این دو برادر ساکن نشتیفان که در مرز عبور از 100 سالگی هستند از کاروانسالاران دهه های پیشین نشتیفان میباشند .

مارس 11, 2014

این دو برادر ساکن نشتیفان که  در مرز عبور از 100 سالگی هستند از کاروانسالاران دهه های پیشین نشتیفان میباشند .

در روزگار نه چندان دور گذشته نشتیفان از رونق تجاری بالایی بر خوردار بوده است و این مبادلات تجاری در آن دوران با کاروانهای شتر انجام و نشتیفان که در مسیر جاده ابریشم واقع بوده محل تلاقی این ترددها محسوب میشده است و این پدیده را بیشتر میتوان در خود مردم پرتلاش و ماجراجوی آنزمان و مناسبات پیشینیان آنان جستجو نمود که بخشی بدلایل جنگهای صدر اسلام به همراه سنگانیها که دست از آیین زرتشتی خویش بر نداشته و هجوم اعراب به سر زمینهای خویش را برنتافته و پس از مدتها مقاومت و مبارزه تا کرمان هم پیشروی نموده اما با رسیدن نیروهای کمکی برای اعراب به سمت تنگه هرمز عقب نشسته و حتی تا سوار شدن بر کشتی هم به مبارزه بی امان خویش ادامه اما بناچار به کراچی و سپس بمبیی هندوستان مهاجرت که هنوز در آن مناطق ایین و زبان خویش را پس از صدها سال حفظ نموده اند و گروه دیگر از مهاجران از نشتیفان هم با هجوم مغولان به کرمان و یزد و فارس صورت گرفته که شرح یک صده حکومت آنان بر بخش اعظم ایران بجز خراسان در وبهای 20گانه شاه شجاع به کرات آمده است تداوم ارتباط مهاجران دو دوره با اقارب و بستگانی که در نشتیفان مانده آنها را به مبادله کالا و نیاز جوامع به آن واداشته و در امر جابجایی از طریق خشکی یا آب انجام می شده است اغلب کالاهای جابجایی از سه مسیر بندر عباس و کرمان و افغانستان و هندوستان و سمرقند و بخارا و مرو و نیشابور که توسط کاروان های شتر نشتیفان مبادله می گشته بدینصورت بوده که که در نشتیفان بار اندازی شده و سپس توسط معامله گران دوره گرد با قاطر و اسب و شتر به شهرهای همجوار تا بیرجند و هرات و مشهد ارسال میگشته است و عکس زیر از تجار خرده پا و معامله گران قاین تا بیرجند در صده اخیر است و خاطرات شنیدنی این دو برادر حاج غلام محمد و حاج غلام احمد از مسیر های پیموده شده شنیدنی است که بایستی نوادگان آنان که افراد با سوادی هم هستند اقدام به اینکار می نمودند.
و این حقیر در سنین کمتر از دهسال مسافرت نشتیفان تا بمرود و حاجی آباد و گومن را با کاروان آنان مسافرت نموده ام که خاطراتش به یادماندنی است. اسفند ماه 92،شاه شجاع نشتیفان


آنروز که حکام جهان سوم نخواهند به آهنگ کارتل های نفتی اقتصادی شرق و غرب برقصند !!!!

مارس 7, 2014

آنروز که حکام جهان سوم نخواهند به آهنگ کارتل های نفتی اقتصادی شرق و غرب برقصند !!!!

داستان انقلاب 79 یا 57 ایران حلقه ناگسست 35 ساله با شرکتهای نفتی یابهتره بگیم کارتلهای نفتی است . اما به چه قیمتی ؟! نابودی همه امکانات زیربنایی و نظامی و اداری،درگیری و جنگ با همسایه غربی ، اعتیاد فراگیرجوانان و جامعه ایران به همه نوع مواد مخدر ،اعدام های هزاران جوان ایرانی، نابودی صنایع ،نابودی کشاورزی و منابع طبیعی و تالابها و دریاچه ها،نشر جهل و خرافات ،نابودی نظام آموزشی ،……..طبق اسنادفوق محرمانه ، هم اکنون هربشکه نفت که ازکشورهای صادرکننده نفتی خریداری میشه به قیمت ناچیزی بین 50تا150دلارخریداری میکنندبمحض اینکه محموله های نفتی بدست کارتلهای نفتی میرسد به قرار هربشکه نفت پس از6ساعت که تجزیه میشه دقیقاسودی خالص معادل 30000هزاردلارپیدامیکند چون ازنفت 70000هزارفراوردهء نفتی بدست می ایدازجی پی فورسوخت هواپیمابگیرتا……………………..الی آخر.یعنی 1بشکه نفت که خریداری میشه به قیمتی مثلا100دلارپس از6ساعت تجزیه شدن وگرفتن مواد آلی آن ارزشی معادل 30000دلار امریکاپیدامیکند چون صنعت تجزیه وتحلیل انهاراشرکتهای نفتی مثلbp(بریتنیش پترولیوم)وشرکتهای چندملیتی امریکایی دارنداماجالبه بدونیداین موضوع رابرای اولین بارپادشاه فقید ایران برملا کرد.درآن زمان که هربشکه نفت مارا از3یا4 تا35دلارمیخریدندآنروزیعنی سال-1970-1979هر1بشکه نفت ارزشی معادل7000دلار امریکاداشت وپادشاه ایران که رییس اوپک بود خواست منابع ایران و اوپک سرمایه ملی مسلمانان را مفت به کارتل ها ندهد که زیر پایش را خالی نموده و سرنگونش کردند دقیقآ پس از آنکه درساله 1350اخطاردادبه شرکتهای نفتی وگفت چندسال دیگریعنی سال 57قراردادهای نفتی ایران راباشماتمدیدنمیکنم ذکی یمانی حافظ منافع غرب دراوپک میگویددرسال 1350شاه دراوپک گفت که میخواهد قیمت نفت رابالاببرد یمانی میگویدبلافاصله غرب وشرکتهای نفتی برای مقابله با وی طرح انقلاب اسلامی را پیاده نمودند نه تنها بخاطر بالارفتن قیمت بلکه بخاطر اینکه شاه فقید ایران فهمید بود چه سودی درهربشکه نفت کارتلهامیبرند آن سال که پادشاه ایران اخطارداد کارتلهای نفتی تازه فهمیدندپادشاه ایران چه در سر دارد چون میگفت من کناردست شماها مینشینم و خریدار نفت را خودم انتخاب می کنم یعنی به هرکسی که دلم میخواهد و قیمت بیشتری برای این محصول می پردازد میفروشم ودرسراسر جهان پالایشگاه نفت وپتروشیمی و جایگاه عرضه بنزین میزنم وبنزین رابه قیمت روزخودم درامریکاوسراسر کشورهای جهان میفروشم و از همه مهمتر شاه ایران با درایت و تمکن مالی که داشت ایران را علاوه بر قدرت برتر منطقه بسوی ابرقدرت اقتصادی می برد واین شدکه کارتلهای نفتی این موضوع رابرنتابیدند وتصمیم گرفتندکه سیاست نفتی ایران یا بهتره بگم نظام پادشاهی بایدتغییرکند چون به زعم آنها دولتها در جهان سوم همانندکارمندهستند و مجری مصوباتی هستندکه پشت دربهای بسته شرکتهای نفتی تصمیم گیری میگردد و دولتهای جهان سوم بایستی همانند دیکته بی غلط انهارا اجرا بکنند ! عملآ دیدید به چه راحتی انقلاب شدوفقط پس ازچندی ظرفیت تولیدروزی4تا6میلیون بشکه نفت ایران رسیدبه روزی 2میلیون بشکه وشرکت نفت ازبین رفت همزمان ارتش ایران و قوه قضاییه هم ازبین رفت الان هم که با در گیر نمودن ایران در باتلاق سوریه و لبنان و فلسطین و عراق و بحرین و سودان و بمن و مصر و لیبی و افغانستان و جنجال اتمی شدن با تحریم و محاصره اقتصادی فاتحه کل ملت و مملکت را خوانده و هر لحظه با تهدید تنگ نمودن حلقه محاصره اقتصادی و گزینه نظامی رو در رو و همانند عراق و لیبی پس از تضعیف با جنگ و اشغال مواجه که مجددآ برای نسلهای بعدی هم حکومتی دست نشانده جایگزین که همه اش بدلیل تعصبات و جهل مذهبی در سراشیبی سقوط تند می باشیم . باخواندن این پست بایدبفهمیدچراامریکااینهمه سرمایه گذاری میکندروی گروههای مذهبی چون میخواهدنفت راببردچون این صنعت بزرگ باعث ابرقدرتی امریکاست مثلادرافغانستان امریکامانده یادرجاهای دیگه مثل خلیج فارس همش به این خاطره که بر منطقه کنترل داشته باشه چون منابع عظیم نفتی درخاورمیانه وایران می باشد وازهمه مهمتراینکه پس فروپاشی شوروی نوبت چین که رقیب قدر اقتصاد امریکاوانگلیس وسایره متحدان اروپاییش است می باشد و لازمه حضور آنها در منطقه است تا تکلیف چین را هم یکسره نمایند.


چطوری حل یک مشکل را راحتر کنیم ؟!

مارس 5, 2014

شما برای حل مسئله تان چقدر به تعریف مسئله بها می‌دهید؟ ما اغلب وقتی با مسئله ای روبه رو می‌شویم تازه اگر بخواهیم خیلی متفکرانه با مسئله مان برخورد کنیم، تمرکز خود را روی روش ها و تکنیک هایی که برای حل مسئله وجود دارد می‌گذاریم و حتی گاه زمان بسیار زیادی را صرف حل موشکافانه مسئله خود می‌کنیم. اما خوب است، قبل از آنکه قدم به جلو بگذاریم ابتدا با تعریف مسئله مان تکلیف خود را روشن کنیم. آیا می‌دانستید روشي كه براي تعریف مسئله خود در پيش مي‌گيريم، چارچوب مسئله ما را شكل مي‌دهد؟ همچنين چگونگی تعریف و بیان صورت مسئله است که گزينه ها و گام های بعدی را به ما تحميل مي‌كند. طرح درست مسئله نقطه شروع است و بر همه تلاش هاي بعدي ما تاثير مي‌گذارد.

چگونگي طرح يك مسئله تاثير شديدي بر مسير انتخابي ما مي‌گذارد. اگر روش بيان مسئله غلط باشد، خشت اول را كج گذاشته ايم و بنابراين مسير غلطي را آغاز خواهيم كرد. تا این حد که حتی گاهی يك راه حل خوب براي مسئله اي كه به درستی بیان نشده، بدتر از زمانی است که هنوز سراغ گزینه های مسئله نرفته ایم اما در تعریف مسئله خود هوشمندانه اقدام کرده ایم. ضرب المثل قدیمی است که می‌گوید: خشت اول را چون نهد معمار كج تا ثريا مي رود دیوار كج!

حالتی را در نظر بگیرید که مثلاً به ما چیزی را می‌دهند و از ما می خواهند از نگاه خودمان تعریفی از آن داشته باشیم. ابتدا ما آن چیز را مشاهده می‌کنیم و سپس بر اساس مشاهده خود تعریفی از آن ابراز می‌داریم. حالا در نظر بگیرید که همان چیز را به کسی دیگر مي دهند که برای آن تعریفی داشته باشد. مسلماً تعریفی که ابراز می‌دارد با تعریف شما یکسان نیست. زیرا که نگاه ما به مسئله است که چارچوب و تعریف ما از آن را شکل می‌دهد.

يادمان باشد كه تعريف‌كردن مسئله تصميممان، براي خود يك مسئله است! و شديداً بر انتخاب نهايي ما تاثير مي‌گذارد. از اين رو تعريف كردن مسئله به شكل هاي گوناگون در آغاز كار بسيار حائز اهميت است .

شتابزدگي در به پايان رساندن مسئله و يا تنبلي در تعريف مسئله از بزرگ‌ترين خطرات و آفت های حل مسئله است. بيان مسئله به ساده‌ترين روش يا اولين روشي كه به ذهن خطور مي‌كند، يا به روشي كه هميشه در گذشته بيان شده، آسان است. اما ساده ترين راه لزوماً بهترين راه نيست. براي حصول اطمينان از اينكه مسئله را درست مي‌فهميم يا نه، بايد بتوانيم از فضاي بسته بيرون بياييم و خلاقانه فكر كنيم.

يكي از خصوصيات بارز افراد خلاق اين است كه توانايي «نوع ديگر ديدن» در آنها زنده و فعال است. منظور از نوع ديگر ديدن اين است كه تنها به يك حالت و به يك تعريف از رويدادها بسنده نكنيم و از خود بپرسيم اين رويداد جز اين تعريف چه تعبير يا تعريف هاي ديگري مي‌تواند داشته باشد.

راهكارهايي عملي براي اين موضوع وجود دارد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

مسئله را به فرصت‌ها تبديل كنيد

نگاه ما به مسئله و تعریفی که از آن داریم تا این حد موثر است که حتی می‌تواند مسئله ما را به فرصت تبدیل کند. به قول آلبرت اينيشتين، فرصت ها در دل مشكلات نهفته اند. به اين نگاه نكنيد كه يك موقعيت چقدر بد و نا خوشايند به نظر مي‌رسد؛ از خود بپرسيد: در اين موقعيت چه فرصتي براي من نهفته است؟ اكثراً ما در نگاه به مسائل فقط جوانب تاريك مسئله، اختلال در كارها، هزينه هاي سنگين و … را مي‌بينيم. اما اين يك هنر است كه براي حل مسئله‌مان گاهي بتوانيم آن را در حالت ساده و محدودش ببينيم.

مسئله تصميمتان را تعريف كنيد

بهترين روش براي اينكه بتوانيم مسئله تصميممان را تعريف كرده و يا شكل تازه اي به آن ببخشيم اين است كه ارزيابي اوليه خود را روي كاغذ بياوريم و آن را زير سوال ببريم و تعریف مکتوبی از مساله مان داشته باشیم. تفكر از زواياي مختلف در آغاز كار تعريف هاي بهتري از مسئله خلق مي‌كند. تعريف هاي بهتر گستره وسيع تري از راه حل هاي خلاقانه را پديد مي‌آورند.

از خود بپرسيم آغازگر اين تصميم چه بوده است؟ اصلاً چرا من به اين فكر افتادم؟ آغازگر براي شروع بسيار خوب است زيرا نقطه پيوند ما با مسئله اصلي است. آغازگر ها مي‌توانند فكر ما را منحرف كنند و در تله اي بیاندازند كه مسئله را فقط طوري ببينيم كه نخستين بار از خاطرمان گذشته است. مثلاً وقتي رئيس يك شركت از كارمندش مي‌خواهد كه يك بسته نرم افزاري جديد براي ارسال مراسلات انتخاب كند، ممكن است مسئله واقعاً اين نباشد كه بهترين نرم افزاري كه مي‌توان خريد چيست؟ مسئله حقيقي شايد اين باشد كه بهترين روش براي ارسال مراسلات شركت كدام است؟ شايد به اين نتيجه رسيد كه اصلاً نيازي به خريد نرم افزار جديد نيست. بلكه نياز اين است كه يك دفتر انديكاتور ساده خريد.

محدوديت‌هاي مسئله را زير سوال ببريد

يكي از اين محدوديت ها، محدوديت هاي زماني است. محدوديت ها بعضي وقت ها چشم ما را مي‌بندند و نمي‌گذارند بهترين گزينه ها را انتخاب كنيم. تشخيص و برخورد نقادانه با محدوديت ها ما را به تعريف بهتر مسئله و يافتن راه حل هاي بهتر رهنمون مي‌‌كند.

مؤلفه‌هاي اساسي مسئله را شناسايي كنيد

بايد بتوانيم تصميم‌هاي ديگري را كه بر تصميم ما تاثيرگذار بوده و يا با آن هم‌بستگي دارند، تشخيص دهيم. چه تصميم‌هاي ديگري بر اين تصميم ما تاثيرگذار خواهد بود؟ به ندرت پيش مي‌آيد كه تصميمي كاملاً مستقل و مجزا از تصميم‌هاي ديگر وجود داشته باشد. فكر‌كردن به سرتاسر زمينه تصميم به ما كمك مي‌كند تا در مسير درست باقي بمانيم.

براي تعريف مسئله‌تان يك چشم‌انداز گسترده و عملي ايجاد كنيد

آيا تصميم هاي وابسته بايد بخشي از اين تصميم باشند؟ يا بخشي از اين تصميم بايد تفكيك شده و به طور جداگانه با آن برخورد شود؟ لازم است يك تعريف جامع و گسترده را در مقابل يك تعريف محدودتر و با راه حل هاي آسان تر سبك سنگين كنيم. راه حلي كه براي يك مسئله خيلي كوچك ايده آل است، مي‌تواند براي مسئله اي كه گسترده تر و دقيق تر تعريف شده، راه حل ضعيفي باشد. مثلاٌ براي به حداقل رساندن خرج بنزين يك خودرو مي توان لاستيك‌هاي آن را كاملاً پر باد نگه داشت تا از اصطكاك جاده بكاهد. اما اگر مسئله اصلي كاهش هزينه هاي كلي خودرو باشد پر باد نگه‌داشتن لاستيك‌ها تصميم بسيار ضعيفي خواهد‌بود. درست است كه با اين كار در مصرف بنزين صرفه‌‌جويي مي‌‌شود اما لاستيك ها زودتر فرسوده مي‌شوند.

از ديگران بپرسيد موقعيت را چگونه مي‌بينند و از اين رهگذر روشن بيني‌هاي تازه اي بدست‌آوريد

مشورت با ديگران و ايده هاي آنان كمك مي‌كند تا مسئله را با نگاه جديدي ببينيم. شايد فرصت‌هاي تازه اي پيدا شود و محدوديت‌هاي غير ضروري آشكار شوند. اما اگر به هر دليل نمي‌توانيم با كسي حرف بزنيم، بد نيست تصور كنيم كه ديگران احتمالاً در اين‌باره چه نظري دارند. مثلاً از خود بپرسيم حسابدار من اين مسئله را چگونه مي‌بيند؟ نظر رئيسم چيست؟ اگر سياستمدار هستيم مي‌توانيم از خود بپرسيم مثلاً امام خميني، مهاتما‌گاندي، نلسون‌ماندلا در صورتي كه با مسئله مورد نظر ما روبه رو مي‌شدند چه ديدگاهي داشتند؟

همرمان كه جلو مي‌رويد تعريف مسئله‌ را بازنگري كنيد

ايستادن در بين راه و بازنگري دوباره و چندباره تعريف مسئله، فرصت‌هايي هستند كه اغلب اوقات ما را به تصميم‌هاي بهتر رهنمون مي‌كنند. زير سوال بردن مسئله به‌ويژه هنگامي كه شرايط به سرعت تغيير مي‌كند يا اطلاعات تازه اي در دسترس قرار مي‌گيرد، اهميت زيادي دارد.

باید هوشیار باشیم که در دام مسائل نیفتیم. گاهی اوقات مسائل ما حالت باتلاقی پیدا می‌کنند که هر چقدر دست و پا بزنیم انگار بیشتر فرو می‌رویم و کارمان سخت‌تر می‌شود. تعريف ضعيف مسئله يك تله است .مراقب باشيم در اين تله گرفتار نشويم.


عرف و عادات ، نيازها و خواسته­ ها ، محدودیتها و موانع را در جامعه نشتیفان منطقی نماییم .

مارس 5, 2014

شما برای حل مسئله هایتان چقدر به تعریف مسئله بها می‌دهید؟!
آیا برای حل مسئله بایستی صورت مسئله را پاک کرد ؟!
چه رفتارهای خوب و چه رفتارهایی ناپسند است ؟!
معیار خوب و بد در جامعه را چه نهادی تعریف میکند ؟!
اعضاء نهاد با چه معیار و مشخصات و توسط چه زیرمجموعه انتخاب می شوند ؟!
چگونه و در چه شرایطی بعضی عادات عرف جامعه گشته و به چه صورت فراگیر می گردد ؟!
چقدر و چگونه احتیاج و نیاز انسانها در پذیرش عرف و عادات پسندیده و ناپسند تآثیر گذار است ؟!
تآثیر محدودیتها و مرز بندی بین خواسته و نیازها و احتیاجات روز مره در جوامع چه مقدار اثرگذار است؟!
چرا ناهنجاریهای اجتماعی در جوامع ما روز افزون و همه موانع و محدودیتها مانع از گسترش آن نمی گردد ؟!

بیشتر مردم از كارهايي كه اطرافيان، فاميل، دوست، همسر و فرزندان­شان انجام مي دهند ناراحتند. ما بيشتر شنونده شكايات و گله ها هستيم و فكر مي كنيم كه ايرادي به اين آدم­ها وارد است.
همه ماها آدم هاي خوبي هستيم. چيزهاي بدي نمي خواهيم. چيزهاي خوبي مي خواهيم و نيت خوبي داريم. آنچه كه ته قلب­مان است، به واقع خوبي است، اما راه به دست آوردنش را نمي دانيم و ممكن است راه هاي اشتباهي را رفته باشيم يا برويم.

امروز می‌­دانیم احتیاجات و نیازهای انسانی یکی از مهمترین عوامل تعریف کننده شخصیت انسان است. این مهمترین راه شناخت انسانها است. وقتی انگیزه و هدف انسان را بدانیم که بیش از همه چیز به نیازهای انسان مربوط است به شخصیتش پی می‌­بریم.بیایید گذر از مرز نوجوانی به جوانی و بلوغ فرزندانمان را تا زمان رشد شخصیت یا همان بلوغ شخصیت جدی بگیریم.

مثلا چرا پدران و مادران بالغ فرزندان نابالغ یا نوبالغ را درک نکرده یا اذيت مي كنند؟!

بنابراين مي خواهيم نگاهي بيندازيم به نيازها و خواسته ها،چون اگر اين نيازها از مسير اصلي خود خارج شود، تبديل به بدبختي و آشفتگي در زندگي ما مي شود. نه فقط يك بهانه براي خواسته هاي بيمار گونه مي شود، بلكه روشي در زندگي مي شود.

مثلا چه چيزي سبب رابطه ناسالم جنسي مي شود مبنای تمام وسوسه ها كلمه احتياج يك آدم زخمي است.

مبنای تمام شرارت ها، خودمحوري ها و وسوسه ها، حرص است كه تبديل به احتياج يك انسان بيمار و دردمند و زخمي است كه بستگي دارد كه وسوسه چه باشد.

براي اينكه يك اضطرابي درون او لانه كرده و وقتي اضطراب فوران مي كند مانند آتشي مي ماند كه درون او شعله ور شده و او براي خاموش كردن اضطراب احتياج به آب دارد و اين آب مي تواند خشم و عصبانيت باشد.

مي دانيد اينجا چه نوع احتياجي است كه مبنای اين ناهنجاري می‌­شود؟ احتياج به «كنترل». داشتن. ما فرزندامان را مي زنيم، براي اينكه اضطراب مان را كنترل كنيم.

احتیاج­های ما به دو گونه است؛ یکی احتیاج­هایی است مبتنی بر کمبود که باید ارضا شود. مانند نیاز به غذا نیازبه هوا و دیگری نیاز به امنیت و آرامش است و غرایز جنسی را هم می‌­توان در این دو گنجاند. وقتی این نیازهای اولیه به اندازه ارضا شوند تعادل به وجود می‌آورند، ولی نیازهای دیگری هم بعد از نیازهای اولیه هستندکه به عنوان نیازهای حقیقی نامگذاری شده اند که باید آن را به وجود آورد و به آتش اشتیاق­شان دامن زد که آنها نیاز به عشق و تعلق، نیاز به آگاهی و دانایی، نیاز به زیبایی و هنر، نیاز به حرمت و عزت نفس، نیاز به خود شدن و در آخر رسیدن به اصول اخلاقی و انسانی است.

متاسفانه کسانی هستند که نیازمند بودن به دیگران را ضعف می‌­دانند که ریشه در کودکی شخص دارد که در بزرگسالی باعث می‌­شود نتوانیم نیازهای خود را ارضا کنیم و حتی برای داشتن این نیازها احساس شرم و خجالت می‌­کنیم.

به همين دليل قبل از اينكه سئوالات اين قسمت را پاسخ بدهيم بهتر است كمي در مورد نيازها و خواسته­ها و درباره تفاوتي بين نياز و خواسته ها كه به نظر مي رسد هيچ موضوعي بهتر و مهمتر از نياز يا احتياج نيست و تعيين كننده اين است كه من وشما كه هستيم و چه هستيم و هيچ چيزي بيش از اينكه چگونه نيازها و احتياج ها را هر چه هست برآورده مي كنيم، ما را تعريف و مشخص نمي كند.

يعني اگر بگوييم احتياجات اوليه من چه هستند، اين ده يا پنجاه مورد نيازهاي اول من هستند و من اين نياز ها را اين گونه برآورده مي كنم يا به نوعي ارضای مي كنم، مي توانيم تقريبا شناختي ازهم پيدا كنيم تا آنجا كه مي دانيم به راحتي مي شود گفت آنچه موجب انگيزه يا علت رفتار من و شما مي شود و آن چيزي كه هدف هاي من و شما را مشخص مي كند، احتياج است.

يعني احتياج و نياز هم در مركز علل و عوامل رفتار ما و انگيزه هاي ما وجود دارد. آن دلايلي و چراهايي كه ما كاري را مي كنيم و هم اهداف ما است.ج يعني آنچه كه به دنبالش هستيم..

البته تفاوت كمي هست بين احتياج و خواسته. خواسته چيزي است كه ما انتخاب مي كنيم، برمي گزينيم و احتمالا اهميت كمتري دارد و مي توانيم از آن بگذريم. در حالي كه نياز به گونه اي با زمينه هاي فيزيكي و مادي ما يا زمينه هاي رواني ما كه اگر برآورده نشود ما از بين مي رويم و در شرايط ويژه به جنبه هاي اجتماعي مرتبط است. خواسته انتخابي است كه چه بسا با خواست درصد اعظم جامعه متفاوت یا شاید در ديگر جوامع اینگونه و شکل نخواهند. البته بين خواسته ها فاصله كم و زياد وجود دارد و براي ما هم متفاوت است.

در حالي كه معمولا وقتي صحبت از احتياج و نياز مي كنيم، اولا عمومي و همه گير است. به خصوص به نيازهايي كه به آن خواهيم پرداخت و دوم اينكه معمولا 99 درصد مردم آن را مي خواهند. حالا اگر هم به آن صورت خودش را نشان نمي دهد به گونه ديگر خود را ارایه مي كند. البته تفاوتي هم بين خواستن و توقعات وجود دارد.

در اجتماع وقتي با خواستن به سوي هدف­مان پيش مي رويم. مثلا اگر درخواست خانه يا وسيله اي را داشته باشيم، اگر رسيديم به عنوان تلاشی که کردیم نتیجه اش را مي پذيريم و خوشحال مي شويم و اگر به مقصود نرسيم خودمان را قانع نموده تا اذيت نشويم. چون تلاش و مسئوليت مان را در قبال هدف­مان انجام داده­ايم. حركت براي ما مهم است. خود حركت براي ما پيروزي و لذت بخش است و از اينكه تنبل نبوديم احساس رضايت مي كنيم.

وقتي با توقع به سوي هدف­مان پيش مي رويم، اگر به هدف­مان هم برسيم ما را خوشحال نمي كند. زيرا مي گوييم اين حق من بوده است و برايش زحمت كشيدم و اگر به هدف­مان نرسيم شروع مي كنيم به غرغركردن كه بيچاره شدم، سرم كلاه رفت. اين همه زحمت كشيدم، دعا كردم، وقت و انرژي گذاشتم.و

با اين افكار از پاي درآمده و زمينگیر می شویم.

خواستن: يك حالت طالب بودن، يك شوق و مسئوليت در ما به وجود مي آورد و براي ياد گيري و تجربه اي جديد آموختن پيش مي رويم، اما در توقع داشتن حالت طلبكار بودن در ما ايجاد مي شود كه زير بنايش خشمي هم وجود دارد. انگار كه ديگران به ما بدهكار هستند و كارهايي را كه انجام مي دهند وظيفه شان است.

خواستن يك مبحث و توقع داشتن محبث ديگری است كه هر موقع در ما به وجود مي­آيد در ما سنجشي به وجود مي­آورد كه امكان دارد بخواهيم خود و ديگران را سرزنش كنيم يا اينكه سنجشي و معياري مي شود كه از آن استفاده كنيم براي رشد تا ناخالصي هايمان را قلم بگیريم و توانايي­هاي خود را ببينيم و روي توانايي­هايمان سرمايه­گذاري كنيم. طي گذشت زمان نیاز ها که بر آورده نشوند تجمیع گردیده و تبدیل به کوهی از مشکلات میگردند كه ما بایستی نشسته و چاره رفع اين نيازها راکه در اطراف ما هستند جسته یا الویت بندی نماییم. يعني اگر من الان تشنه هستم پس اولين و مهمترين نياز من تشنگي است تا بهلاکت نرسم. بعد مسئله گرسنگي و سد جوع. یاخسته گی و خواب من است. نهایت تمايل دارم كه با فرزندانم در ارتباط باشم و اين به صورت نياز روحی براي من در آمده و سراغ آنها مي روم.

بعضي وقت ها مي تواند خواسته ها جابه جا شوند و به همين جهت است كه نمي شود گفت كدام مهمتر هستند. بعضي ها خوابشان را از دست مي­دهند تا اتاق خوابشان اضافه شود. اینها کمی توضیحات بود تا به شما کمک شود تا راه حل سوءالات را راحتر بیابید. حالا ببینیم که چگونه جوابگوی پرسشها خواهید بود ؟!!!


سنگسار فاحشه

مارس 4, 2014

‏شاه شجاع نشتیفان‏ ‏عکس‏ ‏من ایرانیم ، فقط یه ایرانی ( Man Iraniam , Faghat Ye Irani )‏ را درمیان گذاشت.
گزینه‌های این داستان
سنگسار
هر زمان شیخ بشیطنت و ریا جای شه و شاهین را لانه شغال نمود یعنی شیخ روباه جای شیر نشست فقر و فحشاء در این مرز و بوم شیوع و غیرت مردان در کشکول شیخ به شرر شمشیر خرافات و جهل همچو شمع شعله کشید اما مذاب شد زن زینت این خانه که زینهار بدید سینه سپر و شور بگفتار که شر شیخ با شگرد بکنم ولی غافل که خود شکار شیخ شده و شارع شرع شرحی به شوءنات عرف و آزادی زنان باشاره که تن زنان عریان ، گرچه بزور او را در چادر کفن نمودند اما بزیر چادر آن کردند که حیا دریدند و حجب بدکان دین حراج نمودند و به چهار سوق سنگ جمرات جمع و جماعت جاهل جهل به اوج رساندند و به سر زن زدند و سنگسار نام نهادند هیچکس نیندیشید ملا که به ناف و زیر ناف می بالد بلوا از لحاف او به محضرش در محکمه شرع شیوع و حکم به اجراء نیات پلید بیالوده و عامه جاهل جمرات بدست آن بکردند که در عالم نکنند. بمناسبت روز زن شاه شجاع نشتیفان

من ایرانیم ، فقط یه ایرانی ( Man Iraniam , Faghat Ye Irani )
5 ساعت پیش
نامه فریدون فرخزاد به یک فاحشه

اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان!

… چه گناه کبیره ای…!
میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی!
از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !! اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزادشود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟
مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است…
بفروش ! تنت را حراج کن…
من در دیارم کسانی را دیدم
که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین .
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم،
چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه !!
دعایم کن


عاقبت پیک پیام صلح از نشتیفان راهی مآموریت خویش گردید

مارس 4, 2014

 اصولآ مردم نشتیفان از قدیم الایام جهانگرد  و تاجر پیشه و زحمتکش بوده اند لازم است به مناسبت این حرکت فرهنگی یادی بکنیم از کاروان های شتر نشتیفان در دهه های گذشته و شتر سالاران نشتیفان که از بندرعباس تا نشتیفان و هرات و مشهد و بلعکس راهپیمایی نموده که هم اکنون که شما در جاده های آسفالته با خودروهای لوکس و پر سرعت بخواهید از دل کویر بگذرید حوصله تان سر می رود چه برسد به دلاور مردان دلیر و کاروان سالارانی که پیاده بهمراه شتر و اسب و قاطر طی طریق می نمودند و در مسیر هم برای سهولت و آرامش خاطر خویش مبادرت به احداث بند خاکی و حوض انبارهایی برای زخیره نزولات آسمانی می نموده اند که علاوه بر خود و احشام همراه دیگر مسافران و وحوش و حیوانات و پرندگان و خزندگان کویری نیز بهره مند میشدند که متآسفانه برگزار کنندگان این کار فرهنگی بدلیل آگاه نبودن از سوابق نشتیفان کوچکترین اشاره ای هم بدین پیشه  پیشینیان نشتیفان ننمودند ولی با همه اینها جای تشکر دارد  چون برای مدت کمی این شهر با میراث نیاکان کم نظیرش بر روی تلکس خبر گزاری ها و توجه ایرانیان علاوه بر کشورهای همسایه جلب توجه خواهد نمود و باعث جذب  سیاح و گردشگر به نشتیفان و منطقه خواف خواهد گردید

با حضور رئیس فدراسیون ورزش روستایی
حرکت کاروان شترسواران بومی حامل پیام ورزش و نشاط در مرز آغاز شد

سرپرست هیئت ورزش روستایی و بازی‌های بومی محلی استان خراسان رضوی از برگزاری مراسم افتتاحیه حرکت کاروان شترسواران بومی حامل پیام ورزش و نشاط خواف در مرز نشتیفان خبر داد.

خبرگزاری فارس: حرکت کاروان شترسواران بومی حامل پیام ورزش و نشاط در مرز آغاز شد
    •  
 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد به نقل از اداره‌کل ورزش و جوانان خراسان رضوی، مهدی گلرخ‌باهوش گفت: این مراسم صبح امروز با حضور رئیس فدراسیون ورزش روستایی و بازی‌های بومی محلی و مسئولان شهرستان خواف در سالن ورزشی شهید بیانی نشتیفان برگزار شد.

وی ادامه داد: کاروان شترسواران حامل پیام ورزش و نشاط در مرز پس از این مراسم به سمت ایستگاه بعدی در اسدآباد تایباد حرکت کرد.

این مسئول گفت: عصر امروز نیز جلسه هم‌اندیشی رؤسای هیئت‌های ورزش روستایی و بازی‌های بومی محلی سراسر استان با حضور رئیس فدراسیون در محل فرمانداری شهرستان خواف برگزار خواهد شد


هموطن بیدار شو بیدار شو

مارس 3, 2014
منقلب شد حالم از خوابیدن
هموطن بیدار شو پیکار کن

هموطن بیدار شو بیدار شو

زین‌همه خوابیدن استغفار کن

هموطن بیدار شو بیدار شو

دشمن بدکاره را ناکار کن

منقلب شد حالم از خوابیدنت

هموطن بیدار شو پیکار کن

ننگ دارد این همه بیهودگی

خیز و از خود رفع ننگ و عار کن

خسته ام از بس که گفتم پا شوی

پس مرا آسوده از تکرار کن

هموطن بیدار شو بیدار شو

دفع جنگ و فتنه و آزار کن

هموطن قربان دستت لطف کن

بنده را هم پا شدی، بیدار کن