ادامه فرق شیعه

قرامطه

قرامطه یک گروه باطنی ویرانگر میباشد که روش نظم سری عسکری را اختیار نموده، ظاهرش پیروی و جانبداری اهل بیت بوده به سوی محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق خود را نسبت میدهند، ولی حقیقتش الحاد، اشتراکیت ، اباحیت، نابود ساختن اخلاق و از بین بردن دولت اسلامی میباشد، وجه تسمیه اش به این نام نسبت آن به حمدان قرمط بن اشعث میباشد که این مذهب را در سواد کوفه سال 278هـ به نشر رسانید.
قرامطه
تعریف:
قرامطه یک گروه باطنی ویرانگر میباشد که روش نظم سری عسکری را اختیار نموده، ظاهرش پیروی و جانبداری اهل بیت بوده به سوی محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق خود را نسبت میدهند، ولی حقیقتش الحاد، اشتراکیت ، اباحیت، نابود ساختن اخلاق و از بین بردن دولت اسلامی میباشد، وجه تسمیه اش به این نام نسبت آن به حمدان قرمط بن اشعث میباشد که این مذهب را در سواد کوفه سال 278هـ به نشر رسانید.
تأسیس و افراد برازنده :
-ترقی و پیشرفت این مذهب ضمن بررسی شخصیات آن که اثر بارزی بر حرکت و تشکیلات آن، در مدت درازی از زمانه، از خود برجا گذاشته اند، واضح و روشن میگردد.
-حرکت توسط عبد الله بن میمون قداح شروع میشود که وی سال 260هـ اصول اسماعیلیه را در جنوب فارس به نشر رسانید.
-وی شخص دعوتگری در عراق داشت بنام فرج بن عثمان قاشانی معروف به ذکرویه، که دعوت را طور مخفی به نشر میرسانید.
-در سال 278هـ حمدان قرمط بن اشعث شروع به نشر دعوت ، به طریق آشکارا، در نزدیکی کوفه نمود، بعد از آن خانه ای بنا کرد وآنرا دار الهجرت نام کرد، و نماز را در یک روز پنجاه نماز ساخت.
-ذکرویه فرار نموده بیست سال پنهان شد، و اولاد خود را در بلاد مختلف روان نموده آنان به دعوت سوی مذهب پرداختند.
-ذکرویه احمد بن قاسم را جانشین خود تعیین نمود، وی قافله های حاجیان و تاجران را غارت کرد، و در حمص به شکست مواجه گردید، ذکرویه به بغداد برده شد و آنجا سال 294هـ وفات نمود.
-قرامطه در بحرین اطراف حسن بن بهرام که معروف به ابوسعید جنابی بود جمع شدند، وی سال 283هـ به طرف بصره حرکت نمود ولی شکست خورد.
-بعد از وی پسرش سلیمان بن حسن بن بهرام، که معروف به ابوطاهر بود، متولی امور گردید، وی بر بسیاری از مناطق جزیرهء عرب غلبه حاصل نمود و پادشاهی اش در آنجا سی سال ادامه یافت، وی مؤسس حقیقی دولت قرامطه، و درست کنندهء برنامهء سیاسی و اجتماعی قرامطه به شمار میرود. شوکتش چنان بالا گرفته بود که حکومت بغداد به وی خراج میداد، و ازکارهای دهشت انگیزش امور ذیل به شمار میرود:
* برحاجیان، حین بازگشت شان از مکه، غارت نموده اموال شان را چپاول کردند و آنان را در آفتاب گذاشتند تا آنکه در صحراء به هلاکت رسیدند.
* در دوران مقتدر ( 295-320هـ) شش روز کوفه را در اختیار داشتند که آنرا مباح اعلان کرده بودند.
* سال 319هـ بر مکه هجوم آورده حاجیان را به قتل رسانید، چاه زمزم را خراب کرد، کعبهء شریف را ، پر از کشتگان ساخت، لباس کعبه را کشید، دروازهء بیت الله را کند، حجر الاسود را کنده آنرا دزدید و به احساء برد، و حجر الاسود به مدت بیست سال، تا به سال 339هـ آنجا باقی ماند.
سلیمان وفات نمود و امور به برادرش حسن الاعصم تعلق گرفت وی شوکتش بالا رفت وسال 360هـ دمشق را تصرف نموده به سوی مصر روی آورد و جنگ هائی میان وی و خلافت فاطمی صورت گرفت، ولی اعصم بازگشت کرد و قرامطه شکست خورده به احساء آمدند.
-قرامطه حسن را بخاطر دعوتش به سوی بنی عباس ، خلع قدرت نمودند، و امور به دو شخص که جعفر و اسحاق نام داشتند تعلق گرفت، آندو اولا توسعه نمودند، ولی بعدا خلاف در میان شان پیدا شد، و اصفر تغلببی با ایشان جنگ نموده بحرین واحساء را تصرف نمود وشوکت و دولت شان را ختم کرد.
افکار و معتقدات :
-آنان دولت اشتراکی تشکیل دادند که مبنای آن اشتراک در دارائی ها و عدم احترام به ملکیت شخصی بود.
-مردم را در زنان شریک میدانند و دلیل شان ریشه کن کردن اسباب دشمنی و بدبینی است، پس برای هیچکس جائز نیست که خانم خود را از برادران خود بپوشاند.
-لغو نمودن احکام اساسی اسلام مثل نماز، روزه و تمام فرائض دیگر.
-استفاده نمودن از شدت و خوشنت در راه بر آورده ساختن اهداف.
-عقیده دارند که قیامت و عذاب باطل و دروغ میباشد، و جنت عبارت از نعمت های دنیا، و عذاب عبارت از مشغول شدن اصحاب شریعت به نماز، روزه، حج، و جهاد میباشد.
-افکار و عقاید خویش را میان کارگران، دهقانان صحراء نشینان جاهل و ضعیف نفسان، و میان کسانیکه رغبت به لذت های عاجل دارند به نشر می رسانند، بنابر این جامعهء قرامطه یک جامعهء ملحدین و خونریز ها بوده که نفس ، مال و آبروی مردم را حلال میدانند.
-به عصمت قائل اند، و میگویند که بودن امام معصوم در هر زمان ضروری است تا ظاهر را تأویل کند، و در عصمت مساوی پیامبر میباشد، از جملهء تأویلات شان اشیاء ذیل میباشد:
* جنابت : عبارت است از عجله نمودن در افشاء راز برای پذیرندهء دعوت قبل از آنکه به مرتبهء استحقاق برسد.
* روزه: عبارت است از نگه داشتن و پرهیز کردن از افشاء راز.
* بعث و قیامت : عبارت است از هدایت شدن به مذهب آنان.
* پیامبر : عبارت از شخصی است که بالای وی از طرف خدای اول به قوت خدای دوم قوت قدسیهء صافی فیضان شده باشد.
* قرآن: آن عباراتی است که توسط آن محمد e از معارفی که بالایش فیضان شده بود تعبیر کرده است بناء قرآن مرکب از کلام خود محمدe بوده مجازا آنرا کلام خدا میگویند.
-بالای پیروان خویش چنان مالیات تعیین میکنند که نزیک میشود درآمد هر فرد شان در آن غرق شود.
-قائل به وجود دو خدای قدیم هستند که یکی از آنها علت وجود دومی اش میباشد، و اینکه خدای اول جهان را توسط خدای دوم آفریده است، نه مستقیم و بلا واسطه، اول کامل است دوم ناقص ، اول نه به وجود موصوف میشود و نه به عدم، نه موصوف است و نه هم غیر موصوف.
-بالای مردم از طریقهء اظهار ظلم امت بر علی بن ابی طالب و کشتن حسین وارد میشوند.
-قائل به رجعت هستند، و اینکه علیt غیب را میداند، ووقتی بالای کسی راه یافتند [و آن را مایل به مذهب خود ساختند] آنگاه وی را از حقیقت مذهب خویش که عبارت از ساقط ساختن مکلفیت ها و ویران کردن دین است باخبر میسازند.
-معتقد اند که ائمه، ادیان، و اخلاق جز گمراهی چیز دیگری نیست.
-به سوی مذهب خویش یهود، صابئه، نصارا، مجوس، فلاسفه، اشخاص جاهل، ملحدین، و دهریها را دعوت مینمایند، نزد هرکس از همان دروازه ای پیش میایند که مناسب حالش باشد.
ریشه های فکری و اعتقادی :
-فلسفهء شان فلسفهء مادی بوده که در آن تعالیم ملحدین و دسیسه گران ائمهء فارس [یعنی سرداران مجوس فارسی] جا گرفته است.
-از اصول کلامی و سیاسی خوارج نیز متأثر بوده مذاهب دهری ها نیز بالای شان تأثیر گذاشته است.
-به مذاهب ملحدین امثال مزدک و زردشت نیز تعلق دارند.
-زیر بناء اعتقاد شان نپذیرفتن عبادات و محرمات بوده و برپا کردن جامعه ایکه بر اباحیت و شرکت در مال، وزنان استوار باشد، میباشد.
-مفکورهء اساسی شان جمع کردن تعداد خیلی زیاد مددگار و انصار میباشد تا آنان را در راه به دست آوردن هدفی که خودشان آن را نمی دانند، بکار اندازند.
انتشار و جاهای نفوذ :
-این حرکت به مدت تقریبا یک قرن ادامه یافت، از جنوب فارس شروع شده، به سواد کوفه منتقل گردید و به احساء ، بحرین، بصره ویمامه گسترش یافت، بر بخش بزرگی از جنوب جزیرهء عرب، یمن، صحراء وسطى، عمان خراسان سلطه یافت، در مکه داخل شد و آنرا بی حرمتی نمود، دمشق را اشغال نموده به حمص و سلمیه رسیدند، عساکرش به سوی مصر رفت و در عین الشمس نزدیک به قاهره اردوگاه گرفتند بعدا پادشاهی شان جمع شد، دولت شان زوال نمود، و آخرین پناگاه های شان در احساء و بحرین سقوط نمود. با وجود آنچه گذشت بعضی کتابهای منحرف دیده میشود که میخواهند مذهب قرامطه و دیگر حرکت های ارتداد و تخریبکار را در جهان اسلام، چنین جلوه دهند که گوئی آنها حرکت های اصلاحی بوده و رهبران آنها اشخاص آزاد منشی بوده اند که در عقب عدالت و آزادی تلاش میکرده اند
مراجــع:
1-کشف اسرار الباطنیة و اخبار محمد بن مالک الحمادی الیمانی.
القرامطه.
2-تاریخ الجمعیات السریة محمد عبد الله عنان.
و الحرکات الهدامه.
3-تاریخ المذاهب الاسلامیة محمد ابو زهره.
4-المؤامرة على الاسلام انور الجندی.
5-القرامطه عبد الرحمن بن الجوزی.
6-اسلام بلا مذاهب دکتور مصطفى شکعه
7-الملل و النحل ابو الفتح شهرستانی.
8-فضائح الباطنیة ابو حامد الغزالی.
9-الفرق بین الفرق عبد القاهر بغدادی.

موسوعه آسان در بیان فرقه ها و گروهها، نویسنده : دکتر حماد الجهنی، مترجم: محمد طاهر عطائی

شیعهء امامیه

شیعه امامیه اثناعشریه فرقه ای از مسلمانان است که به حق علی در میراث بردن خلافت قائل اند، وازخلافت شیخین [ابوبکر وعمر] وعثمان ، منکر هستند،همچنان قائل به دوازده امام اند که آخر آنان – نظر به پندار ایشان- در سردابی در سامراء داخل گردیده است، ایشان در افکار و آراء جداگانهء خویش، قسیم و مقابل اهل سنت و جماعت میباشند، و در پی آنند که مذهب شان در تمام جهان اسلام به نشر برسد.
شیعهء امامیه
(اثنا عشریه)
تعریف:
شیعهء امامیهء اثناعشریه فرقه ای از مسلمانان است که به حق علی در میراث بردن خلافت قائل اند، وازخلافت شیخین [ابوبکر وعمر] وعثمان ، منکر هستند،همچنان قائل به دوازده امام اند که آخر آنان – نظر به پندار ایشان- در سردابی در سامراء داخل گردیده است، ایشان در افکار و آراء جداگانهء خویش، قسیم و مقابل اهل سنت و جماعت میباشند، و در پی آنند که مذهب شان در تمام جهان اسلام به نشر برسد.
تأسیس وافراد برازنده :
-دوازده امامی که شیعهء امامیه آنان را امام خویش میدانند سلسلهء نسب شان قرار ذیل میباشد:
1-علی ابن ابی طالب –ع– که ایشان وی را مرتضى لقب میکنند –خلیفهء راشد چهارم، داماد رسول الله ص، 17 رمضان سال 40هـ در مسجد کوفه ، توسط عبد الرحمن بن ملجم خارجی ناگهان به قتل رسید [ترور شد].
2-حسن بن علی رضی الله عنهما، که به وی « مجتبی» لقب میدهند.
3-حسین بن علی رضی الله عنهما، لقبش نزد آنان « شهید» است.
4-علی زین العابدین بن حسین ( 38- 95هـ) لقبش نزد آنان «سجاد» است.
6-محمد باقر بن علی زین العابدین ( ت 114هـ)لقبش «باقر» است.
6-جعفر صادق بن محمد باقر ( ت 148هـ) لقبش «صادق».
7-موسى کاظم بن جعفر صادق ( ت 183هـ) لقبش « کاظم».
8-علی رضا بن موسى کاظم ( ت203هـ) لقبش «رضا».
9-محمد جواد بن علی رضا ( 195- 226هـ) لقبش « تقی».
10-علی هادی بن محمد جواد ( 212-254هـ) لقبش «نقی».
11-حسن عسکری بن علی هادی ( 232-260هـ) لقبش « زکی».
12-محمد مهدی بن حسن عسکری (…_ …)، لقبش نزد آنان « الحجة القائم المنتظر» است.
-چنین میپندارند که امام دوازدهم شان در سردابی در خانهء پدرش در سامراء داخل گردید و دیگر باز نگشته است.
-در این اختلاف دارند که وی در وقت مخفی شدن چند ساله بود، بعضی گفته: چهار ساله، و بعضی گفته : هشت ساله بود، ولی اکثر پژوهشگران به این باورند که وی اصلا وجود نداشته بلکه از اختراعات شیعه میباشد، بنابرآن وی را امام معدوم و امام موهوم نام می نهند
-از اشخاص بارز تاریخی شان یکی هم عبد الله بن سبأ میباشد، وی از جملهء یهودیهای یمن بود که ظاهرا مسلمان شد، و افکاری،که در دین یهودی داشت آنرا به مذهب شیعه نقل داد، از قبیل: قول به رجعت، عدم مردن، مالک شدن زمین، قدرت داشتن به چیزهائی که هیچ کسی از مخلوق به آنها قدرت ندارد، اثبات علم به چیز هائیکه آنرا هیچکسی از خلق نمی داند، و اثبات بداء و فراموشی به خداوند «تعالى الله عما یقولون علوا کبیرا» وی در یهودیت خود میگفت که یوشع بن نون وصی موسى علیهما السلام است، وقتی مسلمان شد گفت که علی وصی محمد ص است، از مدینه به مصر، کوفه، فسطاط، و بصره رفت، و برای حضرت علی چنین گفت: « انت انت» یعنی تو خدا هستی، بنابرآن حضرت علی ع به کشتنش تصمیم گرفت ولی عبد الله بن عباس رضی الله عنهما به وی مشوره داد که آن را نکشد، سپس به مدائن تبعیدش نمود.
-منصور احمد بن ابی طالب طبرسی متوفی سال 588هـ صاحب کتاب (الاحتجاج) که سال 1302هـ در ایران طبع گردیده است.
-کلینی، صاحب کتاب ( الکافی ) که سال 1278هـ در ایران چاپ شده است، این کتاب نزد آنان به مثابهء صحیح البخاری نزد اهل سنت و جماعت میباشد، میگویند که در وی 16199 حدیث وجود دارد در حالیکه احادیث صحیح که از رسول الله ص روایت شده اند درحدود 6000حدیث است، دراین کتاب خرافات و دورغ های خیلی زیاد نیز وجود دارد0
-الحاج میرزا حسین بن محمدتقی نوری طبرسی متوفی سال 1320م که در مشهد مرتضوی درنجف دفن شده است، وی صاحب کتاب ( فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الار باب) میباشد، وی دراین کتاب خود می پندارد که در قرآن کریم زیادت ها ونقصاناتی آورده شده، که از آنجمله است ادعای شان درسورهء انشراح [ الم نشرح ] که میگویند: از آن این عبارت ( و جعلنا علیا صهرک ) کم شده است، معاذ الله که این ادعای شان درست باشد، این کتاب سال 1289م در ایران چاپ شده است0
– آیة الله مامقانی، صاحب کتاب ( تنقیح المقال فی احوال الرجال ) این شخص نزد ایشان امام جرح و تعدیل به شمار میرود، وی دراین کتاب خود ابوبکر وعمر رضی الله عنهما را بنام جبت وطاغوت یاد میکند، (207/1) را مطالعه کنید، این کتاب سال 1352هـ در مطبعهء مرتضوی در نجف به چاپ رسیده است0
– ابوجعفر طوسی صاحب کتاب ( تهذیب الاحکام )، و محمد بن مرتضی معروف به ملا محسن کاشی صاحب کتاب ( الوافی ) و محمد بن حسن الحر العاملی صاحب کتاب ( وسائل الشیعة إلی احادیث الشریعة )، و محمد باقر ابن شیخ محمدتقی معروف به مجلسی، صاحب کتاب ( بحار الانوار فی احادیث النبی والأئمة الأطهار )، وفتح الله کاشانی صاحب کتاب ( منهج الصادقین)، وابن أبی الحدید، صاحب ( شرح نهج البلاغة )0
– آیة الله خمینی از شخصیات معاصر شیعه، که انقلاب شیعی را در ایران رهبری نمود، وحکومت را بدست آورد، کتاب (کشف الاسرار) وکتاب (الحکومة الاسلامیة) از تألیف وی میباشد، با وجود آنکه وی مفکورهء ولایت فقیه را به میان آورد ودر اوائل انقلاب شعار های عام اسلامی را سر میداد ولی دیری نگذشت که تعصب شیعیت تنگ نظرانهء خود را ظاهر نموده مردم را به یک جنگ تباه کن باهمسایه های عراقی خویش رهبری نمود.
افکار ومعتقدات :
-امامت : به نص ثابت میباشد، زیرا لازم وواجب است که امام سابق امام آینده را شخصا و عینا تعیین نماید نه اینکه اوصاف وعلاماتش را بیان کند، وامامت از امور مهم و بزرگی است که برای پیامبر ص جائز نیست که خودش برود وامت را بدون سر نوشت بگذارد و هریکی به فکر خود چیزی بگوید، بلکه لازم است که شخصی را تعیین نماید تا مردم را رهبری کند ومردم به طرف وی رجوع نمایند0
-در این مورد استدلال میکنند که پیامبر خدا روز غدیر خم حضرت علی را به صراحت جانشین خود تعیین نمود.
-همچنان می پندارند که علی به امامت هر دو پسر خود حسن و حسین تصریح نمود… و همینطور … هر امام به امام بعدی خود تصریح نموده آنرا به طریق وصیت تعیین میکرد. از همین جهت امامان خویش را «اوصیاء» میگویند.
-عصمت: تمام امامان از خطا و فراموشی و از گناهان صغیره و کبیره معصوم میباشند.
-علم: برای تمام امامان علمی از طرف پیامبر r داده شده که شریعت را توسط آن تکمیل نمایند، و هر یکی از ائمه داراى علم لدنی بوده بین آنان و پیامبر فرقی وجود ندارد، مگر اینقدر که به آنان وحی نازل نمیشود، پیامبر r اسرار شریعت را نیز نزد آنان به ودیعت گذاشته، تا برای مردم مطابق زمان شان بیان نمایند.
-خارق العادات: جایز است که از دست امام خارق العادات صادر شود و آنرا معجزه مینامند، وقتیکه یکی از امامان از طرف امام سابق تعیین نشده باشد در این صورت ثبوت امامت وی از طریق خارق العادات می باشد.
-غایب شدن: معتقد اند که هیچ گاه زمانه از حجت خداوند خالی نمی باشد که بر این امر عقل و شرع گواه است بنا برهمین اعتقاد شان می گویند: امام دوازدهم در سرداب غایب گردیده است و او دوگونه غایب شدن دارد : غیبت صغرى و غیبت کبرى، این از جملهء افسانه های دروغین شان میباشد.
-رجوع کردن: به این عقیده اند که حسن عسکری در آخر زمان به اجازهء خداوند باز خواهد گشت، آنان هر شب بعد از نماز شام با مرکبی نزد دروازهء سرداب ایستاده می شوند و امام غایب خویش را باگرفتن اسمش دعوت به خروج مینمایند، این کار شان تا طلوع نمودن ستاره ها ادامه نموده بعد از آن، کار را به شب آینده موکول نموده باز میکردند. همچنان می گویند: وقتی امام غایب عودت نماید زمین را همانطورکه پر از ظلم و ستم است پر از عدل و انصاف خواهد کرد و از دشمنان شیعه در طول تاریخ قصاص خواهد گرفت، امامیه به صورت عموم به رجوع کردن قائل اند و بعضی فرقه های دیگر شان به رجوع نمودن بعضی مردگان نیز قائل اند.
-تقیه : تقیه را آنان اصلی از اصول دین میدانند، کسی که آن را ترک نماید به منزلهء آنست که نماز را ترک کرده باشد و وجوب این تقیه تاوقتی ادامه دارد که امام غایب خارج شود، بنابرآن کسی که آن را قبل از خروج وی ترک نماید از دین خدا و دین امامیه خارج شده است، بر اثبات تقیهء خود از این آیهء مبارک استدلال مینمایند «الا أن تتقوا منهم تقاة» و همچنین از این قول که آنرا به امام ابو جعفر امام پنجم نسبت میدهند استدلال میکنند : « تقیه دین من و دین پدران من میباشد و کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد» آنان در مفهوم تقیه چنان مبالغه نموده اند که به ارتکاب دروغگوئی و کارهای حرام رسیده اند.
-متعه : آنان معتقد اند که متعه نمودن با زنان بهترین عادات و خوب ترین قربة ها میباشد و در این مسأله به این قول خداوند استدلال مینمایند: (فما استمتعتم به منهن فآتوهن أرجورهن فریضة) یعنی: آنچه که استفاده میکنید از زنان پس عوض آنرا برای شان بدهید که این یک شئ تعیین شده است. در حالیکه اسلام این نوع نکاح را که در آن زمان محدودی تعیین میشود حرام ساخته است، ولی اهل سنت نیت دوام و همیشگی را در نکاح شرط میدانند، برای نکاح متعه تاثیرات منفی زیادی بالای اجتماع وجود دارد.
-معتقد اند که نزد آنان قرآن دیگری وجود دارد بنام مصحف فاطمه، کلینی در کتاب خود الکافی صحفه 57 طبع 1278هـ از ابوبصیر «یعنی از جعفر الصادق» نقل میکند : نزد ما مصحف فاطمه علیه السلام وجود دارد، می گوید برایش گفتم مصحف فاطمه چیست؟ گفت مصحفی است که آن سه برابر قرآن شما است، سوگند به خدا که در آن حرفی از قرآن شما وجود ندارد.
-براءت ویابیزاری : آنان از خلفاء سه گانه ابوبکر، عمر، و عثمان( بیزاری خود را اعلان نموده آنان را به بدترین صفات یاد میکنند، زیرا آن سه به عقیدهء ایشان خلافت را از علی که وی مستحق آن بود غصب نموده اند، همچنان آنان در هرکار در بدل گفتن بسم الله به لعنت گفتن ابو بکر و عمر رضی الله عنهما شروع میکنند، تعداد زیاد دیگری از اصحاب کرام را نیز لعنت نموده از طعن و لعنت ام المؤمنین حضرت عائشهء صدیقه نیز پرهیز نمی کنند.
-غلو و افراط: بعضی از آنان در شخصیت على ( افراط مینمایند، شیعه های غالی مثل فرقهء « سبئیه » وی را به مرتبهء خدائی بالا برده اند، و بعضی از فرقه های دیگر شان میگویند: جبرئیل در آوردن وحی و رسالت غلط نموده به عوض آنکه بالای حضرت علی وحی را نازل کند بالای محمد ( نازل نمود، زیرا علی با محمد (چنان مشابهت داشت که زاغ با زاغ میداشته باشد، از همین وجه این فرقه را «غرابیه» گفته اند، [ غراب به عربی زاغ را میگویند].
-عید غدیر خم: این عید شان مصادف است به هجدهم ذوالحجه ، این عید را از عید اضحى و عید فطر بهتر میدانند، و آنرا عید اکبر میگویند، روزه گرفتن در آن روز نزدشان سنت موکد است، البته این عید عبارت از همان روزی است که ادعا مینمایند: حضرت محمد ( در این روز علی را به جانشینی خود وصیت نمود.
-عید نوروز را که از عید های فارسیان [سابق] میباشد، تعظیم مینمایند، و بعضی شان غسل نمودن را در آن روز سنت میگویند.
-آنان عید دیگری هم دارند که آنرا نهم ربیع الاول برگذار مینمایند، و آن عید پدرشان ( بابا شجاع الدین) است، این نام را برای ابولولوهء مجسوسی که حضرت عمر بن الخطاب ( را به قتل رسانیده بود، لقب نهاده اند.
-در دههء اول ماه محرم مراسم عزاء و گریه برگذار مینمایند و در آن تصویرها درست میکنند، سینه زنی میکنند و اظهار جزع و چندین کارهای حرام دیگر از آنان صادر میشود، البته به این عقیده که این کارها سبب قربت به نزد خداوند بوده کفارهء خطایا و گناهان شان میشود، کسیکه در مراسم آنان در جاهای مقدس شان مثل کربلاء، نجف، قم، و …برود چیزهای عجیب و غربی را مشاهده خواهد کرد.
ریشه های فکری و اعتقادی :
بعضی از پژوهشگران تشیع را به روز جمل رجع میدهند، بعضی دیگر به تاریخ کشته شدن عثمان t و بعضی دیگر هم ابتداء ظهور آن را روز صفین میدانند.
-معتقدات فارسیان [قبل از اسلام] در تشیع انعکاس نمود، فارسیانی که شیعه ها به ملک میراثی آنان عقیده دارند ، فارس در تشیع سهم فعالی گرفت تا از اسلام که شوکت و دولت آنان را شکستانده بود ، به نام خود اسلام، انتقام بگیرد .
– فکر شیعی با فکری که از عقاید و ادیان آسیائی مثل: بودائی، مانوی و برهمیه آمده بود، خلط گردیده قول به تناسخ و حلول نیز نموده اند.
– شیعه ها افکار خویش را از یهودیت نیز گرفته اند افکاری که در آن علایم بت پرستان، آشوریه و بابلیه نیز موجود است.
-اقوال شان در بارهء علی بن ابی طالب و ائمهء اهل بیت مشابه به اقوال نصارى در بارهء عیسى u میباشد، در کثرت عیدها، کثرت تصویرها، و درست کردن خارق العادات و نسبت دادن آن به سوی ائمه نیز با نصارى مشابهت دارند.

انتشار و جاهای نفوذ:
فعلا شیعهء امامیه ( اثناعشریه) در ایران منتشر گردیده در آنجا تمرکز دارد، تعداد زیادی از آنان در عراق نیز وجود دارند، وجود شان به پاکستان نیز امتداد یافته تعدادی از آنان در لبنان و در سوریه نیز تعداد کمی از آنان وجود دارد.
مراجــع :
1- المذاهب الاسلامیه محمد ابوزهره- مطبعهء نموذجیه -در قاهره.
2- مقالات الاسلامیین ابو الحسن الاشعری –ط2-1389هـ/
1969م.
3-الشافعی محمد ابوزهره- دارالفکر العربی- مصر.
4-تاریخ الإمامیة و أسلافهم د. عبد الله فیاض- مطبعه اسعد- بغداد-
الشیعة 1970م.
5-دراسات فی الفرق د. صابر طعیمه- مکتبة المعارف بالریاض-
1401هـ/1981م.
6-مختصر تحفة الإثناعشریة تحقیق محب الدین خطیب- قاهره- المطبعة
السلفیة- 1373هـ.
7-الملل و النحل ابوالفتح شهرستانی- دار المعرفة- بیروت- ط2-
1395هـ / 1975م.
8-الشیعة و السنة احسان الهی ظهیر- ادارة ترجمان السنة- لاهور
پاکستان –ط5- 1397هـ/ 1977م.
9-الشیعة و التشیع احسان الهی ظهیر – ادارة ترجمان السنة -لاهور-
ط1- 1404 هـ/ 1984م.
10-الشیعة و اهل البیب احسان الهی ظهیر- ادارة ترجمان السنة.
11-الشیعة والقرآن احسان الهی ظهیر – ادارة ترجمان السنة -ط3-
1403هـ/ 1983م.
12-الفصل فی الملل و الاهواء ابن حزم-جده- طبع1402هـ/1982م
و النحل
12-الخطوط العریضة محب الدین خطیب – ط5-القاهرة- المطبعة
السلفیة – 1388هـ.

موسوعه آسان در بیان فرقه ها و گروهها، نویسنده : دکتر حماد الجهنی، مترجم: محمد طاهر عطائی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: