دلار به جای سلاح بخشی از سیاست امریکا در عراق

در سال ۲۰۰۷ ایالات متحده آمریکا با گماردن ژنرال «پترائوس» به مقام فرماندهی سربازان آمریکایی و اعزام هزاران نیروی ویژه مسلح به عراق تلاش کرد که بر دشمنان مسلح داخلی در این کشور فائق آید.

این لشگرکشی ره به جایی نبرد و اوضاع از زمانی قدری آرام‌تر شد که ژنرال «پترائوس» به جای به کارگیری سلاح، ترجیح داد از دلار استفاده کند. حجم قابل توجهی پول به سنی‌ها داده شد تا دست از سلاح و جنگ با آمریکایی‌ها بردارند.

آمریکا حتی حاضر شد که علاوه بر پول به این نیروها اسلحه بدهد تا با شبکه‌هایی مانند القاعده مبارزه کنند

تاثیر این اقدامات آرامش نسبی وضعیت عراق بود، اما باز در این مقطع که می‌توانست فرصتی برای پیشبرد فرایندهای سیاسی با ماهیت دمکراتیک وجود داشته باشد، آمریکا با خطایی بزرگتر، به اهمیت فراگیر بودن شکل‌گیری حکومت «مستقل» عراقی پی نبرد و به همین خاطر راه را برای استقرار یک حکومت شیعه غیر فراگیر باز کرد.

این امر همزمان بود با روی کارآمدن «باراک اوباما» رئیس جمهوری جدید و کسی که در تبلیغات انتخاباتی خویش به مردم سرخورده آمریکا وعده داده بود، جنگ فاجعه بار عراق را به پایان برد.

او در این کار مصمم بود، اما فراموش کرد برای یک عراق توام با صلح، باید در فردای عزیمت سربازان آمریکایی، دولتی در راس کار باشد که بتواند وحدت ملی را میان سنی و شیعه و کرد برقرار سازد.

شتاب‌زدگی آمریکا برای پایان بخشیدن به کابوس عراق، هم جان سربازان آمریکایی را می‌گرفت و هم میلیاردها دلار هزینه روی دست واشنگتن گذاشته بود. این کابوس به حدی بود که آمریکایی‌ها متوجه اهمیت وجود نوری مالکی، یک شیعه تنگ نظر متمایل به رژیم ایران نشدند.

این به آن معنا نیست که آمریکا مالکی را نمی شناخت، اما شاید ترجیح می داد که مالکی سبب شود شیعیان سنی‌های عراق را مهار کرده و به کمک کردها قدرت را به گونه‌ای بدون تنش در اختیار گیرند.

این محاسبه سر تا پا خطا بود. انحصارگرایی، فساد، سوء‌مدیریت، فرقه‌گرایی، دور زدن قانون و پیروی از منافع رژیم ایران از جمله خصلت‌های اصلی دولت مالکی از زمان روی کار آمدن و به ویژه از زمان خروج نیروهای آمریکایی از عراق بود.

مالکی با کنار گذاشتن سنی‌ها از ساختار قدرت آنها را به حاشیه‌ راند و سنی‌ها در این حاشیه به تدارک قیامی پرداختند که امروز آشکار شده است.

مالکی در این مدت از هیچ گونه تقلب و حتی جنایت دولتی کوتاهی نکرد تا انحصار قدرت را در دست خویش و نزدیکانش حفظ کند، به نحوی که نه سنی‌ها و نه حتی شیعیان خواهان تساهل و مدارا نتوانستند به حریم قدرت دسترسی یابند.

سرانجام و پس از انتخابات پارلمانی سال جاری، سنی‌های عراق که می دیدند «مالکی» یعنی ستم و تبعیض و ادامه «مالکی» یعنی ادامه ستم و تبعیض، بر آن شدند که حق خود را به گونه دیگری بستانند.

قیام کنونی سنی‌ها که تحت‌شعاع گروه‌هایی مانند «داعش» قرار گرفته است، ریشه در چنین بستری دارد. اعتراضی است عملی و رادیکال به یک واقعیت سیاسی مبتنی بر تبعیض.

کورش عرفانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: