دین و بشریت امروز

images (85)

دین به عنوان یک پدیده‌ی واقعی و حضور روزمره همواره در کنار انسان بوده و حتی بنا به اعتقاد ادیان توحیدی، همزاد آدمی است. تاریخ را هم اگر مرور کنیم به ندرت به برهه‌ای بر می‌خوریم که در آن، ملتی بنام دین و آیین خاصی سرکیسه و استعمار نشده باشد.

اساساً به همین دلیل است که دین را یک امر فطری معرفی می‌کنند که در سرشت جان و نهاد آدمی ریشه دارد. امّا با وجود این همه اصالتی که دین از آن بهره‌مند است بدلیل سوء استفاده در دنیای کنونی به دو چالش بسیار سهمگین مواجه گردیده که خود دکانداران دین و تفاسیر موضعی و نوع نگرش و برداشت قشری و جوجه کشی مذاهب ضد و نقیض که زاییده استعمار از دین است و نشر جهل و خرافات بنام دین دچار چالش گردیده و این دو در عین ارتباطی که با هم دارند، هرکدام مستقلاً می‌توانند ریشه‌ی دین را سوزانده و کارکرد آن را برای فرد و جامعه تحت تاثیر قرار دهند.

این دو چالش عبارتند از:

۱ –برداشت و تفاسیر موضعی و نادرست از دین توسط دکانداران دین
۲- دین گریزی و عدم پایبندی انسان به دین بدلیل تناقض در گفتار و عمل

انسان امروزی در فضایی زندگی می‌کند که با نگاه و نگرش بسیار متفاوتی به موضوعات اعتقادی پیشینیان و پدیده‌های پیرامون خود مینگرد، در دوران معاصر با پیشرفت علم و تکنولوژی و دسترسی آسانتر و سریعتر به علوم مختلف آگاه تر از دوران نیاکان به استقبال و نقد نگرشها از دین شتافته و با به چالش کشاندن مذاهب استعماری همانند جاهلان خرافی پسند پامنبری هرگونه اراجیف دکانداران دین را بآسانی نمی پذیرد و هزینه فریفتن افراد آگاه همیشه از افراد نا آگاه برای متشرعین دروغی دین بیشتر بوده و همین چالش خود مانعی برای پذیرش ترقی و تجدد از جانب مذاهب گردیده است که براحتی با پیشرفت علم و تکنولوژی کنار نیامده و تنوع ابزار و امکانات اطلاعاتی را بر نمی تابند
در طرف مقابل هم گاهی انسان از غرقه شدن در مسایل مادی و اضطراب ناشی از تکاپو در آن، دلزده شده و به دامن دین پناه می‌آورد ولی به هرحال در غالب مواقع، انسان امروزی در دنیای کنونی دین را به عنوان اصل برای زندگی بر نمی‌گزیند، آنچه اصالت دارد اقتصاد است و امکانات و ثروتی که بتواند تضمینی برای آسایش مادی فرد باشد.

در واقع در این عصر، خواسته یا ناخواسته این اتفاق روی داده است که میان طبع انسان امروزی و دین، بدلایل فوق فاصله زیادی واقع شده است، بطبع با سوء استفاده ای که تاکنون از ادیان و مذاهب شده انسان امروزی به صورت غریضی ابتدا بیشتر دنبال ارضای امیال و آسایش و راحتی خویش است و دین در پی رساندن انسان به آرامش جاودانه و کمال روحی برای وی است که شیوه‌ی مسلم آن، کنترل امیال و آرزوهاست . واین آنگونه با هم در تضاد نیست که دکانداران دین فتنه بپا نموده و وا اسلاما سر میدهند و دین هم که در سرچشمه زلال بوده است فرصتهای مناسبی برای آسایش عقبی و دنیای انسان در نظر گرفته اما دکانداران دین با نشر جهل و خرافات و نوع برداشت قشری از دین با فقیر نگهداشتن جوامع دینی سعی در مطابعت تام و تمام مقلدین خویش داشته و از این نگرش که احتیاج مقلدین را مطیع و روبه مزاج نگه میدارد با تجدد و تحول و آسایش کمال در زندگی بشریت به بهانه فراموشی الهیت مخالفت میکنند اما خودشان در خفا خلاف گفته شان عمل نموده و همیشه روی منابر اعلام که شما به گفته ما بکنید نه به عمل ما ! و این تتاقض عمل عالمان بی عمل خود باعث دین گریزی و عدم پایبندی انسان بدین و ایجاد فاصله گردیده است.

البته تعارض میان میل انسانی و دین همیشه بوده است، منتها چیزی که اختصاص به روح حاکم این عصر دارد و به انسان معاصر جرأت قد علم کردن در برابر دین را می‌دهد، محور شدن انسان برای هستی است به گونه‌ای که حتی دین و خدا در کنار دیگر پدیده‌های عالم، برای آسایش و راحتی بشری واقع شده اند.

در چنین فضاییست که زمینه ی دین گریزی در فرد فراهم می‌شود که نهایتاً منجر به همان فاصله ها می‌شود. مگر اینکه دکانداران دین دست از تحجر و تعصبات خشک کشیده و از اهداف ارتجاعی و استعماری خود دست بکشند، یا دست کم آن را تعدیل کنند، به این معنا که از رودررویی با تجدد و آسایش و امیال انسان امروزی پرهیز کنند؛ چیزی که یقینا هیچگاه دکانداران دین ومذاهب راضی به آن نمی شود.

ما همواره در مورد دین می‌توانیم بین دین و برداشت از دین تفکیک قایل شویم. به این معنا که دین یک چیز است و برداشت‌ها و فهم‌های ما از آن یک چیز دیگر، زیرا دین قطعاً فقط یک صورت و یک ماهیت واحد دارد ولی برداشت‌ها و فهم از آن، بسیار زیاد و مختلف است.

اختلافات مذهبی که گاهی حتی به جنگ مذاهب هم کشیده شده است ، شاهد بارز این ادعاست. برداشت‌های دینی را به صورت کلی می‌توان به دو صورت کلی درست و نادرست تقسیم کرد. تفسیر درست، تفسیری است که با اصل و هویت دین مطابقت دارد و تفسیر نادرست دقیقاً عکس این مطابقت است. همانطور که تفاسیر درست می‌توانند با دین و اهداف آن خدمت به بشریت کنند، تفاسیر نادرست نیز می‌توانند با ترسیم چهره‌ی زشت از دین، علاوه بر تخریب دین، به انسانیت نیز آسیب زنند.

نمونه‌ی وحشتناک این برداشت‌های نادرست زمانی خود را بروز می‌دهند که نظریه پردازان آن‌ها حق و حقیقت را در خود و ولایت مطلق خود بر دیگران می‌بینند و دیگران را باطل محض که باید به جرم بی‌دینی و کفر کشته شوند. مصداق خونبار این گونه برداشت‌ها در صیهونیسم یهودی و مهدویت و صفویت و داعش وهابیت اسلامی در دنیای کنونی به صورت فاجعه‌آمیزی در حال رخ دادن است.

بررسی مستقل هرکدام اینها مجال مفصلی می‌طلبد اما نکته‌ای که مناسب این مقام است، این مطلب است که این برداشت‌ها اکنون، به عنوان یک عامل بسیار قوی، سبب پدید آمدن نفرت جهانی از دین شده است که طبیعتاً ترمیم آن به هیچ عنوان ساده نخواهد بود.

مطمئناً همه‌ی ما حق خواهیم داد به کسانی که آن سوی دنیا زندگی می‌کنند و هیچ شناختی هم از دین خصوصاً اسلام ندارند، وقتی این جنایات را مشاهده کنند طبیعتاً چهره‌ی زشت و تنفر ابدی از دین در آن‌ها به وجود آید.

بنابراین باید تلاش ویژه‌ای صورت گیرد تا به 6میلیارد انسان‌های دیگر کره خاکی نشان داده شود که اسلام فعلی بسرقت رفته ، تا این چهره‌ی زشت از دین را ترمیم کنند و به آن‌ها فهمانده شود دین چهره‌ی دیگری هم می‌تواند داشته باشد که مطابق با اصل آن ؛ یعنی رحمت و عطوفت به انسان‌ها و تمام کائنات است.
مرداد ماه 93 شاه شجاع نشتیفان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: