در مزمت ازدیاد فحشاء و سکس در ایران

ای فغان امت ایران گشته سراسر حشری
دم به دم کوچه و پس کوچه پی حور و پری
دین و ایمان خلایق همه شد فحشاء و سکس
ترسِ از روز جزا هیچ ندارد ثمری
بفروشد تن خود را زن همسایه من
تا دهد نان به لب کودک خود مختصری
اینهمه مرجع تقلید و سخن های سخیف
نمی ارزد که دگر کوی و کران گوز خری
یک طرف کاخ بیوت علما برسد تا به فلک
یک طرف هم فقراءخانه ندارد بگذارد که سری
دختری را که زشور بختی بخواهند ببرند
با دعا بر لب و قرآن به بغل شیخ وقیح
چاکرم مخلصتم جاکشی و پابوسی
شده مرسوم به هر کوی و گذر حیله گری
شاعران محضر رهبر همه عرعر بکنند
بفروشند شرف را به دو مثقال زری
نیمی از فاحشه ها گفته که شوهر دارند
رهبرا بی خبری یا زدی خود را به کری
دین کجا رفت کجا مهر و محبت به کجا
پر شد هر سینه سراسر همه از کینه وری
دین سراسر شده سرپوش جنایت همه سو
عاشقان را بنگر بر سر دار هر گذری
از جهنم شده بدتر ایران در سایه اسلامش
فقر و بدبختی و ظلم و ستم و دربدری
آن که تا فرق سرش یکسره توی لجن است
میدهد بر سر منبر دروس اخلاق به خلق بشری
دیدی آخر که چه آمد به جهان بر سر ما
همه توفانی از آتش شده است روزگار دربدری
تا بکی خفته ای ای شیران میهن در زنجیرم
بزنین آخر به بن و ریشه شیخان تبری

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: