افراد گرایی حاصل سیاست غرب در خاورمیانه است

افراد گرایی ریشه در کجا دارد چه قدرتها و گروه هایی از این افراد گرایی سود می برند امروزه دنیا با مساله افراد گرایی مدارا و با نشر آن بنام بودایی ، سیک، هندو ، شیعی ، سنی ، یهودی ، مسیحی و….. قدرت گرفتن گروه های جنایتکار و متعصب به نام های گوناگون است که می خواهد منطقه و جهان را به دوران جاهلیت قرون وسطایی باز گرداند و با وحشت آفرینی افراد را گردن می زنند، زنان و مردان را سنگسار می کنند ، دگر اندیشان را ترور و اعدام می نمایند ، مزاحم دیگر عقاید و مذاهب میگردند ، غیر مسلمان مسلماتان را کشتار میکنند و مسلمانان علاوه بر پیروان فرقه و مذاهبشان غیر مسلمانان را ، گروههای تند رو شیعه گروههای میانه رو و معتدل را ، و گروه های متعصب سنی اهل تسنن را نیز اگر متعصب نباشند کشتار می کند و پیروان ادیان دیگر را از دم تیغ می گذراند.

در منطقۀ خاورمیانه از زمانی که آمریکا تصمیم گرفت با استفاده از مذهب گرایی در خاورمیانه پیشروی کمونیستهای شوروی را مهار کند و از زمانی که آمریکا دست ایران را برای سازماندهی گروه‌های شیعۀ وابسته خود در کشورهای مختلف عربی آزاد گذاشت و پس از این‌که جامعۀ جهانی به بشار اسد اجازه داد گروه‌های چریکی از ایران، عراق، لبنان، پاکستان و یمن برای دفاع از کرسی موروثی خود به سوریه بکشاند، با این سیاستها سنی‌های تندرو تحریک شده وتنش سنیان و شیعیان بالا گرفته و یا در متاطقی با هم درگیر شده اند. در این میان مسیحیان دارای موضعگیری خاصی نبوده، بلکه برخی که آن‌ها را که مسیحیان شیعه می‌نامیم با ایران هماهنگ اند و برخی نیز که مسیحیان سنی نامیده می‌شوند دیدگاه مشترکی با کشورهای خلیج فارس و ترکیه دارند.

مسیحیان شیعه

برای اولین بار مسیحیان شیعه را در تاریخ مارس ۲۰۱۳ در محلۀ القصّاع دمشق دیدم؛ روحانیون مسیحی و روحانیون شیعه در حال تشییع جنازۀ قربانیان حادثۀ انفجار در ساختمان اطلاعات نیروی هوایی سوریه در میدان تحریر بودند. از ائتلاف و دوستی دو گروه و هم‌چنین از دیدن تصاویر حسن نصرالله بر سردر اماکن تجاری محلۀ القصّاع و باب توما تعجب کردم. یکی از مشهورترین مسیحیان شیعه، ژنرال میشل عون است که در گذشته دشمن تاریخی رژیم اسد و ارتش قوی آن بود، اما در عرض یک شب تبدیل به دوست بشار اسد و حسن نصرالله شد. او ماه گذشته کنفرانسی با عنوان مسیحیان شرق برگزار کرد تا در آن از خطری بگوید که از جانب اسلامگرایان سنی (صفت تکفیری را فقط برای مسلمانان سنی به کار می‌برند) متوجه مسیحیان است. عون تلاش می‌کند مسیحیان را بر ضد سنی‌ها، با شیعیان متحد کند و خود و دامادش پیوسته در تلاش‌اند تا پناهندگان سوری را از لبنان بیرون رانند، زیرا او می‌داند با وجود آنها درصد سنی‌ها از شیعیان بیشتر خواهد شد. شبکۀ تلویزیونی OTV همین روند را دنبال می‌کند. برای نمونه، خانم غدي فرنسيس، مجری مسیحی-شیعی این شبکه از بارگاه سیده زینب در دمشق گزارش می‌دهد: «ما شیعیان بر اهمیت عاشورا تاکید می‌ورزیم، زیرا خون، حامی و حافظ ماست. قدرت ما شیعیان در سوریه افزایش می‌یابد، چون ما خون خود را تقدیم می‌کنیم. ما اجازه نخواهیم داد دمشق سقوط کند، زیرا دوستان ما در حکومت سوریه در حال نبرد با دشمنان ما، یعنی رادیکال‌های سنی‌اند».

زياد الرحبانی یکی دیگر از کسانی است که چند دهه مردم را به قیام علیه ظلم و استبداد و فساد فرامی‌خواند، ولی به محض شروع قیامی که در آرزوی آن بود و مردم را به آن تشویق می‌کرد قطب‌نمای سیاسی‌ا‌ش تغییر جهت داد. او بین دو واژۀ شیوعی (کمونیست) و شیعی دچار تردید شد و هویت مسیحی-شیعی را برگزید. حال همراه با جمعیت در سخنرانی‌های حسن نصرالله حاضر می‌شود و در رسانه‌ها به ترویج سیاست‌ها و افکار او می‌پردازد. کار به جایی رسیده از خانم فيروز، خوانندۀ مسیحی لبنانی خواسته برای بازارگرمی و خوش‌خدمتی به نصرالله، نام او را بر زبان بیاورد.

مسیحیان سنی

بسیاری از مسیحیان شرق تاکید می‌کنند که در یک جامعۀ اسلامی زیسته و پرورش یافته‌اند و فرهنگ اسلامی جزیی از هویت‌شان شده است و این‌که همسو با آرمان ملی که اسلام سنی پایۀ سیاسی و اجتماعی آن را تشکیل می‌دهد برای مقابله با اهداف ایرانی- شیعی که اعراب شیعه را از هویت جغرافیایی جدا و مستقیما آن‌ها را به ولایت فقیه ربط می دهد عمل می‌کنند. اندیشمند فلسطینی، دکتر عزمی بشارة، نفر اول مسیحیان سنی منطقه است. او به حمایت سیاسی از انقلاب‌های عربی که از مساجد آغاز شد، به حمایت از جنبش اسلامی حماس و به تاثیرپذیری از برخی اندیشمندان اسلامی مانند محمد عبده و راشد الغنوشی معروف است. بشارة معتقد است که تسنن، یک فرقۀ اسلامی نیست، بلکه اصل امت اسلامی است و بقیۀ مذاهب فرقه‌اند، ولی به شرط این‌که مسلمانان سنی مانند یک امت عمل کنند نه پیروان یک مذهب.

برگردیم به لبنان عزیز و به سمیر جعجع به عنوان یک مسیحی- سنی اشاره کنیم. او سرنوشت مسیحیان لبنان را در گرو سرنوشت ملت انقلابی سوریه می‌داند و برعکس میشل عون، معتقد است بقای مسیحیان شرق، فقط در پناه مسلمانان سنی ممکن است. از دیگر نویسندگان لبنانی که در صدر لیست مسیحیان سنی قرار می‌گیرند می‌توان از الیاس خوری، حازم صاغیة و راجح الخوری نام برد که معتقدند آیندۀ مسیحیان به آیندۀ مسلمان سنی ربط دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین مسیحیان سنی سوریه، میشل کیلو است که همیشه از فرهنگ و تمدن اسلامی دفاع می‌کند. او علاوه بر آن سفر مشهورش به داخل سوریه و دیدار با اعضای جبهه النصرة و در آغوش گرفتن و بوسیدن آن‌ها، در برنامه شبکۀ»LBC» لبنان به میهمانی مارسل غانم حاضر شد و به شیوۀ فارس الخوری شهادتین را به زبان آورد. یا جورج صبرة، عضو اپوزیسیون معروف سوریه یکی از طرفداران سرسخت گروه‌های مسلح اسلامی سنی و مؤتلف فراکسیون اخوان المسلمین در «ائتلاف ملی سوریه» و هم‌چنین «شورای ملی سوریه» است. او مدتی به نمایندگی از ائتلاف ملی سوریه، رهبر اپوزیسیون این کشور شد و هم‌چنان رییس شورای ملی سوریه است. در همین راستا می‌توان به حزب «وعد» اشاره کرد که اخیرا توسط جماعت اخوان المسلمین سوریه تاسیس شده و تعدادی از مسیحیان سنی از جمله «نبيل قسيس»، رییس حزب در آن عضویت دارند.
البته اسلام از شروع گسترش با دو امپراطور ایران و رم درگیر شد که در منازعات تاریخی برنده میدان نبرد بود اما با تغییر تاکتیک دشمنان شکست خورده از پیشروی بیشترش جلوگیری بعمل آمد رومیها از تاکتیک تفرقه سود بردند و ایرانیان هم از تاکتیک ترور که نتیجه اش این شد که رهبران اسلام توسط ایرانیان ترور شدند و با جعل اسناد و احادیث و روایات توسط رومیهای بظاهر مسلمان شده تفرقه در دین شروع شد و دهها گروه و دسته با اختلاف دیدگاه بوجود آمد و هر کدام با زیر مجموعه و زیر گروه خاص خود تفسیری از دین نمود.
زیرگروه‌ها
رافضیه ، علویه، ابدیه، شیعیه، اسحاقیه، زیدیه، عباسیه، امامیه، ناوسیه، تناسخیه، لاعنیه، راجعیه، مرتضیه
خارجیه ، ازرقیه، ریاضیه، ثعلبیه، جازمیه، خلفیه، کوزیه، کنزیه، معتزله، میمونیه، محکمیه، سراجیه، اخنسیه
جبریه ، مضطریه، افعالیه، معیه، تارکیه، بحثیه، متمنیه، کسلانیه، حبیبیه، خوفیه، فکریه، حسبیه، حجتیه
قدریه ، احدیه، ثنویه، کیانیه، شیطانیه، شریکیه، وهمیه، رویدیه، ناکسیه، متبریه، قاسطیه، نظامیه، متولفیه
جهمیه ، معطلیه، مترابصیه، متراقبیه، واردیه، حرقیه، مخلوقیه، عبریه، فانیه، زنادقیه، لفظیه، قبریه، واقفیه
مرجئه ، تارکیه، شائیه، راجیه، شاکیه، نهمیه، عملیه، منقوصیه، مستثنیه، اثریه، مدعیه، مشبهه، حشویه
هفت فرقه کرامیه، هریه، حالیه، باطنیه، اباحیه، براهمیه، اشعریه
متفرقه ، سوفسطائیه، فلاسفه، سمنیه، و ….
ادامه تفرقه و تقابل در طول تاریخ باعث تنش و تنفر و حتی در مقاطعی به نسل کشی و تحجر انجامید که نوعی از آن در تاریخ معاصر هم بگونه ای وجه تشابه آن بربریت هاست.

اکنون مردم آزاد دنیا و به ویژه آمریکائیان و اروپائیان می پرسند که چگونه با این فتنه و بلا می توان مبازره کرد و جلوی پیشروی آن را گرفت.

غربی ها، و به ویژه اروپائیان، چندان نگران کشته شدن مسلمانان و افراد خود در خاورمیانه عربی نیستند، بلکه از این بیم دارند که فتنه به داخل کشورهای آنان نیز کشانده شود و وحشیگری قرون وسطایی صادراتی از خاورمیانه عربی، دامان آن ها را نیز بگیرد.

ولی اروپائیان و دنیا باید به این پرسش پاسخ دهند که سیاست های استعماری آنان و تاراج منابع و مخارن ملل در حال توسعه حاصل اختلاف طبقاتی و فقری است که جوامع سوم را به اعتراض واداشته است و آنها تحت حمایت از آزادی بیان و عقاید با هدایت و رهبری در اتاق فکرهای غرب و سمت و سو دادن های مذهبی ملل خاورمیانه را بجان هم انداخته اند .
چه تفاوتی بین جمهوری اسلامی و «داعش» وجود دارد؟

چرا «داعش» را می گویند باید در نطفه خفه کرد ، اما جمهوری اسلامی را 3،5 دهه آزاد گذاشته که هر بلایی بر سر ایرانیان آورده و با تاراج سر مایه آنان در کشور های همجوار با حمایت و سرپرستی سپاه قدس گروههای تندرو شیعی را تولید و توسعه و تداعی نموده و باعث تحریک سنیان شده است.
ژنرال آمریکایی اوديرنو گفت:«ايرانی ها به برنامه پيچيده تری با گرو های کوچکتری از افراط گرايان رسيده اند و در حال حاضر با سه گروه کتائب حزب الله، اعضای عصائب اهل الحق و لشکر روز موعود، همکاری دارند.»
آن ها در واقع با دفاع و حمایت از سیاست های جاری و تعرض ضمنی ، و یا پرده پوشی این واقعیت که آنها سازمان های تروریستی را سازمان دهی و حمایت مالی و لجستیکی و اطلاعاتی می نمایند در مواقع لزوم مثل اشغال عراق و افغانستان با شربک نمودن جمهوری اسلامی از امکانات و اطلاعات آنها بهره جویی استعماری نموده و بر علیه اشغال شدگان مسلمان بکار می گیرند.

سیاست های چندگانه غرب در این باره گروه های تعصب گرای اسلامی را که روز به روز شمار آنان در کشورهای خاورمیانه و اروپا بالا می رود و بارها در هر فرصتی به خیابان آمده و دست به اعتراض زده و علیه فرهنگ غرب، در خاک غرب، شعار داده اند را سمت و سو داده و در خیلی مواقع به تقابل با همدیگر وا میدارند که خود حضور دایمی غرب در منطقه خاورمیانه را توجیح پذیر می نماید

شوربختانه، گروه های چپ گرا و سازمان های حمایت از انسان ها و حتی قشرهائی از یهودیان و مسیحیان متعصب، هم که بدینگونه هدایت و حمایت میگردند آن ها نیز در مواقعی با جمهوری اسلامی و نئونازی ها نژادپرست و تندروهای مافیایی همراه و همکاری می نمایند .

اکنون انگشت اتهام را به سوی «داعش» در عراق دراز می کنند که شمشیر اسلامی به دست گرفته و غیرمسلمان را می کشد و حتی مسلمان شیعه را سر می برد و به زنان تجاوز می کند و آنان را به برده فروشی می گذارد و یا مقابر و معابد شیعی را تخریب و ویران میکند و با فراموشی و سرپوش گذاشتن تخریب مسجد بابلی در هند و مسجد شیخ فیض در مشهد و مسجد الخلیل در بیت المقدس اعمال نژاد پرستانه سیک ها و شیعی ها و یهودی ها را در ممالک فوق انعکاس نمیدهند حال آنکه عملآ محتوی تجاوز و تخریب یکی است .

آیا یادتان هست که چگونه سپاهیان پاسدار و کمیته های انقلاب سالها پیش دگراندیشان خراسان در تربت جام ،قوچان ، گنبد ، تبریز ، ارومیه ، کردستان ، کرمانشاه ، خوزستان ، بلوچستان و دیگر شهرها و روستاها را با چه سرعتی شگفت آور و وحشیانه سرکوب و قتل و غارت نمودند.

زیرا به پاسداران وعده داده شده بود که هر منطقه ای را که تصرف کنند، اموال مخالفان نصیب آنان می شود و یا تحت نام بنیاد مستضعفان غیر مستقبم به آنان تعلق خواهد داشت.

حالا «داعش» همین ها را به جوانان گرسنه و بیکار و سرخورده عرب و مسلمان وعده می دهد و آنان را به سوریه و عراق می کشاند تا نه تنها شهوت ماجراجویی و هوس خون را در خود ارضاء کنند، بلکه عطش جنسی آنان نیز تامین شود.

در این شیوه مغزشویی و جنایت پیشگی، در اصل هیچ تفاوتی بین جمهوری اسلامی و «حزب الله » و «داعش» وجود ندارد – شاید از نظر گستردگی و شدت کمی با هم متفاوت باشند.

آیا دنیا همه را به یاد دارد؟

آیا دنیا به یاد دارد که همین بلا را اخوان المسلمین در مصر بر سر مسیحیان قبطی وارد کردند؟

و همین بلا را حکومت اسلامی ایران هر روز و هر هفته بر سر اهل سنت و بهاییان و مسیحیان و یا نوکیشان وارد می آورد و از روزی که به قدرت رسیده هزاران باورمند بهایی را کشته یا زندانی و یا فراری ساخته و اموال آنان را غصب کرده است؟

این با «داعش» چه تفاوتی دارد؟

حکومت ایران نیز به ترور دینی و سیاسی و اجتماعی دست می زند و زنان را سنگسار می کند و دست یا پای محکومین را می برد و علیه غیرشیعه، سنی به ویژه بهائیان ومسیحیان مرتکب جنایت می گردد.

در اصل، هیچ تفاوتی بین «داعش» که به نام اسلام آدم می کشد، با ، اسد در سوریه و حزب الله در لبنان و عراق و سوریه و حکومت اسلامی ایران وجود ندارد.

شاید شدت آن متفاوت باشد، ولی در اصل، آن ها سروته یک کرباسند!

امروز دنیا از خود می پرسد که در قرن بیست و یکم، چه شده است که بربریت قرون وسطی سر بلند می کند؟

آیا در این سال های دراز بشریت هیچ پیشرفتی نکرده، که اکنون دچار چنین پس رفتی می شود؟ چگونه می توان با این افراط گرایی سرشار از خشونت و خون مبارزه کرد و جلوی رشد آن را گرفت؟

شماری از مخالفان رژیم ایران عادت دارند که این موج تعصب گرایی اسلامی را به حکومت ایران و شخص خمینی نسبت دهند – و ادعا می کنند که اگر رژیم کنونی ایران نبود، این تعصب گرایی آلوده به خون هم به وجود نمی آمد.

در پاسخ باید گفت که گرچه قدرت گیری حکومت دینی در ایران و حمایت مالی و تسلیحاتی آن از سازمان های ترور، در گسترش تعصب گرایی دینی و منطقه ای نقش مؤثری داشته، ولی ریشه آن را در ده ها سال پیش از به روی کار آمدن دولت اسلامی ایران و قرار دادهای استعماری غرب باید جستجو کرد.

در واقع، خود حکومت ایران نیز زاده همان تقابل غرب با موج بیداری ملل جهان سوم در تقابل با تاراج منابع و مخازن یا تمدید نمودن قراردادهای استعماری در لباس اسلام و موج اسلام گرایی تعصب گرانه بود که از یک قرن پیش همانند آتش زیر خاکستر، خود را حفظ می کرد.

ولی تصور آن بود که هر چه بر دانش مردم جهان و آگاهی و معرفت آنان افزوده شود، از تعصب گرایی دوری خواهند گرفت و به راه میانه روی و اعتدال روی خواهند آورد. ولی این آرزو و انتظار عملی نشد!

چرا؟

پاسخ آن را جامعه شناسان و روانشناسان باید بدهند، که چرا این گونه شد؟

شاید یک علت می تواند گسترش شکاف فرهنگی و مادی بین دنیای اسلام و جهان غرب باشد.

غرب در سایه دموکراسی و مردمسالاری و در سایه فضای آزاد و رقایت آزاد و مسالمت جویانه دو اسبه پیش می رود، ولی دنیای اسلام به علت سرکوب و استبداد و نبود آزادی بیان عقب مانده و مردمانش در محنت به سر می برند.

این تفاوت بین غرب و دنیای اسلام، موجب خشم و کینه افراط گرایان مسلمان می شود که اگر خود توان پیشرفت ندارند، پس می خواهند پیشرفت دیگران را نیز متوقف کنند، و از آن جا که خود نتوانسته اند بسازند، پس ساخته های دیگران را نیز ویران کنند.

آمدن «داعش» دنیا را به هراس انداخته، ولی کشتیبانان نمی داند که اگر به رژیم ایران پرو بال نمی دادند، اگر در برابر حزب الله لبنان سکوت نمی کردند دنیا امروز به این مرحله از خون و آتش نمی رسید . شهریورماه 93 شاه شجاع نشتیفان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: