فجر’، بمناسبت هفتمین سالروز انقلاب اسلامی، جماران ۲۱ بهمن ماه ۱۳۶۴

۳۴. صادق خلخالی در کتاب ‹کورش دروغین و جنایتکار› (۱۳۶۰)، برگ ۲۷ – » . . کورش در ۲۵۰۰ سال پیش از یک تیره وحشی برخاست.»

۳۵. Sciolino, E. «Persian Mirror», (2000), p. 168

۳۶. Molavi, A., «The Soul of Iran» (2005), p 14

۳۷. Shapour Suren-Pahlav, «Power Grids Threaten World Registration of Ferdowsi Mausoleum», CAIS – 25 December 2006

[ پیوند: http://www.cais-soas.com/News/2006/December2006/25-12-power.htm ]

۳۸. از جمله ساخت ۸۰ سد گوناگون در سراسر کشور، که دریاچه های مصنوعی پشت سدها تاکنون صدها محوطه باستانی را به زیر آب برده است، که بدنامترینشان سد سیوند در استان فارس میباشد؛ ساخت کارخانجات شیمیایی از جمله در محوطه بیستون؛ ساخت راه آهن نزدیک نقش رستم؛ ساخت هتل، از جمله در شوش و نابودی هزاران متر مربع گورستان اشکانی-ساسانی؛ راهسازیهایی که از میان چارتاقی های ساسانی گذر کرده اند؛ کندن معدن در زیر آثار باستانی از جمله معدن گچ در زیر کاخ ساسانی «مادر و دختر»؛ برپا کردن دام داری و سیلوهای گندم، تمرینات نظامی بسیج، در شهر اردشیر خوره و صدها نمونه دیگر. Shapour Suren-Pahalv, «Today Iran Threatens Ancient Iranian Landmark» CAIS 10 May 2002

[ پیوند: http://www.cais-soas.com/News/2002/May2002/10-05.htm ]

۳۹. » . . . بخدا ننگ این مردم است که روز سیزده و این ایام را بعنوان جشن سیزده بدر بیرون میرن . ننگ باشه بر اینها که بعنوان پرورش افکار این‌ها را به مردم نمی‌گویند و شما احمقها هم این حرکات را هر سال انجام می‌دهید بلکه آنها شما بدبختهای احمق را تمجید می‌کنند تشویق می‌کنند اینها از اسلام نیست اینها ضد اسلام است … نیاکان ما در گذشته جشن می‌کردن؛ پس ما هم باید چنین کنیم چهار شنبه آخر سال می‌شود؛ بسیاری از خانواده‌ها که باید بگویم خانواده احمقها آتش روشن می‌کنند و هیزمی روشن می‌کنند و آدمهای سر و مر و گنده با آن هیکلهای نمی‌دانم چنین و چنین از روی آتش می‌پرن که‌ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من این چقدر حماقت است خب چرا چنین می‌کنید می‌گویند پدران ما چنین می‌کردند ما نیز چنین می‌کنیم اگر پدران شما چنین می‌کردند و شما می‌بینید که آن کار احمقانه‌است و دلیل خریت پدران شما است رویش را بپوشید چرا این سند حماقت را سال به سال تجدید می‌کنید؛ این یک سند حماقت است که شما هی می‌کوشید که این سند حماقت را زنده نگهدارید و بگویید ماییم که چنین پدران خری داشته‌ایم … پس شما باید بگویید که الحمدالله در روز نحس قرار نگرفته‌ایم؛ اتفاقا باید بدانیم که الان تمام روزهای ما نحس هست روز اول فروردینماه هم نحس است بین روز اول و دوم و سوم و چهارم فروردین؛ دوازدهم و سیزدهم فروردین هم نحس است ما از این نحس باید خارج بشیم چه باید بکنیم ؟ بریم بیرون سبزه‌ها را گره بزنیم از نحسی خارج می‌شیم ؟ با سمنو پختن از نحسی خارج می‌شیم ؟ با پهن کردن سفره هفت سین از نحسی خارج میشیم ؟ بیچاره بد بخت چرا خانه ات را ول می‌کنی میری بیرون؛ از این کارهای زشت بیا بیرون از این عادت زشت بیرون بیا؛ از این حرکات زشت خودت خارج شو تا از نحوسات بیای بیرون از این حرکات زشت و کثیف و پلید که به آن گرفتار هستی خارج شو تا از نحوست بیای بیرون سیزده چه گناهی دارد ؟ از سمنو چه کاری ساخته‌است ؟ از سبزه و هفت سین چه کاری ساخته ‌است؟»

[ پیوند: http://www.youtube.com/watch?v=B9OENv-WUSU%5D

۴۰. «نخستین کنگره شعر و ادب دانش‌جویان سراسر کشور»، تهران، ۲۶ آذر ۱۳۶۳.

۴۱. «هنر و ناسیونالیسم» در روزنامه جمهوری اسلامی – نقل از هفته‌نامه ایران تایمز، ۲۶ شهریور ۱۳۶۱.

۴۲. «نخستین کنگره شعر و ادب دانش‌جویان سراسر کشور»، تهران، ۲۶ آذر ۱۳۶۳.

۴۳. شاپور سورنپهلو، «آقای موسوی دم خروس را باور کنیم، یا قسم . . . ؟»، لندن ۱۴ بهمن ۱۳۸۹

[پیوند: http://www.suren-pahlav.com/pe/index.php?option=com_content&view=article&id=4:1391-03-01-16-18-22&catid=1%5D

۴۴. در دیدار با گروهی از از مقامات علمی و دانشگاهی، جماران ۱۴ آذرماه ۱۳۵۸

۴۵. هاشم رفسنجانی در خطبه نماز، جمعه ۱۸ دیماه ۱۳۶۰، بنقل از:

Ludwig Paul, “‘Iranian Nation’ and Iranian-Islamic Revolutionary Ideology”, Die Welt des Islams, New Ser., Vol. 39, Issue 2. (Jul., 1999), pp. 183-217.

۴۶. «هنر و ناسیونالیسم» در روزنامه جمهوری اسلامی – نقل از هفته‌نامه ایران تایمز، ۲۶ شهریور ۱۳۶۱.

۴۷. فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی، با فرهنگستان زبان پیش از انقلاب اشتباه نشود!‌ نخستین را که به «فرهنگستان اول» نامی شده است را رضآشاه بنام «فرهنگستان ایران» در سال ۱۳۱۴ بینانگذاری کرد و توانست ۲۰۰۰ واژه ایرانی بجای واژه های بیگانه در زبان فارسی زنده کند! فرهنگستان دوم که فرهنگستان زبان و ادبیات نام داشت در سال ۱۳۴۷ بنیانگذاری شد که ملایانپس از دست گرفتن قدرت در اریان آنرا منحل اعلام کردند. فرهنگستان دوم که در طی ۱۰ سال کار ۶۶۰۰ واژه بیگانه را از زبان ملی کشور پاکسازی کرد – و بزرگانی همچون مقدم، بهروز، کیا، رضازاده شفق، حسابی، گل‌گلاب، ناتل خانلری، همایونفر، پوردادود، نفیسی، فره وشی، بهار، جمالزاده، کریستین سن، هانری ماسه، و دیگر نخبگان ادبیات فارسی و زبانهای باستانی ایران، در آن سهم داشتند.

۴۸. شاپور سورنپهلو، «جمهوری اسلامی و یورشی دیگر به ادبیات و زبان فارسی»، کانون پژوهشهای ایران باستان، بخش پارسی، ۲ تیرماه ۱۳۸۹

[ پیوند: http://www.cais-soas.com/persian/news/index.php?option=com_content&view=article&id=43:1389-12-26-08-10-16&catid=12 ]

۴۹. فریدون جنیدی، «انتقاد فریدون جنیدی از واژه‌های مصوب فرهنگستان: کسی را نمی‌توان پیدا کرد که به ساندویچ بگوید درازلقمه»، در گفتگو با ایسنا، ۱۱ آبانماه ۱۳۸۹

[ پیوند: http://old.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1646430&Lang=P ]

۵۰. شاپور سورنپهلو، «آقای موسوی دم خروس را باور کنیم یا قسم . . ؟»، ۱۴ بهمنماه ۱۳۸۹

[ پیوند: http://www.suren-pahlav.com/pe/index.php?option=com_content&view=article&id=4:1391-03-01-16-18-22&catid=1 ]

۵۱. «صحيفه امام» جلتای ۱۵ ، برگ ۱۰۱

۵۲. http://www.transparency.org/

۵۳. «Iran drops in corruption list amid calls for new urgency in the West», The Independent, 8 November 2009. [http://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/iran-drops-in-corruption-list-amid-calls-for-new-urgency-in-the-west-1822418.html]

۵۴. محمد باقر قالیباف در نهمین همایش بین‌المللی بانوان قرآن پژوه در ۲۶ آبانماه ۱۳۹۰ – بگزارش آفتاب نیوز [ پیوند:‌ http://www.aftabnews.ir/vdcfm1dycw6dmja.igiw.html ]

۵۵. «آنقدر زشتی دروغ از بین رفته که در وعده دادن به مردم هم دروغ می‌گویند»، بامداد نیوز ۲۷ آذرماه ۱۳۹۰ [ پیوند: http://www.bamdadnews.ir/?p=3202 ]

۵۶. گفتگو با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، ۱۷ نوامبر ۱۹۷۵

۵۷. گفتگو با تلویزیون اتریش، نوفل لوشاتو، ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸

۵۸. گفتگو با روزنامه لوموند، نوفل لوشاتو، ۹ ژانویه ۱۳۷۹

۵۹. گفتگو با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، ۵ آبان ۱۳۵۷

۶۰. گفتگو با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، ۱ آبان ۱۳۵۷

۶۱. گفتگو با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸

۶۲. گفتگو با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، ۲ نوامبر ۱۹۷۸

۶۳. سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، ۹ آبان ۱۳۵۷

۶۴. کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، ۹ نوامبر ۱۹۷۸

۶۵. گفتگو با تلویزیون NBC ، نوفل لوشاتو، ۱۱ نوامبر ۱۹۷۹

۶۶. «DCHQ chief says Iran home to two million drug addicts», Payvand News, 14 August 2003. [http://www.payvand.com/news/03/aug/1078.html]

۶۷. «رشد آمار معتادان حرفه ای در دانشگاه های ایران»، بی بی سی بخش فارسی، ۱۶ خرداد ۱۳۸۷[ پیوند: http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/06/080604_si-students-addiction.shtml ]

۶۸. «کاهش میانگین سن اعتیاد در ایران»، بگزارش رادیو آلمان ۱۸ جولای ۲۰۰۹ – [ پیوند: http://www.dw.de/dw/article/0,,4494542,00.html ]

۶۹. «World Drug Report 2011», United Nations Office on Drugs and Crime, p. 21 and p. 83 [http://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/WDR2011/World_Drug_Report_2011_ebook.pdf]

۷۰. همان، برگ ۵۲

۷۱. Hashem Kalantari, «Iran has 130,000 new drug addicts each year-report», Reuters, 15 November 2009 [http://www.reuters.com/article/2009/11/15/idUSDAH544630]

۷۲. «کارنامه دستگاه دولت جمهوری اسلامی در همه زمینه ها نشان بی لیاقتی، خیانت، سوء استفاده، فساد و پارتی بازی مسئولان است. در مدت تنها شش سال سیطره جمهوری اسلامی، صنایع ایران از نظر تولید به میزان یک پنجم تولید پیش از انقلاب سقوط کرده است. وضع دانشگاه ها از این هم اسفناک تر است، زیرا علاوه بر آنکه تعداد استادان نسبت به سال ۱۳۵۷ به ۱/۴ تنزل یافته است، سطح دانش و کیفیت تدریس نیز در این مراکز علمی به سبب سیطره عوامل حزب اللهی عامی و بی سواد به حدی پائین آمده که امروز وضع دانشگاه تهران حتی از دانشگاههای عقب مانده ترین کشورهای افریقائی نیز بدتر است. وقتیکه استادان به کلاسها می روند، با افرادی روبرو میشوند که بجای علاقمندی برای آموختن علم، اندازه کفن و سنگ لحد را از اساد فیزیک اتمی سوال میکنند. . . . . . . تشکیلات دادگستری در رژیم گذشته به نسبت پاک و دارای قضات و بازپرسان و کارکنان شریف و متدین و پاکدل بود. اما امروز نه در دادگاهها قانونی رایج است که قاضی بر مبنای آن رای دهد و نه پس از گذشت شش سال روشن شده که چه کسی واقعن میتواند صلاحیت قضاوت و وکالت را داشته باشد. در باره یک موضع واحد در یک شهرستان ۱۲ حکم مختلف صادر میکنند. فلان حجت الاسلام ۲۵ سال مدعی است که چون مجتهد است حق دارد قانون وضع کند. . . . . . ” ما میخواستیم با انقلاب خود ارزشها را عوض کنیم و جهانی دیگر و جامعه ای دیگر بسازیم. اما در برزخ انقلاب اوج تهمت، لجاجت، خیانت، جنایت، دنائت، زشتکاری و نفاق را از برخاستگان این ارزشهای نا مطلوب منفی پیشین! می بینید در گذشته هزار فامیل وجود داشت. حالا این هزار فامیل در ده فامیل بیست فامیل و منتها صد فامیل مشخص شده است.» محمود مصطفوی کاشانی، در «ما چه میگوئیم؟» چاپ تهران مرداد ۶۴، به نقل از جنایت و مکافات، شجاع الدین شفا.

۷۳. «Billions Stolen By Mullahs› Regime & Hidden Overseas», Special report by CNN, 18 AMrch 2010. [LINK: http://ireport.cnn.com/docs/DOC-421699%5D

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: