فاجعه ای که حاکمیت ولایی با خود زنی ارتش نمود

آن روز ها که حاکمیت ولایی ارتش شاهنشاهی را خود زنی نمود هیچ نمیدانست که  با روزگار  وارد چه بازی کثیف و خطرناکی خواهد شد . پس از پیوستن ارتش و اعلام بیطرفی توسط حاکمان ولایی چه جور و ستمی برارتشیان شده است.شما جوانان در آن دوران نبوده و بیاد ندارید که چگونه هم پالکان شما به ارتشیان هجوم بردند و در خیابانها با وحشیگری خاص خودتان آنها را دریده و اعضای بدنشان را برشاخه های درختان در میادین و خیابانها آویختتد بعد از پیوستن و اعلام بی طرفی هم به پادگانها هجوم برده و غارت نمودند بعد هم خلخالی جانی را بجانشان انداخته تا جنایتها نمود از کشته پشته ها ساخت و تا مرز انحلال ارتش برابر قرادادهای منعقده در نوفل لو شاتو پیش رفتند یعنی تعدادی از سران فراری شدند کسانیکه خالص و مخلص گفتند ما مسلمانیم و قسم یاد نموده که به شاه و ایران وفادار باشیم که ناوچه های عراق از وحشتشان پرچم ایران را می افراشتند بدستور مدعیان دین بدلیل سوگندشان به دار مجازات آویخته یا تیرباران شدند به تعدادی هم که دوره تخصصی در ممالک غربی طی کرده بودند خلخالی نامه تعلیق خدمت داد تا سر فرصت تکلیفشان معلوم شود خیلی ها هم با آوردن دستخط از ملای محلشان به شهر مورد تقاضایشان منتقل گردیدند با این وصف سازماندهی ارتش را بهم زده و عملآ منحلش نمودند در همین فاصله هم با شعار صدور انقلاب و راه قدس ازکربلا میگذرد و تحریک شیعیان و ارتشیان عراق به نافرمانی و تمرد از صدام (میزبان چندین ساله شان را بعثی و کافرخواندند) باعث تحریک وی و حمله به ایرانش نمودند در چنین شرایط و اوضاع نابسامان ارتش از تمام نقاط ایران به جبهه ها شتافته و علاوه بر مواضع تدافعی به حملات آفندی هم دست زده و ارتشی هجومی و تا دندان مسلح و با حمایت اکثر حکام منطقه که پیشاپیش اعلام نموده ظرف 48ساعت تهران را فتح میکنم را در نوار مرزی غرب و جنوب کشور زمینگیر نمودند( در آن ایام سپاهی با شرایط فعلی وجود نداشت فقط تعدادی کلاش یا یوزی برای اسکورت ملاها یا مقامات داشت )قریب به یکسال استحکام مواضع پدافندی و سازماندهی ارتش در شرایط سخت جبهه ها زمان برد و در این مدت جان برکفان نیروی زمینی و هوایی و هوانیروز و تفنگداران دریایی با تحقیر که یک سروان ریشو را درجه سرهنگی داده و فرمانده گذاشته اند لب به اعتراض نگشوده و برابر سوگندی که خورده به ایران وفادار و از نوامیس و سرحدات هوایی و زمینی و دریایی تا حد جان دفاع نمودند بعد هم که شرایط را فراهم نمودند از مهر1360 با حملات رعد آسا و پی در پی فرصت سازماندهی به ارتش عراق را نداده و در هر عملیات با گرفتن دهها هزار اسیر و ادوات نظامی و لجستیکی و آزاد نمودن دهها هزار کیلو متر مربع خاک ایران از غرب و جنوب وارد خاک عراق هم شدند اما با خیانتهای سپاه و بسیج که در فواصل یگانهای نظامی گنجانده بودند بارها دشمن رسوخ و نظامیان را دور زده و باعث ازدیاد تلفات و یا گرفتن اسیر شدند و حتی بعد قبولی قطعنامه598 در تاسوعا67با هماهنگی سپاه اعلام نمودند که ارتش صدام برای سینه زنی به سمت مواضع خودی در حرکت است مانع آنان نشوید که برای سینه زنی می آیند که دقیقآ همین خیانت سپاه باعث شد 700نفر از لشکر77 خراسان را بعد قطعنامه به اسارت ببرند ……بلی اینگونه ارتش مظلوم واقع شد و در پایان جنگ دریغ از استقبال با یک شاخه گل از کسانیکه 150 ماه دور از خانواده در جبهه های جنوب با گرمای 50+و جبهه های غرب با سرمای 50-درجه جانفشانی ها نمودند 

در روزهای گذشته، به مناسبت «هفته دفاع مقدس» (مصادف با هفته اول مهر)، رسانه های ایران به میزان بی‌سابقه ای به «ناگفته های جنگ»، شکست های نظامی اواخر جنگ و تحولات منتهی به قبول قطعنامه ۵۹۸ پرداختند.

در میان مجموعه این رسانه ها، صدا و سیما با پخش برنامه ای به نام « سطرهای ناخوانده«، بیشترین توجه را در سطح افکار عمومی جلب کرد. در این برنامه، مسعود بختیاری و عبدالحسین مفید از فرماندهان ارتش در زمان جنگ، محسن رضایی فرمانده کل و علی شمخانی از فرماندهان اصلی سپاه در آن زمان و محسن رفیقدوست آخرین وزیر سپاه ایران، به پاسخگویی به سوال های کارشناسانی پرداختند که به گفته برخی از مصاحبه شوندگان، برای اولین بار سوالاتی «متفاوت» را از آنها می پرسیدند.

خبرسازترین مصاحبه در این مجموعه، گفتگوی محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نیمه شب چهارم و پنجم مهرماه بود که بخش عمده آن، به تحولات ماه‌های پایانی جنگ اختصاص داشت.

حدود دو ساعت پس از شروع این گفتگو بود که در پی احتیاط محسن رضایی در پاسخگویی مستقیم به سوالات سه کارشناس برنامه، یکی از آنها باانتقاد از این رویه گفت «قطعا من جوان دوست ندارم که از بی بی سی ناگفته های جنگ را بشنوم» و افزود: «خواهش می کنم به بزرگواری خودتان اجازه بدهید که سوالاتمان را بپرسیم». اعتراض این کارشناس، در شرایطی مطرح می شد که بی بی سی فارسی، در روزهای پیش از آن، یک گزارش، یک گفتگو و یک میزگرد را در مورد اشتباهات فرماندهان سپاه پاسداران در اواخر جنگ منتشر کرده بود.

در پی این اعتراض بود که در ادامه برنامه، بخشی از ناگفته های سال آخر جنگ هشت ساله، برای اولین بار در تلویزیون سراسری جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و به صراحت مورد بحث قرار گرفت. در ابتدای این بحث، سرلشکر رضایی تاکید کرد که در مورد جنگ ناگفته هایی داشته که تاکنون بیان نکرده است. وی افزود که در ۷-۸ سال گذشته چند بار تصمیم گرفته این کار را بکند و دست نگه داشته اما فکر می کند که دیگر «وقتش شده است».

مجموعه «ناگفته هایی» که طی دو شب، در گفتگوی حدودا پنج ساعته دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد، طیف متنوعی از موضوعات و به ویژه شکست های نظامی سپاه پاسداران در پایان جنگ را در بر می گرفت.

نامه ای که منجر به پایان جنگ شد

در میان همه این موضوعات، نامه به کلی سری محسن رضایی به اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین فرمانده کل قوا در تاریخ دوم خرداد ۱۳۶۷، به نسبت سایر موضوعات مطرح شده در گفتگو وقت و توجه بیشتری را به خود اختصاص داد. نامه ای که فرمانده وقت سپاه، در آن به تشریح الزامات تسلیحاتی و تدارکاتی ادامه جنگ با عراق می‌پرداخت و ظاهرا، در تصمیم آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نقشی تعیین کننده داشته است.

پیش از طرح نامه، پیام های چند نفر از مخاطبان برنامه خوانده شد که یکی از آنها می گفت: «در مورد نامه آقای رضایی به امام، اگر نپرسید صداقت ندارید.»

نامه مورد اشاره، همان بود که رهبر سابق جمهوری اسلامی، نخستین بار در جلسه ۲۵ تیر ۱۳۶۷ مسئولان ارشد نظام به آن اشاره کرده بود.

آیت الله خمینی در این جلسه، با اشاره به نامه ای از محسن رضایی فرمانده وقت سپاه گفته بود: «فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر باشیم و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری و اتمی که از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته امریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود».

رهبر سابق ایران در ادامه طعنه می زند که فرمانده سپاه «البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.»

نامه ای با همفکری فرماندهان سپاه

اشاره مستقیم به نامه در این برنامه، پس از آن صورت گرفت که محسن رضایی، با سوالی در مورد نامه وی به آیت الله خمینی سه هفته پیش از قبول قطعنامه ۵۹۸ مواجه شد، نامه ای که یکی از مجریان یادآوری کرد که رهبر وقت جمهوری اسلامی، آن را «تکان دهنده» توصیف کرده است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام توضیح داد که اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین وقت فرمانده کل قوا، در اواخر جنگ از او خواسته بود که امکانات مورد نیاز سپاه پاسداران برای خاتمه دادن به جنگ را بنویسد.

محسن رضایی گفت که به دنبال این درخواست، «فرماندهان سپاه را را جمع کرده و گفته که آقای هاشمی چنین صحبتی را کرده اند» و وقتی با سوالات فرماندهان در مورد دلیل ظرح چنین درخواستی مواجه شده گفته است که «باید به آقای هاشمی اعتماد کنیم».

به گفته این فرمانده جنگ در ادامه، او و دیگر فرماندهان سپاه، ملزومات ادامه جنگ را «برآورد کرده بودند»، که ظاهرا تاکیدی بود بر اینکه نامه معروف، نتیجه همفکری فرماندهان ارشد سپاه بوده است.

وی در این قسمت از برنامه سطرهای ناخوانده، به گونه ای غیرمنتظره نامه مورخ ۲ تیر ۱۳۶۷ خود در پاسخ به اکبر هاشمی رفسنجانی را بیرون آورد و اعلام کرد «برای اینکه دقیق تر بحث را ادامه دهد» به متن نامه رجوع می‌کند.

فرمانده سابق سپاه با دفاع از مضمون نامه خود افزود که این نامه، حمله سراسری عراق به مرزهای جنوبی و غربی و حتی فعال شدن نیروهای سازمان مجاهدین خلق پیش بینی و برای «انهدام صدام و حزب بعث عراق» تقاضای امکانات کافی شده است . او با تاکید بر اینکه نامه خواستار «خارج کردن آمریکا در خلیج فارس» شده تا نیروهای ایالات متحده به کمک ارتش صدام حسین نیایند ادامه داد: «بدون خروج آمریکا از خلیج و در طول سقوط صدام و حزب بعث هیچ گونه ضمانتی برای رسیدن به هدف و پس از کسب هدف وجود داشت.»

درخواست سلاح لیزری و اتمی

در ادامه برنامه، کارشناسان اصرار کردند که وی متن نامه را بخواند که با مقاومت اولیه محسن رضایی رو به رو شد که می گفت می خواهد این نامه را در کتاب خاطراتش منتشر کند، اگرچه سرانجام قبول کرد.

بخشی از این نامه، حاوی توصیه آقای رضایی مبنی بر این بود که «تا پایان سال ۶۷ و ۶۸ و ۶۹ عملیات انهدامی انجام شود» (انهدام نیروهای عراقی بدون عملیات تهاجمی)، سال ۱۳۷۰ «آغاز عملیات سراسری» در دستور کار قرار بگیرد و سال ۱۳۷۱، زمان «پایان عملیات سراسری» برای سقوط حکومت صدام حسین و بیرون کردن نیروهای آمریکا از خلیج فارس باشد.

وی در ادامه، یکی از جداول موجود در نامه در مورد «توسعه سازمان رزم» ایران را توضیح داد که توصیه می کرد که از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱، تعداد تیپ های پیاده ایران از ۵۰ به ۳۵۰ (هفت برابر) برسد و تعداد تانک ها، از ۱۰۰۰ به ۲۵۰۰ افزایش پیدا کند. این گفته، با کنایه یکی از کارشناسان برنامه در مورد تحریم جهانی فروش اسلحه به ایران مواجه شد که پرسید: «در شرایطی که به ما تانک نمی فروشند دیگر؟»

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ادامه این قسمت، به تاکید نامه خود بر نیاز کشور به سلاح های «لیزری و اتمی» اشاره کرد و گفت: «من گفتم که هواپیما و مسائل لیزر و هسته ای را اگر نداشته باشیم مهم نیست، ولی ما برای اینکه آن تکلیف و مسئولیت نظامیمان را از نظر عقلانیت بیان کنیم بایستی در برآوردها می آوردیم.»

وی اندکی بعد، در اظهاراتی متفاوت گفت که در نامه نوشته است که «مساله تهیه هواپیما و تلاش جدی برای ساخت سلاح های لیزری» برای نیروهای ایران بسیار ضروری است اما «اگر حاصل نشد این طور نیست که پیروزی به دست نیاید، بلکه باید فشار های سنگینی را تا کسب پیروزی متحمل شویم».

اظهارات محسن رضایی در این مورد که در نامه نوشته بوده «هواپیما و سلاح های لیزری» لزوما از ضروریات پیروزی در جنگ نیست، باعث شد تا یکی از کارشناسان یادآوری کند که با این حساب، وی «سلاح هسته ای» را در شمار تسلیحاتی که بدون آنها هم می توان در جنگ پیروز شد ذکر نکرده است. آقای رضایی در واکنش به این یادآوری تذکر داد: «همه چیز که نباید گفته بشود.»

پیشنهاد ‹ساختن ۳۰۰ هواپیما›

آقای رضایی مهم ترین قسمت نامه خود را تاکید بر «تهیه به موقع بودجه و امکانات لازم» دانست و بخشی از نامه را خواند که حکایت داشت: «با توجه به تجربه سال گذشته بعید می دانم دولت و ستاد به تعهدات خود عمل کنند.» یکی از مصاحبه کنندگان از او پرسید که آیا میزان بودجه درخواستی خود را در نامه مشخص کرده بوده؟ که با پاسخ منفی مصاحبه شونده مواجه شد.

فرمانده سابق سپاه از متن نامه چنین خواند: «ما هیچ راه برگشتی را نه قبول داریم و نه اساسا به وجود آن مطمئن هستیم و به اجرای تعهدات دولت و مسئولین هم امیدوارم نیستم، ولی تکلیف خودمان می دانیم که بجنگیم و از آنجا که خداوند متعال صاحب انقلاب است به هر حال راهی باز خواهد شد.»

او همچنین گفت که پیشنهاد کرده کلیه افراد ۱۷ تا ۴۰ سال موظف شوند سالی ۴ ماه در جبهه های جنگ باشند و یادآوری کرد که به این امکانات فقط برای جنگ با عراق احتیاج نداشته بلکه آن را برای مقابله با آمریکا هم لازم می دانسته است. دخالتی که وی مطمئن بود در صورت ادامه جنگ، به شکل رویارویی نظامی مستقیم میان ایران و آمریکا در می آمد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه تخمین زد که برآورده شدن کل مطالبات او از دولت برای ادامه جنگ «حداکثر ۴ میلیارد دلار» بودجه نیاز داشته است؛ که یکی از کارشناسان یادآوری کرد تنها قیمت ۳۰۰ هواپیمای درخواستی او از ۴ میلیارد دلار تجاوز می کرده. پاسخ محسن رضایی این بود که: «مگر گفته بودیم باید بخریم؟» پاسخی که با واکنش کارشناس مواجه شد که پرسید: «پس از کجا می آوردیم؟»

این بار، توضیح آقای رضایی آن بود که ایران نیز می توانسته مانند «آلمان در جنگ جهانی دوم در مدت کوتاهی کارهای بسیار بزرگی بکند». وی در واکنش به یادآوری مجری مبنی بر اینکه ایران با گذشت ۲۶ سال از جنگ هنوز هم نتوانسته این تعداد هواپیما را بسازد گفت: «خوب این هم اشکال دارد دیگر. به هر حال اگر این امکانات را به ما می دادند ما تضمین می کردیم…آلمانی ها در مدت کمتر از این ۱۰ برابر اینها را تولید کردند، آن هم کی؟ سال ۱۹۴۸.»

وی در پاسخ به یادآوری یکی از مجریان مبنی بر اینکه آلمانی ها قبل از جنگ جهانی دوم (که از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ طول کشید) صاحب تکنولوژی پیشرفته هوایی بوده اصرار کرد: «نه، همه اش به خاطر شرایط جنگ بود.»

یادآوری انتقاد آیت الله خمینی به سپاه

بعد از بازخوانی نامه محسن رضایی در مورد ملزومات ادامه جنگ، یکی از مصاحبه کنندگان واکنش آیت الله خمینی به نامه آقای رضایی را یادآوری کرد: «حضرت امام می گویند که فرمانده سپاه از معدود کسانی است که معتقد به ادامه جنگ است. امام هم توی نامه شان به این مسائل که شما می گویید اشاره می کنند، مساله بیرون کردن آمریکا و اینها، منتها آخرش این را می گویند که فرمانده سپاه تاکید کرده که ما آماده جنگیدن هستیم و ادامه می دهیم، اما این شعاری بیش نیست. آن تعبیر را خود حضرت امام دارند.»

محسن رضایی پاسخ داد تفسیرش از جمله آیت الله خمینی این است که اگر امکانات مورد نظر فرمانده وقت سپاه تامین نشود ادامه جنگ شعاری بیش نیست. در اینجا یکی از کارشناسان اظهار داشت: «نه، امام می گویند اینکه فرمانده سپاه می گوید من باز هم حاضر به جنگیدن و اینها هستم، راجع به این می گویند … که شعاری بیش نیست». آقای رضایی گفت آنچه کارشناس می گوید یک تعبیر از سخنان آیت الله خمینی است و او چنین تفسیری ندارد.

در بخش دیگری از برنامه، یکی دیگر از کارشناسان با اشاره به فهرست درخواست های فرمانده وقت سپاه برای ادامه جنگ از او پرسید: «فکر نمی کنید این لیست یک کم خیال پردازانه است؟ عین این است که بگویید ما نمی خواهیم بجنگیم.»

آقای رضایی با تاکید بر اینکه تامین چنین امکاناتی توسط حکومت برای پیروزی در جنگ مورد نیاز بوده جواب داد: «حرف ما این بود که مسئولانی که مربوط به این کار هستند این کار را نخواهند کرد. [البته] نگفتیم کشور نمی تواند.»

وی در پاسخ به این سوال که: «یعنی معتقدید کشور می توانست؟» گفت: «صددرصد».

اشتباهات منجر به سقوط فاو

در بخشی دیگر از گفتگوی تلویزیونی محسن رضایی، ماجرای سقوط فاو در اواخر جنگ مورد اشاره قرار گرفت.

در این بخش، یکی از کارشناسان نقل کرد که محسن رضایی پس از سقوط فاو در اواخر فروردین ۱۳۶۷، در جمع فرماندهان سپاه گفته است: «من خیلی فکر کردم به ماجرای سقوط فاو به این نتیجه رسیدم که ممکن است در این هم خیری بوده باشد و اینکه ما می توانیم دو نوع بجنگیم، یا عاشورایی بجنگیم و یا مثل زمان پیامبر و امیرالمومنین بجنگیم و چون ما الان در شرایطی هستیم که حکومت دست ماست و مانند زمان پیامبر و امیرالمومنین هست، امکانات باید بگیریم برای این جنگ.»

وی از این نقل قول نتیجه گرفت که آقای رضایی، حتی قبل از درخواست اکبر هاشمی رفسنجانی برای فهرست کردن مطالبات خود در ارتباط با جنگ معتقد بوده که ادامه نبرد، بدون تهیه امکانات جدید ممکن نیست.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پاسخ داد که او از سال ها قبل از سقوط فاو هم عقیده داشته که «جنگ بدون بسیج کشور قابل ادامه دادن نیست که ما بتوانیم هدف بزرگی را بگیریم یا صدام را ساقط کنیم».

این مکالمه، زمینه پرداختن به جریانات منتهی به از دست دادن فاو شد، که درجریان آن یکی از مصاحبه کنندگان با اشاره به مواضع فرمانده وقت سپاه در روز سقوط این جزیره گفت: «آقای روحانی جایی گفته است که که حتی وقتی خبرهایی در مورد حمله عراق به فاو می آمد، آقای رضایی گفته است مگر اینکه عراق بمب اتم داشته باشد که بتواند فاو را پس بگیرد.»

سرلشکر رضایی تایید کرد که چنین حرفی را زده و در دفاع از خود گفت که این سخن را در مکالمه تلفنی بر زبان رانده چون فکر می کرده سخنانش توسط عراقی ها «شنود» می شود و درواقع می‌خواسته دشمن را گمراه کند.

یکی از مصاحبه شوندگان به گزارشی اشاره کرد که حکایت داشت در هنگام سقوط فاو، احمد کاظمی (از فرماندهان جنگ) در جلسه فرماندهان سپاه هشدار داده که این جزیره دارد از دست می رود اما از بقیه جواب شنیده که «احمد دارد شلوغش می کند که نیرو بگیرد». او افزود: «گزارش‌هایی هم از شما وجود دارد که گفته بودید عراق آمده است یک گوشه ای از فاو را بگیرد و نمی خواهد همه فاو را بگیرد.»

محسن رضایی گفت ممکن است فرماندهان دیگری غیر از او این چیزها را گفته باشند ولی خود او نه تنها چنین عقیده ای نداشته بلکه از قبل پیش بینی می کرده که عراق به زودی به فاو حمله خواهد کرد.

وی در ادامه، در اشاره ای تلویحی به گزارش های حاکی از حضور نداشتن نیروهای کافی در فاو برای دفاع از آن اظهار داشت: «دفاع از فاو به معنای حضور در فاو نبود». آقای رضایی تاکید کرد که راه درست حفظ این جزیره را حمله کردن به عراق می دانسته تا نتواند برای گرفتن مناطق تحت کنترل ایران عملیات انجام بدهد و نتیجه گرفت که نگرانی اصلی وی، حفظ رویه تهاجمی ایران در جبهه های جنوب بوده است.

یکی از گفتگوکنندگان پرسید اگر او این قدر نگران بوده، اتفاقات پی در پی اواخر جنگ چون «سقوط ۳۶ ساعته فاو»، «سقوط ۷-۸ ساعته شلمچه» و «سقوط ۳ -۴ ساعته مجنون» چطور به وقوع پیوسته و ادامه داد: «به نظر می‌رسد این مناطق آماده سقوطند و فکری برای نگهداریشان نشده است.»

محسن رضایی گفت که این سقوط ها، درواقع نگرانی های قبلی او را تایید کرده که قبلا هم در نامه ای، در موردشان هشدار داده بوده. نامه‌ای که آقای رضایی می گفت در اردیبهشت ۱۳۶۶ برای درخواست امکانات بیشتر به آیت الله خمینی نوشته و در آن هشدار داده بوده که «اگر فکر اساسی نشود به زودی عراق حملاتش را علیه ما شروع خواهد کرد و ما را مانند لقمه ای خواهد بلعید».

فعالیت سیاسی سپاه در زمان جنگ

در ادامه گفتگو، گزارش های برخی از دست اندرکاران جنگ در مورد ریشه داشتن سقوط فاو در مشغول شدن برخی فرماندهان سپاه به فعالیت های سیاسی مورد بحث قرار گرفت.

یکی از کارشناسان برنامه گفت که مثلا در خاطرات محسن رفیقدوست وزیر وقت سپاه آمده که «یکی از دلایل سقوط فاو این بود که فرمانده آن منطقه رفت توی استانش که برای انتخابات مجلس سوم فعالیت بکند».

آقای رضایی پاسخ داد: «صد در صد خلاف است این بحث. چند وقت پیش دیدم یکی از آقایان که از معاونین وزارت خارجه هم بوده این حرف را زده. صحت ندارد.» اشاره وی، ظاهرا به اظهارات چندی پیش عباس ملکی معاون وزارت خارجه ایران در زمان جنگ بود که گفته بود در آستانه سقوط فاو توجه بعضی از فرماندهان به مسائل انتخاباتی معطوف شده بود.

کارشناس برنامه، یادآوری کرد که در این زمینه، حسن روحانی هم روایت مشابهی دارد و گفته است که بعضی از فرماندهان به این نتیجه رسیده بودند که تعامل مناسبی بین سپاه و مجلس وجود ندارد و بنابراین تصمیم گرفته بودند که خودشان نماینده مجلس بشوند.

محسن رضایی با رد پرداختن سپاه پاسداران به فعالیت های سیاسی در زمان جنگ گفت که او شخصا بیش از هر کس دیگری حساس و مراقب بوده که فرماندهان وارد چنین فعالیت هایی نشوند چون معتقد بوده که اگر فعالیت های سیاسی گسترش پیدا کند، مدیریت سپاه مشکل می شود.

آقای رضایی در بخشی دیگر از برنامه، بدون نقل قول مستقیم، اشاراتی نیز به پیام عتاب آمیز آیت الله خمینی به سپاه پاسداران در جریان شکست های سنگین سپاه در روزهای پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کرد (آیت الله خمینی در این پیام گفته بود «یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود»).

محسن رضایی گفت این پیام در زمانی صادر شده که خرمشهر در معرض سقوط بوده و تاکید رهبر سابق جمهوری اسلامی درواقع این بوده است که «یا سپاه یا خرمشهر».

تعبیر فرمانده سپاه ظاهرا به این معنی بود که آیت الله خمینی تاکید داشته که سرنوشت سپاه، به سرنوشت نبرد خرمشهر بستگی خواهد داشت.

محسن رضایی در اواخر برنامه سطرهای ناخوانده، برای مستند کردن بخشی از اظهارات خود در مورد رضایت آیت الله خمینی از سرانجام نهایی جنگ، به کتاب خاطرات سال ۱۳۶۷ اکبر هاشمی رفسنجانی رجوع کرد.

این کتاب، یکی از منابعی است که در ارتباط با ضعف های فرماندهی سپاه پاسدران در اواخر جنگ، مورد استناد پژوهشگران قرار گرفته است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: